WEBVTT

00:00.100 --> 00:06.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

00:06.798 --> 00:09.509
‫مردم همیشه از شخصیت‌های خیلی بزرگ حرف می‌زنند

00:09.592 --> 00:12.220
‫که از نظر فرهنگی تغییر ایجاد می‌کنند.

00:12.303 --> 00:15.807
‫آیا آن‌ها این لحظه را ساختند، یا لحظه آن‌ها را ساخت؟

00:16.850 --> 00:18.393
‫مارتا این‌طوریه.

00:18.476 --> 00:22.689
‫او تأثیر بسیار بزرگی بر فرهنگ گذاشت.

00:22.772 --> 00:25.150
‫او یکی از قدرتمندترین زنان روی کره زمینه.

00:25.233 --> 00:26.151
‫مارتا استوارت!

00:26.234 --> 00:28.236
‫- مارتا استوارت!
‫- مارتا استوارت!

00:28.319 --> 00:31.406
‫او بیش از ۵۰ ساله که همچنان مطرحه.

00:31.489 --> 00:33.616
‫من مارتا... [بوق]...استوارت هستم.

00:33.700 --> 00:35.368
‫من هر کاری بخوام می‌تونم بکنم.

00:35.452 --> 00:38.079
‫- مارتا استوارت!
‫- حالا بیا اون تختو مرتب کنیم.

00:38.830 --> 00:39.830
‫اوه!

00:39.873 --> 00:42.208
‫[صدای زیر] کشیدن کوش و هات‌پات.

00:42.292 --> 00:44.669
‫مارتا یکی از بزرگ‌ترین معلم‌های تاریخ بود.

00:44.753 --> 00:45.628
‫او ملکه است.

00:45.712 --> 00:46.546
‫تا به امروز،

00:46.629 --> 00:48.673
‫نمی‌تونید چشم از مارتا استوارت بردارید.

00:48.757 --> 00:52.010
‫اگه قرار بود یه اینفلوئنسر اصلی وجود داشته باشه، اون مارتا بود.

00:53.261 --> 00:55.388
‫او دنیایی رو ساخت که ما الان توش زندگی می‌کنیم.

00:55.472 --> 00:57.307
‫[موسیقی خیال‌انگیز پخش می‌شود]

00:57.390 --> 01:00.727
‫زنان آمریکایی نیاز داشتند که مسیرشون تغییر کنه

01:00.810 --> 01:03.146
‫از باز کردن کنسرو سوپ قارچ

01:03.229 --> 01:06.149
‫و ریختن اون روی کلم بروکلی و مرغ آب‌پز.

01:07.025 --> 01:11.738
‫قبل از مارتا، زنان زیادی بودن که درباره خانه‌داری مشاوره می‌دادند.

01:12.864 --> 01:15.575
‫و مهم‌ترین نکته درباره این زنان،

01:15.658 --> 01:18.078
‫اینه که باید خیلی مهربون می‌بودند.

01:18.161 --> 01:22.040
‫من بتی کراکر هستم و به شما قول یک کیک عالی رو هر بار که می‌پزید، می‌دم.

01:22.123 --> 01:24.709
‫و چیزی که قرار بود بهتون نشون بدن چطور انجام بدید، آسون بود.

01:24.793 --> 01:27.253
‫[گوینده مرد] یک استوانه جامد از خوبی‌های مخلوط.

01:27.754 --> 01:29.130
‫وقتی مارتا وارد شد،

01:29.214 --> 01:32.342
‫او چیزی کاملاً متفاوت می‌گفت.

01:33.301 --> 01:36.721
‫اگه امسال مثل ما برای شکرگزاری مهمون زیاد دارید،

01:36.805 --> 01:39.307
‫شاید بخواید بیشتر از یک نوع بوقلمون درست کنید.

01:39.390 --> 01:41.893
‫این یکی از زیباترین بوقلمون‌هاست.

01:41.976 --> 01:44.020
‫اون توی یه خمیر هزارلا پیچیده شده.

01:44.104 --> 01:48.483
‫او به یک نیروی الهام‌بخش برای میلیون‌ها نفر تبدیل شد.

01:48.566 --> 01:51.528
‫این ایده که می‌تونید همه چیز رو داشته باشید.

01:51.611 --> 01:55.031
‫[مجری تلویزیون] مارتا استوارت. او یک میلیاردر خودساخته است.

01:56.449 --> 02:01.037
‫او به زنان می‌گفت: 'خانه‌داری می‌تونه یه چیز قدرتمند باشه.'

02:02.497 --> 02:06.543
‫من همیشه سعی می‌کنم یک خلأ رو پر کنم. چیزی که وجود نداره.

02:06.626 --> 02:09.587
‫چیزی که مردم بهش نیاز دارن و می‌خوان و ندارن.

02:10.171 --> 02:12.173
‫او می‌خواست این امکان رو فراهم کنه

02:12.257 --> 02:15.760
‫که مردم خونه‌ها و محیطی رو که می‌خواستن داشته باشن،

02:16.344 --> 02:19.305
‫مهم نیست پول دارید یا نه.

02:20.390 --> 02:23.309
‫استانداردهای بالایی که مارتا برای خودش تعیین کرده،

02:23.393 --> 02:25.854
‫برای بسیاری از افراد دیگه هم تبدیل به استاندارد شده.

02:25.937 --> 02:28.439
‫و این مشکل برای بسیاری از زنان است.

02:28.523 --> 02:30.108
‫این یک دنیای فانتزیه،

02:30.191 --> 02:32.902
‫آرزوی یک سبک زندگی که نمی‌تونید داشته باشید.

02:32.986 --> 02:34.946
‫<i>در واقع، پورنِ خانه‌داری.</i>

02:35.029 --> 02:36.406
‫<i>مردم احساس خطر می‌کردند.</i>

02:36.489 --> 02:39.367
‫<i>ما احساسات بسیار قوی
‫اما متناقضی داریم</i>

02:39.450 --> 02:41.411
‫<i>درباره اینکه یک زن در خانه چگونه باید باشد.</i>

02:41.494 --> 02:45.540
‫'او یک کمال‌گرای غیرقابل تحمل است.
‫او یک وسواسیِ کنترل‌گر است.' چه دفاعی دارید؟

02:46.207 --> 02:47.584
‫ام، گناهکارم.

02:48.710 --> 02:52.755
‫مردم به خاطر خانه‌دار بودنم به من حمله می‌کنند،
‫اما در واقع، من واقعاً چه کار می‌کنم؟

02:52.839 --> 02:55.967
‫من چیزی را جشن می‌گیرم
‫که مدت‌هاست تحقیر شده است.

02:56.050 --> 02:58.261
‫فکر می‌کنم من مثل فمینیست مدرن هستم.

02:58.761 --> 03:00.930
‫<i>همه فکر می‌کردند او کامل است،</i>

03:01.014 --> 03:03.933
‫<i>اما هنوز هم چیزی بود
‫که او برایش تلاش می‌کرد</i>

03:04.017 --> 03:06.186
‫<i>و تا زمانی که به آن نرسید، آرام نگرفت.</i>

03:06.269 --> 03:08.646
‫<i>او توسط خشم‌های ساخته خودش
‫تحت تعقیب بود.</i>

03:09.355 --> 03:12.358
‫<i>[خبرنگار زن] مارتا استوارت
‫به اتهامات جنایی متهم شد.</i>

03:12.859 --> 03:14.920
‫<i>[زن ۲] تصویر او آنقدر با کمال
‫مرتبط است،</i>

03:14.944 --> 03:16.487
‫<i>و این نقطه مقابل آن است.</i>

03:17.572 --> 03:19.407
‫<i>[زن ۳] او سال‌ها زندان در پیش دارد.</i>

03:21.159 --> 03:22.660
‫[مارتا] کاملاً عالی.

03:22.744 --> 03:25.580
‫- کاملاً، کاملاً عالی.
‫- وضعیت عالی.

03:25.663 --> 03:27.498
‫- کاملاً امن.
‫- الگوی کوچک عالی.

03:27.582 --> 03:30.376
‫عالی. عالی. عالی. عالی.
‫بی‌نقص.

03:30.460 --> 03:33.588
‫اوم. پایان عالی برای یک غذای عالی.

03:34.297 --> 03:39.636
‫<i>[زن] در جایی از مسیر،
‫مارتا به ایده کمال باور پیدا کرد.</i>

03:40.470 --> 03:44.682
‫<i>اما سؤال این نیست
‫که آیا کمال قابل دستیابی است.</i>

03:45.266 --> 03:48.269
‫<i>سؤال این است: 'به چه قیمتی؟'</i>

03:48.853 --> 03:50.021
‫[موسیقی قطع می‌شود]

03:55.652 --> 03:58.071
‫[مصاحبه‌کننده مرد] از چه چیزی
‫بیشتر از همه بدتان می‌آید؟

03:58.571 --> 04:00.907
‫[مارتا] این سؤال سختی برای پاسخ دادن است.

04:01.991 --> 04:03.201
‫از اسراف بدم می‌آید.

04:04.452 --> 04:06.079
‫از ناکارآمدی بدم می‌آید.

04:06.663 --> 04:08.248
‫طفره رفتن.

04:08.331 --> 04:09.331
‫بی‌صبری.

04:10.333 --> 04:13.670
‫از آدم‌هایی که فکر می‌کنند
‫بیشتر از توانشان می‌توانند انجام دهند، بدم می‌آید.

04:14.295 --> 04:17.507
‫از بی‌توجهی به جزئیات بدم می‌آید،

04:18.549 --> 04:20.176
‫از بدجنس بودن فقط برای بدجنس بودن.

04:22.262 --> 04:24.555
‫از پیش‌بند و لباس‌های خانگی بدم می‌آید.

04:25.181 --> 04:27.350
‫قبلاً از رنگ بنفش بدم می‌آمد.

04:27.934 --> 04:28.851
‫[می‌خندد]

04:28.935 --> 04:32.021
‫خیلی. اما دیگر آنقدرها هم بدم نمی‌آید...
‫و قرمز. من...

04:32.105 --> 04:35.900
‫چیزهای قرمز زیادی
‫در باغم نمی‌کارم، اگر هم بکارم.

04:35.984 --> 04:38.820
‫اوه، اگر چیزی قرمز دربیاید،
‫معمولاً آن را درمی‌آورم.

04:39.404 --> 04:43.032
‫پس قرمز هم چیز دیگری است
‫که خیلی به آن علاقه ندارم.

04:43.116 --> 04:45.118
‫[موسیقی کلاسیک ملایم پخش می‌شود]

04:47.870 --> 04:49.872
‫خب. بعدی؟ [آرام می‌خندد]

04:49.956 --> 04:51.249
‫هجدهم اکتبر است.

04:53.876 --> 04:55.962
‫کارهای زیادی در باغ داریم.

04:57.380 --> 05:01.217
‫می‌خواهم مسیر باغ خانه تابستانی را
‫از جاده اصلی بسازم.

05:01.301 --> 05:05.096
‫فکر می‌کنم باید
‫سنگ‌های ناصاف مثل مسیر دیگر را کار کنیم،

05:05.179 --> 05:06.723
‫بیشتر شبیه یخ ترک‌خورده.

05:06.806 --> 05:07.682
‫ارسال.

05:07.765 --> 05:08.850
‫[صدای بوق تلفن]

05:08.933 --> 05:11.769
‫[مارتا] یه ضرب‌المثل کوچولو هست که خیلی دوستش دارم.

05:11.853 --> 05:14.439
‫اگه می‌خوای یه سال شاد باشی،

05:14.522 --> 05:15.523
‫ازدواج کن.

05:16.232 --> 05:19.277
‫اگه می‌خوای ده سال شاد باشی، یه سگ بگیر.

05:19.861 --> 05:23.364
‫و اگه می‌خوای تا آخر عمرت شاد باشی، یه باغ درست کن.

05:23.448 --> 05:25.783
‫این باغ خیلی خوب به نظر می‌رسه.

05:25.867 --> 05:30.038
‫فکر کنم باید یه کم از شمشادها رو هرس کنیم.

05:30.121 --> 05:31.121
‫پاراگراف جدید.

05:31.622 --> 05:33.708
‫من به خاطر کمال‌گرایی مورد بدگویی قرار گرفتم،

05:33.791 --> 05:38.004
‫و به خاطر تلاش برای ایجاد سبک زندگی‌ای که دست‌نیافتنی بود، مورد انتقاد قرار گرفتم،

05:38.087 --> 05:40.006
‫که اصلاً اینطور نبود.

05:40.089 --> 05:42.759
‫کاری که واقعاً سعی داشتم انجام بدم، آموزش بود.

05:43.801 --> 05:48.181
‫به نظر می‌رسه چند تا گل صدتومانی خشک شده، که من رو 'خیلی' ناراحت می‌کنه.

05:49.766 --> 05:50.600
‫ارسال.

05:50.683 --> 05:51.683
‫[صدای بوق تلفن]

05:52.310 --> 05:53.853
‫[مارتا] من 'یک' کمال‌گرا هستم.

05:55.438 --> 05:57.482
‫و این تو خانواده ما ارثیه.

05:58.274 --> 05:59.692
‫و با پدرم شروع شد.

05:59.776 --> 06:01.096
‫[موسیقی دلنشین سازهای زهی]

06:01.152 --> 06:03.905
‫[مارتا] بابا به هر کدوم از ما یاد داد چطور باغبانی کنیم.

06:05.114 --> 06:06.407
‫اون می‌تونست هر چیزی رو پرورش بده.

06:06.908 --> 06:09.160
‫من دختر ایده‌آل بودم.

06:09.243 --> 06:12.205
‫من می‌خواستم یاد بگیرم. اون چیزهای زیادی برای آموزش داشت. و من گوش می‌کردم.

06:12.288 --> 06:15.375
‫من تنها کسی بودم که بهش اعتماد می‌شد تا پیراهن‌های کتانش رو اتو کنم.

06:15.458 --> 06:17.335
‫و اون ژاکت هریس توید رو داشت

06:17.418 --> 06:21.005
‫و کراوات آبی فیروزه‌ای که با چشم‌های آبی قشنگش ست بود.

06:21.756 --> 06:23.716
‫پدرم خوش‌تیپ‌ترین پدر بود.

06:24.801 --> 06:25.843
‫اون منو دوست داشت.

06:25.927 --> 06:29.597
‫و برای همه خیلی واضح بود که من مورد علاقه‌اش هستم.

06:29.680 --> 06:32.100
‫اون فکر می‌کرد من بیشتر از بقیه بچه‌ها شبیهشم.

06:32.183 --> 06:33.017
‫[موسیقی محو می‌شود]

06:33.101 --> 06:36.145
‫- [مصاحبه‌کننده مرد] از چه نظر؟
‫- خب، اون یه کمال‌گرا بود [می‌خندد].

06:36.229 --> 06:39.315
‫اون کاری رو که می‌تونست... که برای انجامش تعیین شده بود، انجام می‌داد.

06:39.399 --> 06:41.943
‫نه کارِ 'کاریش'. اون... اون تو کارش شکست‌خورده بود.

06:42.026 --> 06:44.028
‫[موسیقی کنجکاوانه سازهای زهی]

06:44.112 --> 06:46.592
‫[مارتا] اون می‌تونست تقریباً هر کاری که می‌خواست انجام بده،

06:46.656 --> 06:49.617
‫و تو یه شغل فروشندگی گیر افتاده بود.

06:51.077 --> 06:55.498
‫اون گاهی روز رو با یه لیوان بزرگ قهوه و شراب قرمز شروع می‌کرد.

06:55.581 --> 06:58.000
‫پس اون الکلی بود؟ شاید.

06:58.584 --> 07:00.628
‫اما هرگز شبیه یه مست نبود.

07:00.711 --> 07:04.257
‫اون هرگز تلوتلو نمی‌خورد و چیزی رو پرت نمی‌کرد و نمی‌شکست.

07:04.340 --> 07:05.675
‫اون پدر من نبود.

07:05.758 --> 07:09.095
‫اما اون یه انسان ناراضی و ناشاد بود.

07:10.179 --> 07:13.850
‫<i>اون نمی‌تونست شش تا بچه رو ساپورت کنه.
‫و ما به غذا نیاز داشتیم.</i>

07:14.517 --> 07:16.102
‫<i>پس ما باغ داشتیم.</i>

07:16.185 --> 07:18.855
‫<i>و ما برای کالاهایی که نمی‌تونستیم پرورش بدیم،
‫معاوضه می‌کردیم.</i>

07:19.939 --> 07:22.066
‫[مارتا] اون مثل یه گروهبان بالای سرت می‌ایستاد.

07:22.650 --> 07:23.650
‫بدجنس.

07:24.777 --> 07:25.611
‫بدجنس.

07:25.695 --> 07:26.779
‫[موسیقی غم‌انگیز پخش می‌شود]

07:26.863 --> 07:28.343
‫[مارتا] 'درست انجامش نمی‌دی.'

07:29.115 --> 07:31.534
‫[اریک] <i>او به ما دستور می‌داد.
‫'گوجه‌فرنگی‌ها رو هرس کنین.'</i>

07:31.617 --> 07:34.162
‫<i>و اگه انجام نمی‌دادیم،
‫تاوانش رو پس می‌دادیم.</i>

07:34.245 --> 07:36.998
‫<i>ما شلاق می‌خوردیم.
‫با خط‌کش.</i>

07:37.081 --> 07:40.460
‫<i>از خط‌کش می‌ترسیدیم.
‫و گاهی هم با کمربند بود.</i>

07:41.085 --> 07:43.087
‫<i>تا امروز، از باغبانی متنفرم.</i>

07:45.840 --> 07:47.300
‫[مارتا] او کارش را از دست داده بود.

07:47.884 --> 07:48.968
‫پولی پس‌انداز نکرده بود.

07:50.511 --> 07:51.679
‫شش بچه داشت.

07:53.723 --> 07:55.266
‫و آن‌ها به پول نیاز داشتند.

07:55.349 --> 07:57.351
‫['خوش‌قیافه' از اتا جیمز پخش می‌شود]

07:58.102 --> 08:02.440
‫[مارتا] دختری آن طرف خیابان بود
‫که وقت آزادش را مدلینگ می‌کرد.

08:02.523 --> 08:04.358
‫او و مادرش یک روز به من گفتند:

08:04.442 --> 08:07.570
‫'تو به اندازه کافی خوشگلی که مدل بشی.
‫دوست داری معرفی بشی؟'

08:08.404 --> 08:10.072
‫من با ساعتی ۱۵ دلار شروع کردم،

08:10.156 --> 08:13.826
‫که خیلی بهتر از ۵۰ سنتی بود
‫که برای پرستاری بچه می‌گرفتم.

08:14.577 --> 08:17.038
‫[گوینده مرد]
‫<i>ای مردم پرمشغله و فعال، توقف کنید!</i>

08:17.538 --> 08:19.832
‫<i>حالا می‌توانید بدن خود را بوگیر کنید.
‫بوگیر...</i>

08:19.916 --> 08:23.419
‫<i>این یک رویداد مهم
‫در ناتلی، نیوجرسی بود.</i>

08:23.503 --> 08:25.671
‫<i>همه کارشان را رها کردند
‫تا مارتا را تماشا کنند.</i>

08:26.422 --> 08:28.382
‫[مارتا] اما من یک مدل
‫فوق‌العاده نبودم.

08:28.466 --> 08:29.967
‫هرگز در آن سطح نبودم.

08:30.051 --> 08:32.345
‫اما قطعاً موفق بودم.

08:33.221 --> 08:35.973
‫بیشتر حقوقم را به مادرم می‌دادم

08:36.057 --> 08:38.267
‫چون هنوز بچه‌های کوچک در خانه داشتند.

08:38.351 --> 08:40.937
‫او مطمئن می‌شد که همیشه غذای خوب داریم.

08:41.020 --> 08:42.522
‫او آشپز خیلی خوبی بود.

08:43.356 --> 08:45.733
‫من کنار مادرم در آشپزخانه می‌ایستادم،

08:45.816 --> 08:47.860
‫و هر چیزی که می‌توانستم یاد می‌گرفتم.

08:48.361 --> 08:52.823
‫او معلم مدرسه بود،
‫و باید روزی ۱۶ وعده غذا می‌پخت.

08:52.907 --> 08:56.536
‫فکر می‌کردم خیلی فوق‌العاده است
‫که او می‌توانست همه این کارها را انجام دهد.

08:56.619 --> 08:59.705
‫اما خانه کلیشه‌ای
‫و زندگی کلیشه‌ای،

08:59.789 --> 09:01.332
‫برای من نبود.

09:01.415 --> 09:03.125
‫[موسیقی شاد با سازهای زهی پخش می‌شود]

09:03.209 --> 09:08.130
‫<i>مارتا بورسیه مدرسه بارنارد
‫در شهر نیویورک را داشت، بسیار معتبر.</i>

09:08.965 --> 09:10.591
‫[مارتا] من واقعاً کالج را دوست داشتم.

09:11.092 --> 09:14.428
‫من تاریخ،
‫تاریخ هنر، اقتصاد را خیلی دوست داشتم.

09:14.512 --> 09:16.597
‫من دختر محبوبی در دانشگاه بودم.

09:16.681 --> 09:20.643
‫مردم مرا می‌شناختند، دختری بلندقد،
‫بلوند و زیبا از نیوجرسی،

09:20.726 --> 09:23.813
‫که با شلوارک برمودا راه می‌رفت
‫و شیک به نظر می‌رسید.

09:24.730 --> 09:26.691
‫من به دنبال ماجراجویی بودم،

09:27.275 --> 09:29.318
‫به دنبال آینده.

09:29.402 --> 09:30.486
‫[موسیقی قطع می‌شود]

09:30.570 --> 09:31.445
‫[مارتا] در بارنارد،

09:31.529 --> 09:36.701
‫یک زن بود که با یک رولزرویس بزرگ
‫به مدرسه می‌آمد.

09:36.784 --> 09:39.287
‫و همه ما سرمان را می‌خاراندیم.
‫'این دیگه کیه؟'

09:40.246 --> 09:42.039
‫یک روز در کلاس هنر به سمتم آمد.

09:42.123 --> 09:44.667
‫و گفت: 'من برادری دارم
‫که در دانشکده حقوق ییل درس می‌خواند.'

09:44.750 --> 09:47.044
‫'دوست داری باهاش قرار بذاری؟'

09:47.128 --> 09:48.045
‫[موسیقی ملایم پخش می‌شود]

09:48.129 --> 09:51.132
‫[مارتا] او با مرسدس سدان زرد کوچکش دنبالم آمد.

09:51.215 --> 09:53.134
‫من قبلاً سوار مرسدس نشده بودم.

09:53.217 --> 09:56.429
‫برای شام بیرون رفتیم. او خیلی مؤدب و خوش‌تیپ بود.

09:56.512 --> 09:58.180
‫و زیاد سفر کرده بود.

09:58.264 --> 10:01.475
‫ملاقات با یک مرد جوان پیچیده هیجان‌انگیز بود.

10:01.559 --> 10:05.646
‫و او کارت امریکن اکسپرس داشت، که آن روزها خیلی مهم بود.

10:07.106 --> 10:10.401
‫و او فقط جذاب، شوخ و مهربان بود.

10:11.027 --> 10:13.362
‫تا پایان شام، من دیوانه‌وار عاشق شده بودم.

10:15.114 --> 10:17.116
‫<i>اندی استوارت، وای خدای من.</i>

10:17.199 --> 10:18.409
‫<i>یک پرتو نور.</i>

10:20.995 --> 10:22.705
‫[مارتا] اندی خیلی مهربان بود،

10:23.581 --> 10:25.207
‫اصلاً شبیه پدرم نبود.

10:26.751 --> 10:29.253
‫او برایم پول بلیت قطار می‌فرستاد،

10:29.337 --> 10:32.465
‫و من هر آخر هفته در ییل به دیدنش می‌رفتم.

10:35.301 --> 10:37.428
‫من قبل از این با کسی نخوابیده بودم.

10:37.970 --> 10:39.639
‫او خیلی پرشور بود.

10:40.514 --> 10:41.557
‫و من خوشم آمد.

10:45.311 --> 10:46.311
‫او پیشنهاد ازدواج داد.

10:47.480 --> 10:49.815
‫این کار خیلی طبیعی به نظر می‌رسید.

10:50.650 --> 10:52.485
‫عاشق شدن و ازدواج کردن.

10:53.194 --> 10:54.236
‫[موسیقی محو می‌شود]

10:55.154 --> 10:57.990
‫اما به خانه رفتم و به پدرم گفتم، و پدرم به من سیلی زد.

10:58.741 --> 11:04.372
‫و محکم به صورتم سیلی زد و گفت: 'نه. تو با او ازدواج نمی‌کنی.'

11:05.706 --> 11:06.999
‫'او یهودی است.'

11:07.083 --> 11:08.918
‫[موسیقی غم‌انگیز پخش می‌شود]

11:10.044 --> 11:12.046
‫آن سیلی را به یاد دارم.

11:13.464 --> 11:16.384
‫اصلاً تعجب نکردم، چون او متعصب بود.

11:17.009 --> 11:18.344
‫و او تکانشی بود.

11:21.555 --> 11:24.684
‫اما گفتم: 'من ازدواج می‌کنم، هر فکری که می‌خواهی بکن.'

11:25.601 --> 11:27.269
‫[موسیقی تأثیرگذار پخش می‌شود]

11:27.353 --> 11:30.356
‫[مارتا] با کمک مادرم، لباس عروسی‌ام را دوختم.

11:31.524 --> 11:34.318
‫پشت آن دکمه‌های کوچک و ظریف زیادی داشت که با ارگاندی پوشیده شده بودند.

11:35.820 --> 11:38.030
‫آن یک لباس کوچک بسیار زیبا بود.

11:38.656 --> 11:40.282
‫روز عروسی بسیار شاد بود.

11:42.159 --> 11:43.159
‫خیلی خوب.

11:44.787 --> 11:46.872
‫این آغاز زندگی من بود.

11:46.956 --> 11:48.040
‫[موسیقی محو می‌شود]

11:48.124 --> 11:49.500
‫[موسیقی تند سازهای زهی پخش می‌شود]

11:49.583 --> 11:52.628
‫[مارتا] تصمیم گرفتیم یک ماه عسل طولانی به اروپا برویم.

11:53.254 --> 11:54.880
‫این یک سفر پنج ماهه بود.

11:55.589 --> 11:58.926
‫من هر منو، هر چیزی که می‌خوردیم را ثبت می‌کردم.

12:04.390 --> 12:05.390
‫چشم‌نواز بود.

12:06.350 --> 12:08.018
‫آماده‌سازی غذا...

12:08.519 --> 12:12.022
‫من حتی نمی‌دانستم که زیتون طعمی غیر از آن زیتون‌های سبز

12:12.106 --> 12:13.983
‫با فلفل قرمز داخلشان از شیشه دارد.

12:14.066 --> 12:17.737
‫در دهه ۱۹۶۰ هیچ کس در خانه پیچیده نبود.

12:21.365 --> 12:22.533
‫معماری...

12:24.285 --> 12:26.620
‫و به خصوص باغ‌هایی که بازدید کردم...

12:28.497 --> 12:34.044
‫آن در من عشق به آشپزی، عشق به سفر، عشق به کشف را بیدار کرد.

12:35.129 --> 12:39.008
‫و واقعاً حس کردم این چیزیه که دوست دارم تمام زندگیم رو بهش فکر کنم.

12:39.675 --> 12:40.675
‫[موسیقی محو می‌شود]

12:41.302 --> 12:43.304
‫[صدای زنگ کلیسا]

12:45.097 --> 12:46.640
‫[مارتا] ما از ایتالیا گذشتیم،

12:46.724 --> 12:49.393
‫و شب قبل از عید پاک به فلورانس رسیدیم.

12:49.477 --> 12:51.187
‫و من <i>باید</i> به کلیسا می‌رفتم،

12:51.270 --> 12:53.397
‫و به کلیسای جامع رفتم.

12:54.607 --> 12:56.066
‫اندی در اتاق هتل بود.

12:57.818 --> 13:00.613
‫او هیچ علاقه‌ای به رفتن به کلیسای جامع با من نداشت.

13:00.696 --> 13:02.698
‫[موسیقی کلاسیک پرشکوه پخش می‌شود]

13:08.078 --> 13:11.499
‫گوش دادن به اون موسیقی شگفت‌انگیز در کلیسای جامع...

13:14.460 --> 13:16.337
‫اونجا یه جای خیلی رمانتیک بود،

13:16.420 --> 13:18.005
‫پر از توریست،

13:18.088 --> 13:20.090
‫و با یه پسر خیلی خوش‌تیپ آشنا شدم.

13:20.174 --> 13:22.176
‫[موسیقی دلنشین سازهای زهی پخش می‌شود]

13:22.760 --> 13:24.678
‫[مارتا] اون نمی‌دونست من ازدواج کردم.

13:24.762 --> 13:29.183
‫من یه دختر لاغر و بی‌کس بودم که شب عید پاک تو کلیسا پرسه می‌زدم.

13:30.476 --> 13:32.686
‫اون احساساتی بود. منم احساساتی بودم.

13:32.770 --> 13:35.397
‫فقط به خاطر این بود که اونجا یه جای احساسی بود.

13:36.816 --> 13:40.361
‫مثل هیچ چیزی نبود که تا حالا تجربه کرده بودم.

13:41.320 --> 13:45.074
‫یه گنبد وسیع و خیلی زیبا و نقاشی‌هایی که دورتادور تو رو احاطه کرده بودن.

13:45.157 --> 13:49.161
‫مثل هیچ کاری نبود که تا حالا انجام داده بودم.

13:49.745 --> 13:51.789
‫پس چرا یه غریبه رو نبوسم؟

13:52.498 --> 13:54.500
‫[موسیقی کلاسیک پرشکوه پخش می‌شود]

14:00.965 --> 14:02.299
‫[موسیقی محو می‌شود]

14:02.383 --> 14:04.134
‫[مصاحبه‌کننده مرد] اِم...

14:04.218 --> 14:05.845
‫آیا شما، اِم،

14:06.804 --> 14:09.265
‫می‌دونید، دنبال چه کلمه‌ای هستم؟

14:09.348 --> 14:10.348
‫شیطنت؟

14:12.101 --> 14:14.395
‫[مصاحبه‌کننده مرد] شیطنت بود، یا خیانت؟

14:14.895 --> 14:18.607
‫هیچ‌کدوم. نه شیطنت بود و نه... نه... خیانت.

14:18.691 --> 14:21.193
‫فقط احساسی بود، مال اون لحظه بود.

14:21.944 --> 14:23.445
‫من این‌جوری بهش نگاه می‌کردم.

14:23.529 --> 14:27.867
‫و هیجان‌انگیز بود چون، یعنی، اونجا یه جای خیلی احساسی بود.

14:27.950 --> 14:31.036
‫کاش... کاش همه ما می‌تونستیم چنین شبی رو تجربه کنیم.

14:31.120 --> 14:33.122
‫[صدای زنگ کلیسا]

14:36.458 --> 14:38.168
‫[مارتا] من ۱۹ ساله بودم.

14:39.545 --> 14:41.297
‫و نمی‌خواستم برم خونه.

14:41.380 --> 14:43.382
‫[موسیقی متفکرانه پخش می‌شود]

14:49.430 --> 14:54.059
‫[مارتا] برگشتیم نیویورک، و واقعیت مثل آوار سرم خراب شد [می‌خندد].

14:57.062 --> 14:58.856
‫دخترم، الکسیس، به دنیا اومد.

14:58.939 --> 15:01.442
‫اون موقع، همه خیلی جوون بچه‌دار می‌شدن.

15:02.651 --> 15:05.321
‫این یه جورایی، مثل، سبک و عادت بود.

15:06.030 --> 15:07.823
‫فکر می‌کردم یه چیز طبیعیه.

15:07.907 --> 15:11.827
‫و، اِم، معلوم شد که مادر بودن اصلاً طبیعی نیست.

15:12.828 --> 15:15.831
‫<i>براش سخت بود که به مادر بودن عادت کنه.</i>

15:16.332 --> 15:22.296
‫<i>وقتی لکسی می‌خوابید خوشحال بود تا بتونه تنها باشه.</i>

15:23.255 --> 15:26.634
‫<i>از لکسی مراقبت می‌کرد، اما خیلی بهش توجه نمی‌کرد.</i>

15:26.717 --> 15:28.886
‫<i>همیشه یه کم سرد بود.</i>

15:30.095 --> 15:34.808
‫<i>اون تو کنترل احساساتش خوب نیست، یا بهتر بگم، تو ابراز اونا.</i>

15:34.892 --> 15:36.769
‫'مارتا این‌جوری نیست.'

15:37.603 --> 15:40.147
‫'مارتا بزرگ'، مادر مارتا،

15:40.230 --> 15:44.443
‫بهم گفت فکر می‌کنه مارتا رو به اندازه کافی بغل نکرده.

15:46.028 --> 15:48.781
‫[مارتا] احساسات، ما درباره این چیزها حرف نمی‌زدیم.

15:49.281 --> 15:51.200
‫این بخشی از بزرگ شدن ما نبود.

15:52.326 --> 15:53.619
‫ما دوست داشته می‌شدیم،

15:55.371 --> 15:59.750
‫یه جورایی مبهم، وقتی که قرار بود دوست داشته بشیم.

15:59.833 --> 16:03.712
‫منظورم اینه که 'محبت' زیادی تو خونه ما نبود.

16:03.796 --> 16:05.381
‫همه چیز روزمره بود.

16:06.548 --> 16:07.548
‫عملی.

16:10.302 --> 16:13.013
‫چطور می‌تونستم یه مادر واقعاً عالی باشم

16:13.097 --> 16:15.975
‫اگه تحصیلات لازم برای مادر بودن رو نداشتم؟

16:18.352 --> 16:21.063
‫مارتا جاه‌طلب بود.

16:21.146 --> 16:22.815
‫اون هدفش

16:22.898 --> 16:28.570
‫چیزی فراتر از اون چیزی بود که در اون لحظه خاص بود.

16:28.654 --> 16:30.698
‫نمی‌دونستم آخرش به کجا می‌رسه،

16:30.781 --> 16:32.992
‫ولی می‌دونستم که پیشرفت می‌کنه.

16:33.075 --> 16:36.662
‫این تو تمام وجودش بود.

16:36.745 --> 16:39.748
‫[آهنگ 'این چکمه‌ها برای راه رفتن ساخته شده‌اند' از نانسی سیناترا پخش می‌شود]

16:43.877 --> 16:46.046
‫[مارتا] پدرشوهرم دلال سهام بود.

16:46.130 --> 16:48.424
‫فکر می‌کردم شغل جالبیه.

16:48.507 --> 16:50.884
‫پس تصمیم گرفتم وال استریت رو امتحان کنم.

16:50.968 --> 16:51.885
‫[همهمه نامفهوم]

16:51.969 --> 16:54.388
‫وال استریت جای خوبی برای زن‌ها نبود.

16:54.471 --> 16:56.598
‫♪ این چکمه‌ها برای راه رفتن ساخته شده‌اند... ♪

16:56.682 --> 16:59.727
‫[اندی] هیچ کارمند زن، هیچ زن شاغل در بورس،

16:59.810 --> 17:00.936
‫هیچ زن دیگری نداشت.

17:01.020 --> 17:05.190
‫♪ یه روزی این چکمه‌ها از روت رد میشن ♪

17:05.274 --> 17:07.609
‫[اندی] منظورم اینه که حتی دستشویی زنانه هم نداشتند.

17:08.527 --> 17:09.778
‫♪ شروع کن به راه رفتن ♪

17:09.862 --> 17:11.488
‫[اندی] من یه مصاحبه طولانی باهاش داشتم،

17:11.572 --> 17:13.991
‫و اون گفت نمی‌خواد فقط با زیبا بودن

17:14.074 --> 17:16.285
‫و بلوند بودنش زندگی کنه.

17:16.368 --> 17:17.453
‫خوب حرف می‌زد،

17:17.536 --> 17:21.248
‫و ظاهرش عالی بود، می‌فهمید چی میگم؟

17:22.166 --> 17:23.083
‫من استخدامش کردم.

17:23.167 --> 17:24.710
‫[موسیقی شاد با سازهای زهی پخش می‌شود]

17:24.793 --> 17:26.920
‫[مارتا] من تنها زن در شرکت بودم.

17:27.463 --> 17:30.049
‫باید یه جورایی دستم رو این‌طوری می‌گرفتم.

17:30.132 --> 17:33.552
‫راجع به اتفاقاتی که تو صندلی عقب تاکسی‌ها می‌افتاد، حرف نمی‌زنم.

17:34.595 --> 17:37.306
‫ولی اونا واقعاً باهوش بودند.

17:37.389 --> 17:39.558
‫و من تو اون شرکت خیلی چیزها یاد گرفتم.

17:40.184 --> 17:43.395
‫[اندی] مارتا واقعاً تو همه چیز از همه بهتر بود.

17:43.479 --> 17:46.732
‫از نظر اجتماعی، با مشتریانمون خیلی شیک بود.

17:46.815 --> 17:48.150
‫اونا واقعاً دوستش داشتند.

17:48.233 --> 17:50.319
‫اون گفت دلال سهامم منو برای ناهار بیرون می‌بره.

17:50.402 --> 17:52.696
‫دلال سهام مارتا استوارت بود. [می‌خندد]

17:52.780 --> 17:54.907
‫اون ناهار بدی نبود.

17:56.992 --> 17:58.552
‫[مارتا] من با آدم‌های زیادی ملاقات می‌کردم،

17:58.577 --> 18:02.122
‫و اونجا بود که یاد گرفتم چطور با میلیاردرها رفتار کنم.

18:02.206 --> 18:03.957
‫و یادتون باشه، اون موقع،

18:04.041 --> 18:06.794
‫میلیاردر بودن خیلی خارق‌العاده بود.

18:07.377 --> 18:09.838
‫من شروع کردم به پول درآوردن زیاد.

18:09.922 --> 18:12.758
‫<i>اون سالی ۲۵۰ هزار دلار درمی‌آورد.</i>

18:12.841 --> 18:15.260
‫<i>مشتری‌ها هم پول پارو می‌کردند.</i>

18:16.053 --> 18:17.471
‫[موسیقی محو می‌شود]

18:17.554 --> 18:22.768
‫[اندی] <i>ما یه سهام رو پیشنهاد دادیم، و از ۶ رفت به ۹۰، بعد برگشت به ۶.</i>

18:22.851 --> 18:23.769
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

18:23.852 --> 18:26.021
‫[اندی] <i>و ناگهان، اون‌ها پول از دست می‌دادند.</i>

18:26.105 --> 18:27.564
‫<i>واقعاً مارتا رو نابود می‌کرد</i>

18:27.648 --> 18:32.027
‫<i>که تو بازار اشتباه کنه و برای مردم پول از دست بده.</i>

18:32.820 --> 18:36.073
‫<i>هر چیزی که مارتا بتونه کنترل کنه، خوب از آب درمیاد.</i>

18:36.740 --> 18:40.994
‫<i>چیزی که نمی‌تونه کنترل کنه، اونه که دیوونش می‌کنه.</i>

18:42.246 --> 18:46.542
‫من شروع کردم به فرسودگی شغلی چون کار آسونی نبود.

18:47.626 --> 18:49.253
‫برای همین وال استریت رو ترک کردم.

18:50.212 --> 18:54.216
‫و ما به وستپورت، کانتیکت نقل مکان کردیم...

18:56.176 --> 18:58.929
‫دورترین شهر برای رفت‌وآمد از نیویورک.

18:59.012 --> 19:00.889
‫[مصاحبه‌کننده مرد] چرا وستپورت رو انتخاب کردید؟

19:01.473 --> 19:03.267
‫چون خونه رویاهامون رو پیدا کردیم،

19:03.976 --> 19:07.020
‫خرابه جاده ترکیه هیل که باید می‌داشتیمش...

19:07.104 --> 19:08.104
‫[موسیقی محو می‌شود]

19:08.147 --> 19:09.773
‫...و درستش کنیم، می‌دونید؟

19:10.941 --> 19:14.111
‫اگه ترکیه هیل رو نداشتم، الان منِ فعلی نبودم.

19:14.194 --> 19:17.489
‫اما یه نفر دیگه بودم. یه آدم دیگه.

19:18.198 --> 19:21.118
‫و فقط مارتا استوارت، خانه‌دار، نبودم.

19:21.952 --> 19:23.370
‫[موسیقی متفکرانه پخش می‌شود]

19:23.453 --> 19:27.833
‫[مارتا] یه خونه روستایی قدیمی بود که باید کاملاً بازسازی می‌شد.

19:28.625 --> 19:32.296
‫<i>پدر و مادرم از یه آپارتمان قشنگ تو ریورساید درایو نقل مکان کردن،</i>

19:32.379 --> 19:33.797
‫<i>منو کشوندن به کانتیکت.</i>

19:33.881 --> 19:38.260
‫<i>ما رفتیم تو این خونه روستایی 'دلربا'</i>

19:38.343 --> 19:40.137
‫<i>با یه وان بدون دوش،</i>

19:40.220 --> 19:43.640
‫<i>با استفاده از تاپرور برای ریختن آب و شستن موهات.</i>

19:44.266 --> 19:46.744
‫[مرد در تلویزیون] <i>سوالاتی که در پی... مطرح شده‌اند.</i>

19:46.768 --> 19:48.312
‫[مارتا] اون موقع واترگیت بود،

19:48.395 --> 19:50.856
‫خونه رو از بالا تا پایین رنگ می‌کردم،

19:50.939 --> 19:54.610
‫خودم روی نردبون بودم و به واترگیت گوش می‌دادم.

19:54.693 --> 19:57.321
‫[مرد در تلویزیون] <i>...سارقانی که به مقر</i>

19:57.404 --> 19:59.948
‫<i>کمیته ملی دموکرات در واترگیت نفوذ کردند...</i>

20:00.032 --> 20:03.535
‫ما مثل اولین ساکنان وستپورت، کانتیکت بودیم.

20:03.619 --> 20:04.953
‫[خروس می‌خواند]

20:05.037 --> 20:07.915
‫<i>سال ۱۹۷۶، مرغ تو حیاط خلوتت.</i>

20:07.998 --> 20:10.209
‫<i>همسایه‌ها به شهرداری زنگ می‌زدن و می‌گفتن،</i>

20:10.292 --> 20:14.171
‫<i>'یه خانمی اینجاست تو ترکیه هیل که تو حیاطش مرغ داره.'</i>

20:14.254 --> 20:15.547
‫<i>بی‌سابقه بود.</i>

20:15.631 --> 20:19.509
‫<i>یه فضای روستایی کوچیک بود، و مارتا داشت توش بازی می‌کرد.</i>

20:19.593 --> 20:22.387
‫[مارتا] من واقعاً ایده بازسازی یه ملک رو دوست داشتم،

20:22.471 --> 20:25.265
‫گسترش یه ملک، پرورش گیاهان،

20:25.349 --> 20:28.018
‫برگشتن به ریشه‌های ناتلی، نیوجرسی.

20:28.518 --> 20:30.354
‫<i>باغ‌ها خیلی قشنگ بودن.</i>

20:30.437 --> 20:33.732
‫<i>اون باغ‌ها رو با دستای خودش درست کرده بود.</i>

20:33.815 --> 20:34.983
‫موسیقی فانتزی در حال پخش

20:35.067 --> 20:38.862
‫کتی: 'به نظر می‌رسید از ساختن مزرعه تِرکی هیل لذت می‌برند.'

20:39.488 --> 20:41.615
‫مارتا: 'آن روزهای اولیه در جاده تِرکی هیل،'

20:41.698 --> 20:46.328
‫'باعث شد بفهمم که واقعاً از خانه‌داری، نگهداری خانه،'

20:46.411 --> 20:47.996
‫'و اداره یک خانه لذت می‌برم.'

20:48.789 --> 20:50.582
‫'اندی رئیس شد،'

20:50.666 --> 20:53.752
‫'رئیس بهترین ناشر کتاب‌های هنری در آمریکا.'

20:54.336 --> 20:55.856
‫'با خودم فکر کردم: 'وای خدای من، چقدر هیجان‌انگیز!''

20:55.921 --> 20:58.548
‫'می‌توانیم همه کسانی که این کتاب‌ها را می‌نویسند،'

20:58.632 --> 21:00.175
‫'برای شام به خانه‌مان دعوت کنیم.''

21:00.259 --> 21:01.635
‫'از میزبانی هیجان‌زده بودم.'

21:02.386 --> 21:03.679
‫'او خیلی میزبانی می‌کرد.'

21:03.762 --> 21:07.557
‫'همه همسایه‌ها را دعوت می‌کرد. شکرگزاری‌ها و عید پاک‌ها...'

21:07.641 --> 21:09.977
‫'خود غذا، فقط لذیذ بود.'

21:11.603 --> 21:14.523
‫مارتا: 'به ذهنم رسید که از خلق کردن لذت می‌برم،'

21:14.606 --> 21:18.360
‫'انواع سرگرمی‌های فانتزی، دوست‌داشتنی و خاطره‌انگیز.'

21:18.443 --> 21:20.362
‫'چرا یک کسب‌وکار کترینگ راه‌اندازی نکنم؟'

21:20.445 --> 21:21.445
‫موسیقی متفکرانه در حال پخش

21:21.488 --> 21:22.698
‫'او یک نابغه بود.'

21:22.781 --> 21:24.491
‫'او از یک مدل بودن،'

21:24.574 --> 21:26.702
‫'به یک کارگزار بورس تبدیل شد،'

21:26.785 --> 21:31.832
‫'و بعد، ناگهان، برای دوستانش مهمانی‌ها را کترینگ می‌کرد.'

21:32.457 --> 21:35.043
‫مارتا: 'من برای ۲۰۰ نفر پودینگ آلو درست می‌کردم،'

21:35.127 --> 21:36.920
‫'و اسکن درست می‌کردم،'

21:37.004 --> 21:39.006
‫'و مربا و ژله درست می‌کردم.'

21:40.215 --> 21:43.677
‫'دست‌ساز. هیچ چیز آماده‌ای نبود. همه چیز خانگی بود.'

21:45.095 --> 21:47.681
‫'این کار مثل آتش در جنگل پخش شد.'

21:47.764 --> 21:49.516
‫'موزه هنر مدرن.'

21:49.599 --> 21:50.892
‫'موزه متروپولیتن.'

21:50.976 --> 21:54.604
‫'خانه‌ای در گرینویچ یا خانه‌ای در وست‌چستر یا خانه‌ای در بدفورد.'

21:54.688 --> 21:58.525
‫'یک مهمانی کوکتل از شش تا هشت در ساتبیز برای ۷۰۰ نفر.'

21:58.608 --> 22:03.113
‫'سعی می‌کردیم کمی غیرمعمول باشیم. می‌خواستیم توجه مردم را جلب کنیم.'

22:03.196 --> 22:04.698
‫'فقط یک بطری ودکا نبود.'

22:04.781 --> 22:07.576
‫'یک بطری ودکا بود که در یک قالب یخ قرار داشت.'

22:07.659 --> 22:08.994
‫'میزهای بزرگ کرودیتس،'

22:09.077 --> 22:11.955
‫'سبزیجات و انگور و میوه‌ها و پنیرها.'

22:12.039 --> 22:14.416
‫'هیچ چیز شبیه آن قبلاً انجام نشده بود.'

22:14.499 --> 22:16.460
‫لوید: 'این چیزها مثل صحنه‌های فیلم بود.'

22:17.044 --> 22:21.340
‫'فقط منظره آن توت‌فرنگی‌ها که از سبد بیرون می‌ریختند.'

22:21.423 --> 22:22.466
‫'زیبا بود.'

22:23.425 --> 22:25.185
‫مارتا: 'اگر به استادان قدیمی هلندی نگاه کنید،'

22:25.218 --> 22:27.888
‫'و نمایش‌های بزرگشان از غذا و میوه‌ها،'

22:29.348 --> 22:31.600
‫'همه آن‌ها به شدت به من الهام بخشیدند.'

22:31.683 --> 22:34.311
‫مرد: 'مارتا می‌داند چگونه لذت و هیجان ایجاد کند.'

22:34.394 --> 22:38.398
‫'او برای شخصیت‌های برجسته‌ای مانند پل نیومن، بورلی سیلز... مهمانی‌ها را کترینگ می‌کند.'

22:38.482 --> 22:41.193
‫مارتا: 'ما توجه بسیاری از مردم را جلب کردیم،'

22:41.276 --> 22:43.403
‫'و به یک کسب‌وکار میلیون دلاری تبدیل شدیم.'

22:43.487 --> 22:45.906
‫'این آغاز مارتا استوارت بود.'

22:48.450 --> 22:49.659
‫موسیقی محو می‌شود

22:49.743 --> 22:52.704
‫'مارتا این کسب‌وکار کترینگ موفق را داشت،'

22:53.288 --> 22:56.917
‫شوهری که این شرکت انتشاراتی فوق‌العاده رو اداره می‌کنه،

22:57.000 --> 22:58.293
‫یه ازدواج بی‌نقص.

22:58.960 --> 23:00.837
‫اوضاع عالی به نظر می‌رسید.

23:01.338 --> 23:02.255
‫اما واقعاً این‌طور بود؟

23:02.339 --> 23:04.174
‫[موسیقی غم‌انگیز پخش می‌شود]

23:04.257 --> 23:06.176
‫[مارتا] اون تو خونه راضی نبود.

23:06.676 --> 23:08.929
‫نمی‌دونم چند تا دوست‌دختر مختلف

23:09.012 --> 23:10.055
‫تو این مدت داشت،

23:10.138 --> 23:12.015
‫اما فکر می‌کنم تعدادشون کم نبود.

23:14.267 --> 23:16.395
‫خانم‌های جوان، به نصیحت من گوش کنید.

23:16.478 --> 23:18.664
‫اگه ازدواج کردین و فکر می‌کنین خوشبختین،

23:18.688 --> 23:22.025
‫و شوهرتون شروع به خیانت می‌کنه، اون یه عوضیه.

23:23.110 --> 23:25.487
‫و بهش نگاه کنین. اون یه عوضیه و از این وضعیت خلاص شین.

23:25.570 --> 23:26.738
‫از اون ازدواج بیرون بیاین.

23:27.823 --> 23:30.450
‫اما من نتونستم این کار رو بکنم، نتونستم برم.

23:30.534 --> 23:32.035
‫[موسیقی محو می‌شود]

23:32.119 --> 23:34.764
‫[مصاحبه‌کننده] شما اوایل رابطه یا وقتی دلال بورس بودین،

23:34.788 --> 23:36.748
‫رابطه پنهانی نداشتین؟

23:36.832 --> 23:39.709
‫آه، بله، اما فکر نمی‌کنم اندی هرگز از اون خبر داشت.

23:39.793 --> 23:41.503
‫- اون گفت که می‌دونست.
‫- واقعاً؟

23:41.586 --> 23:43.064
‫- بله، شما بهش اعتراف کرده بودین.
‫- اوه.

23:43.088 --> 23:45.257
‫اون می‌گه که از ازدواج منحرف نشد

23:45.340 --> 23:48.093
‫تا وقتی که شما بهش گفتین قبلاً منحرف شدین.

23:48.176 --> 23:49.386
‫اوه، این درست نیست.

23:49.469 --> 23:52.597
‫- فکر نمی‌کنم.
‫- اما چی شد؟ شما رابطه پنهانی داشتین...؟

23:52.681 --> 23:59.146
‫من یه رابطه خیلی کوتاه با یه مرد ایرلندی خیلی جذاب داشتم.

23:59.896 --> 24:02.941
‫و، ام، هیچی نبود.

24:03.608 --> 24:04.608
‫هیچی نبود

24:05.235 --> 24:07.362
‫از نظر... هرگز باعث از هم پاشیدن نمی‌شد...

24:07.446 --> 24:09.781
‫من هرگز به خاطر اون یه ازدواج رو از هم نمی‌پاشوندم.

24:10.449 --> 24:11.491
‫هیچی نبود.

24:12.784 --> 24:13.784
‫هیچی نبود.

24:20.250 --> 24:22.210
‫مثل بوسه در کلیسای جامع بود.

24:23.920 --> 24:26.173
‫[موسیقی دلنشین سازهای زهی پخش می‌شود]

24:26.256 --> 24:28.884
‫اینجا دو نفر بودند که همه چیز داشتند.

24:29.468 --> 24:32.637
‫اما فکر نمی‌کنم هرگز خوشبختی رو پیدا کردند.

24:33.263 --> 24:36.349
‫لکسی وسط این ماجرا گیر افتاد.

24:36.433 --> 24:40.479
‫خودش هم خیلی گیج و عصبانی بود.

24:41.146 --> 24:44.816
‫من در خانه‌ای بسیار ناآرام بزرگ شدم.

24:44.900 --> 24:47.777
‫یاد گرفتم بیشتر احساساتم رو سرکوب کنم.

24:48.278 --> 24:55.278
‫[کتی] مارتا اون شادی بزرگ رو در ازدواجش و بزرگ کردن فرزندش نداشت.

24:57.329 --> 24:59.456
‫و این همون حلقه گمشده بود.

25:00.624 --> 25:02.959
‫بحث‌ها رو با کارکنان می‌شنیدید.

25:03.627 --> 25:06.129
‫اون می‌خواست کاری به روش خاصی انجام بشه.

25:06.213 --> 25:07.964
‫خیلی کمال‌گرا بود.

25:09.007 --> 25:11.843
‫دست قدرتمند پدرشون،

25:11.927 --> 25:13.845
‫اون چوب رهبری به مارتا منتقل شد.

25:14.804 --> 25:17.098
‫مردم احساس می‌کردند توسط اون مورد آزار قرار گرفتند.

25:17.182 --> 25:22.437
‫اون ایده‌های خیلی غلطی درباره موفقیت داشت.

25:23.522 --> 25:25.315
‫[لوید] اون یه کوسه سفید بزرگه.

25:25.398 --> 25:27.275
‫<i>ممکن بود گاز گرفته بشی.</i>

25:27.359 --> 25:30.820
‫<i>مردم رو می‌ترسوند.
‫بی‌رحم بود.</i>

25:30.904 --> 25:34.157
‫<i>در دنیای تجارت،
‫این ویژگی برای یک مرد عالیه.</i>

25:34.741 --> 25:36.243
‫<i>ولی خب، برای یک زن...</i>

25:38.036 --> 25:39.579
‫<i>می‌دونی، اون یه عوضی بود.</i>

25:39.663 --> 25:41.331
‫[موسیقی محو می‌شود]

25:42.165 --> 25:45.043
‫<i>داستان کشف شدنش رو می‌دونی؟</i>

25:45.126 --> 25:48.338
‫<i>داشت برای مهمونی رونمایی کتاب اَندی پذیرایی می‌کرد.</i>

25:49.214 --> 25:51.550
‫[مارتا] یک رویداد کاملاً فوق‌العاده بود.

25:51.633 --> 25:54.719
‫همه پیشخدمت‌ها و گارسون‌ها
‫لباس پری پوشیده بودند.

25:54.803 --> 25:58.473
‫[ایزولده] <i>یک ناشر دیگه گفت:
‫'باید یه کتاب سرگرمی بنویسی.'</i>

25:58.557 --> 26:01.893
‫[مارتا] با خودم گفتم:
‫'پذیرایی خیلی زودگذره.'

26:01.977 --> 26:02.894
‫اینقدر سخت کار می‌کنی،

26:02.978 --> 26:05.564
‫یه جشن زیبا برگزار می‌کنی،
‫و بعدش تموم میشه.

26:06.189 --> 26:08.900
‫ولی اگه یه کتاب بنویسی که مورد پسند باشه،

26:08.984 --> 26:11.278
‫اون برای همیشه می‌مونه.

26:11.861 --> 26:16.116
‫اولش، ناشرم می‌خواست یه کتاب
‫سیاه و سفید باشه

26:16.199 --> 26:20.245
‫با چند تا عکس و دستور غذا،
‫بیشتر یه کتاب آشپزی.

26:21.079 --> 26:23.957
‫<i>اولین کاری که کرد این بود
‫که کاملاً روشن کرد</i>

26:24.040 --> 26:26.126
‫<i>که این قراره کتاب خودش باشه.</i>

26:26.209 --> 26:29.170
‫<i>و اگه نمی‌خواستیم اون رو
‫اون‌طوری که اون می‌خواست انجام بدیم،</i>

26:29.254 --> 26:30.894
‫<i>اون علاقه‌ای به همکاری با ما نداشت.</i>

26:31.548 --> 26:37.387
‫[مارتا] می‌خواستم یه کتاب مصور باشه،
‫با عکس‌های تمام‌رنگی از غذا و ایده‌ها،

26:37.470 --> 26:39.598
‫کتابی که هر کسی بتونه برداره

26:39.681 --> 26:43.893
‫و یاد بگیره چطور یه جشن
‫جالب برگزار کنه.

26:45.645 --> 26:49.608
‫[زن] <i>'من در یک خانواده بزرگ بزرگ شدم
‫که همیشه مهمان داشت.'</i>

26:49.691 --> 26:53.236
‫<i>'من راحتی مادرم رو دوست داشتم که
‫چطور به راحتی جای اضافی می‌گذاشت،</i>

26:53.320 --> 26:55.905
‫<i>یک دیس بزرگ سبزیجات،
‫یک پای مخصوص،</i>

26:55.989 --> 26:59.492
‫<i>گل‌ها رو به میز خانواده اضافه می‌کرد
‫تا یک مناسبت خاص بسازه.'</i>

27:01.369 --> 27:02.746
‫<i>خیلی جاه‌طلب.</i>

27:02.829 --> 27:06.041
‫<i>سرگرمی خیلی چیزها بود.
‫فقط در مورد غذا نبود.</i>

27:06.124 --> 27:07.250
‫<i>بصیرت‌بخش بود.</i>

27:08.001 --> 27:12.505
‫[مارتا] می‌خواستم آموزش و اطلاعات
‫و الهام‌بخش باشم.

27:12.589 --> 27:14.674
‫نه خیلی گران، نه خیلی پر زرق و برق.

27:14.758 --> 27:18.595
‫فقط به اندازه کافی معمولی بود تا خانمی
‫که در رستوران قهوه‌ات رو سرو می‌کنه

27:18.678 --> 27:21.598
‫بتونه بره خونه
‫و همون چیز رو در خونه‌اش درست کنه

27:21.681 --> 27:24.351
‫که دوستانم در گرینویچ
‫در عمارت‌های بزرگشون می‌تونستند درست کنند.

27:24.434 --> 27:25.685
‫همه چیز یکسان بود.

27:26.603 --> 27:29.314
‫<i>مارتا سعی کرد به زنان عادی نشون بده</i>

27:29.397 --> 27:32.108
‫<i>که می‌تونند زیبایی رو
‫به خونه‌هاشون بیارند.</i>

27:32.609 --> 27:35.612
‫[مارتا] من <i>خودم</i> مخاطب بودم.
‫این راز بود.

27:35.695 --> 27:38.990
‫من هر کسی بودم که اون کتاب رو می‌خوند.
‫و اونا این رو می‌دونستند.

27:39.532 --> 27:41.826
‫اون اصالت خیلی مهم بود.

27:41.910 --> 27:43.495
‫[موسیقی ملایم پخش می‌شود]

27:43.578 --> 27:47.165
‫[مارتا] اونا می‌دونستند من همون آدمم.
‫خونه‌ام رو خودم تمیز می‌کردم.

27:47.248 --> 27:50.001
‫بچه‌ام رو خودم بزرگ کردم. شوهرم رو داشتم.

27:50.085 --> 27:51.336
‫باغم رو داشتم.

27:52.504 --> 27:55.590
‫داستان شخصی
‫برای خواننده خیلی معنی داشت.

27:57.384 --> 28:03.098
‫<i>اون اولین زنی بود که
‫بازارپسندی زندگی شخصی‌اش رو دید.</i>

28:05.767 --> 28:08.311
‫<i>- مارتا اولین اینفلوئنسر بود.</i>
‫- [موسیقی محو می‌شود]

28:08.395 --> 28:09.270
‫[موسیقی پاپ پخش می‌شود]

28:09.354 --> 28:11.856
‫او مارتا استوارت است،
‫یک کترینگ‌کار فوق‌العاده.

28:11.940 --> 28:14.901
‫باید بهتون بگم، این کتاب،
‫من سه ساعت فقط بهش نگاه کردم.

28:14.984 --> 28:18.655
‫[گوینده] 'وقتی صحبت از سرگرمی میشه،
‫اون به معنای واقعی کلمه کتابش رو نوشت.'

28:18.738 --> 28:20.490
‫خب، دوست داری یه نخود برفی رو پر کنی؟

28:20.573 --> 28:22.742
‫[مجری مرد] 'دوست داری یه نخود برفی رو پر کنی؟'

28:22.826 --> 28:25.495
‫- [خنده]
‫- دوست داری یه نخود برفی رو پر کنی؟

28:26.454 --> 28:29.082
‫[سوزان] 'مارتا داشت
‫توجه زیادی رو به خودش جلب می‌کرد.'

28:29.165 --> 28:31.000
‫'اون بلوند و زیبا بود.'

28:31.084 --> 28:33.169
‫'اون یک پکیج کامل بود.'

28:33.253 --> 28:35.797
‫'و کراون داشت باهاش قرارداد می‌بست
‫برای کتاب‌های بیشتر،'

28:35.880 --> 28:37.716
‫'پس اون راه افتاده بود و پیش می‌رفت.'

28:38.299 --> 28:40.885
‫'می‌دونی، اون فقط یه دنده داشت، رو به جلو.'

28:40.969 --> 28:44.639
‫'اون یکی از کتاب‌های من رو امضا کرد،
‫'کاملاً بی‌نقص.''

28:44.723 --> 28:49.102
‫'هر کاری که قرار بود انجام بده
‫کاملاً بی‌نقص می‌بود.'

28:49.185 --> 28:51.688
‫'و فکر می‌کنم، به نوعی، زندگیش رو خراب کرد.'

28:52.188 --> 28:54.733
‫'چون اون 'کاملاً بی‌نقص' نیست.'

28:54.816 --> 28:56.025
‫'♪ من سیر نمی‌شم ♪'

28:56.109 --> 28:58.987
‫[مارتا] من تمام اون زمان رو صرف
‫انجام اون کارها می‌کردم

28:59.070 --> 29:02.407
‫و واقعاً روی 'زندگیم' تمرکز نمی‌کردم.

29:02.490 --> 29:04.743
‫[مصاحبه‌گر] به نظر می‌رسه
‫که داری ابراز پشیمانی می‌کنی.

29:04.826 --> 29:07.078
‫خب، چی مهم‌تره،

29:07.662 --> 29:09.414
‫ازدواج یا شغل؟

29:11.082 --> 29:12.709
‫- تو بگو.
‫- نمی‌دونم.

29:13.209 --> 29:15.211
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

29:17.756 --> 29:21.926
‫'اندی در کار انتشاراتش
‫بسیار مشغول بود،'

29:22.010 --> 29:24.220
‫'و وقتی که اطراف بود،'

29:24.304 --> 29:26.639
‫'همیشه اوضاع پرتنش بود.'

29:26.723 --> 29:28.725
‫'او از اندی انتقاد می‌کرد'

29:28.808 --> 29:32.854
‫'در مورد اینکه چی می‌پوشید
‫یا چطور حرف می‌زد.'

29:33.480 --> 29:36.649
‫'اندی کارهای تجاری او را مدیریت می‌کرد.'

29:36.733 --> 29:37.776
‫'در طول سال‌ها،'

29:37.859 --> 29:42.280
‫'آن‌ها بیشتر شبیه همکار بودند
‫تا شریک زندگی.'

29:43.239 --> 29:45.366
‫'آن‌ها در دنیاهای متفاوتی بودند.'

29:45.450 --> 29:50.371
‫'و وقتی مارتا می‌خواست اندی
‫در دنیای او حضور داشته باشد،'

29:50.455 --> 29:52.707
‫'او مشتاق به حضور نبود.'

29:53.416 --> 29:57.086
‫'اصطکاک بین آن‌ها
‫بیشتر و بیشتر می‌شد.'

29:58.505 --> 30:02.050
‫'و بعد شایعاتی پخش شد'

30:02.133 --> 30:06.429
‫'که اندی نوعی رابطه
‫با دختری داشته'

30:06.513 --> 30:10.558
‫'که کارهای گل‌آرایی را
‫در مزرعه تِرکی هیل انجام می‌داد.'

30:11.142 --> 30:16.648
‫'مارتا همه چیز را متوجه می‌شد
‫و بیشتر و بیشتر ناراحت می‌شد.'

30:16.731 --> 30:18.399
‫'او آشفته می‌شد.'

30:18.483 --> 30:21.402
‫'میگرن و بی‌خوابی.'

30:21.486 --> 30:26.074
‫'در یک مقطع، او به من نشان داد که
‫موهایش را از سرش کنده بود.'

30:26.157 --> 30:28.535
‫'او با کارکنانش بدرفتاری می‌کرد.'

30:29.035 --> 30:31.371
‫'او کنترل اندی را از دست داده بود.'

30:31.913 --> 30:34.249
‫'و بنابراین او داشت همه را مجبور به پرداخت تاوان می‌کرد.'

30:36.835 --> 30:38.294
‫[مارتا] رابین برای من کار می‌کرد.

30:38.378 --> 30:40.630
‫و آپارتمانش رو از دست داده بود
‫یا همچین چیزی، و من گفتم،

30:40.713 --> 30:44.300
‫'آه، می‌تونی بری تو...
‫تو انبار دو هکتار پایینی.'

30:44.384 --> 30:46.469
‫ما اونجا یه آپارتمان کوچیک داشتیم.

30:46.553 --> 30:49.764
‫و وقتی من سفر بودم،
‫اندی با اون شروع کرد.

30:51.975 --> 30:54.602
‫انگار من یه میان‌وعده برای اندی گذاشته بودم.

30:55.353 --> 30:56.980
‫[مصاحبه‌کننده] باهاش روبرو شدی؟

30:57.647 --> 30:59.232
‫آره، روبرو شدم. حتماً.

30:59.315 --> 31:03.403
‫فوری بیرونش کردم.
‫می‌دونی، 'داری چه غلطی می‌کنی؟'

31:04.696 --> 31:07.866
‫اندی درست تو ملک خودمون بهم خیانت کرد.

31:09.993 --> 31:10.993
‫خوب نیست.

31:12.120 --> 31:13.955
‫مارتا استوارت امروز با ماست.

31:14.038 --> 31:17.375
‫او ویراستار همکار <i>هاوس بیوتیفول</i> و متخصص عروسی است.

31:17.458 --> 31:20.879
‫- منظورم اینه که این زن، تو عروسی‌ها رو می‌شناسی.
‫- [مارتا] فکر کنم می‌شناسم. دیدم...

31:20.962 --> 31:24.090
‫<i>او داشت کتاب 'عروسی‌ها' را تبلیغ می‌کرد.</i>

31:24.173 --> 31:27.802
‫<i>یادم می‌آید که فکر می‌کردم
‫این یک تلاقی وحشتناک بود.</i>

31:33.349 --> 31:35.810
‫[مارتا] برای من،
‫شخصاً، صحبت کردن در موردش سخته.

31:35.894 --> 31:40.899
‫بعضی‌ها در این خود‌دلسوزی
‫و غیره، و غیره غرق می‌شوند.

31:40.982 --> 31:42.084
‫- من اینطور نیستم.
‫- [موسیقی به پایان می‌رسد]

31:42.108 --> 31:44.986
‫من نامه‌هایی را تحویل دادم
‫که خیلی شخصی بودند.

31:45.904 --> 31:47.447
‫خب، حدس بزن چی شد؟

31:47.530 --> 31:49.157
‫از نامه‌ها درش بیار.

31:49.240 --> 31:50.450
‫[موسیقی غم‌انگیز سازهای زهی پخش می‌شود]

31:50.533 --> 31:51.993
‫[زن] <i>'اندی عزیزم،</i>

31:52.076 --> 31:53.411
‫<i>نمی‌توانم بخوابم.'</i>

31:54.537 --> 31:55.622
‫<i>'نمی‌توانم غذا بخورم.'</i>

31:56.873 --> 32:00.627
‫<i>'پوستم نگران است و خطوط زیادی
‫که قبلاً نبودند، حالا هستند.'</i>

32:03.546 --> 32:06.382
‫<i>'من به طرز دردناکی به زنان دیگرت حسادت می‌کنم.'</i>

32:06.466 --> 32:09.886
‫<i>'نمی‌توانم تحمل کنم که از
‫آنچه با هم داشتیم، برای دیگران استفاده می‌کنی.'</i>

32:11.471 --> 32:12.471
‫<i>'اندی عزیزم،</i>

32:12.931 --> 32:16.434
‫<i>من الان در وضعیت بسیار شکننده و آسیب‌پذیری هستم.'</i>

32:17.727 --> 32:20.313
‫<i>'به خاطر همه این‌ها،
‫واقعاً از نظر جسمی احساس بیماری می‌کنم،</i>

32:21.356 --> 32:23.608
‫<i>انگار مغزم در شرف از هم پاشیدن است.'</i>

32:26.319 --> 32:27.612
‫<i>'اندی عزیزم،</i>

32:27.695 --> 32:30.531
‫<i>شاید قصد داری با او ازدواج کنی
‫و او را با پول من نگه داری</i>

32:30.615 --> 32:33.368
‫<i>تا بتواند خودش را
‫در پرتره‌های برهنه نقاشی کند.'</i>

32:33.868 --> 32:36.329
‫<i>'خیلی تحریک‌کننده است، نه؟'</i>

32:36.412 --> 32:38.748
‫<i>'شاید او تو را هم
‫برهنه نقاشی کند.'</i>

32:39.958 --> 32:41.584
‫<i>'دوست دارم آن نقاشی را ببینم.'</i>

32:42.835 --> 32:46.798
‫<i>'من بسیار، بسیار نگران
‫حریم خصوصی و زندگی حرفه‌ای‌ام هستم.'</i>

32:47.423 --> 32:49.884
‫<i>'به همه می‌گویم
‫که تو مدتی دور هستی.'</i>

32:49.968 --> 32:50.802
‫<i>'همین.'</i>

32:50.885 --> 32:54.931
‫<i>'اندی عزیزم، من اشتیاق تو را
‫برای رابطه جنسی با دیگران درک می‌کنم.'</i>

32:55.014 --> 32:57.266
‫<i>'هیچ‌کس مثل من به تو اهمیت نخواهد داد.'</i>

32:57.350 --> 32:59.143
‫<i>'هیچ‌کس هرگز به اندازه من دوستت نخواهد داشت.'</i>

32:59.686 --> 33:01.562
‫<i>'یه فرصت دیگه بهم بده، اندی.'</i>

33:02.271 --> 33:04.482
‫<i>'من از خیلی چیزها متاسفم.'</i>

33:04.565 --> 33:06.359
‫<i>'چرا باید خیلی دیر باشد؟'</i>

33:07.527 --> 33:08.528
‫<i>'اندی عزیزم،</i>

33:09.195 --> 33:12.073
‫<i>دوباره احساس خیانت و تنهایی می‌کنم.'</i>

33:13.533 --> 33:15.994
‫<i>'وقتی به من می‌گویی
‫که اینجا دیگر خانه تو نیست،</i>

33:16.077 --> 33:18.037
‫<i>بعد از همه کارهایی که اینجا با هم کردیم،</i>

33:18.121 --> 33:20.206
‫<i>چرا نباید بگویم
‫که می‌خواهم آن را به آتش بکشم؟'</i>

33:20.289 --> 33:22.291
‫[موسیقی اوج می‌گیرد]

33:23.543 --> 33:26.462
‫[زن] 'باید برم سان‌فرانسیسکو و درباره‌ی عروسی‌ها

33:26.546 --> 33:27.880
‫و زندگی فوق‌العاده‌ام حرف بزنم.'

33:28.381 --> 33:30.341
‫'امیدوارم از آزادیت لذت ببری.'

33:31.175 --> 33:32.969
‫'و امیدوارم هواپیمام سقوط کنه.'

33:33.052 --> 33:34.052
‫[موسیقی قطع می‌شود]

33:36.055 --> 33:39.058
‫[زن] 'الان تو هواپیما نشستم و دارم گریه می‌کنم، سرفه می‌کنم،

33:39.142 --> 33:41.978
‫تب دارم و انقدر بدبختم که خودم باورم نمی‌شه.'

33:42.562 --> 33:46.065
‫'باید سرزنده، زیبا، جذاب و خواستنی باشم.'

33:46.149 --> 33:48.860
‫'و حالا اینجا یه آدم درب و داغونم.'

33:49.444 --> 33:54.198
‫'45 سالمه، نگران و تنها، ناامیدم.'

33:55.575 --> 33:57.368
‫'آینده کاملاً مبهمه.'

34:01.164 --> 34:02.874
‫[مارتا] بیست و هفت سال.

34:04.500 --> 34:07.420
‫اون بود که طلاق می‌خواست، نه من.

34:09.630 --> 34:11.215
‫داشت منو دور می‌انداخت.

34:13.092 --> 34:15.261
‫40 سالم بود. خیلی خوشگل بودم.

34:15.845 --> 34:17.930
‫می‌دونید، من یه زن خواستنی بودم.

34:18.014 --> 34:20.933
‫اما اون با من مثل یه دورافتاده رفتار می‌کرد.

34:21.434 --> 34:23.436
‫اون واقعاً با من بد رفتار می‌کرد.

34:24.187 --> 34:27.273
‫و در عوض، فکر کنم منم باهاش بد رفتار کردم.

34:28.191 --> 34:32.236
‫من با کسی فرار نکردم. <i>اون</i> بود که با بقیه فرار می‌کرد.

34:32.320 --> 34:36.074
‫همیشه می‌گفتم یه قو هستم، و من... من...

34:36.157 --> 34:39.243
‫و مثل همه قوها، تک‌همسری هستن.

34:39.911 --> 34:42.288
‫و من فکر می‌کردم تک‌همسری قابل تحسینه.

34:43.331 --> 34:45.166
‫آره، فکر می‌کردم قابل تحسینه.

34:46.167 --> 34:50.338
‫اما معلوم شد که اینطور نبود... ازدواج رو نجات نداد.

34:52.298 --> 34:54.383
‫می‌تونیم بریم سراغ یه موضوع شادتر؟

34:58.471 --> 35:00.890
‫هر درختی که می‌بینید رو من کاشتم.

35:02.767 --> 35:04.393
‫همه‌ی اینا رو من کاشتم.

35:06.687 --> 35:07.814
‫چند هزار تا.

35:08.773 --> 35:10.525
‫[موسیقی شاد با سازهای زهی پخش می‌شود]

35:11.609 --> 35:12.609
‫[مارتا] سلام.

35:16.072 --> 35:19.408
‫از درختان افتاده برای تکیه‌گاه‌های زیرین استفاده می‌کنیم.

35:19.992 --> 35:22.537
‫همه‌ی درخت‌ها رو برای زمستون آماده می‌کنیم.

35:23.329 --> 35:25.498
‫باغ برای من جای قشنگیه

35:25.998 --> 35:28.000
‫چون دوست دارم کارها رو انجام بدم.

35:28.501 --> 35:30.711
‫نه، ببین، اینو اینجوری نذار کنار.

35:30.795 --> 35:32.088
‫اینو باید هرس کنی.

35:32.630 --> 35:35.216
‫واقعاً تمیزش کن و یه کم خاک اینجا بریز.

35:35.299 --> 35:37.343
‫بهش فرصت بده تا چیزای جدیدی رشد کنه، باشه؟

35:37.426 --> 35:41.055
‫- [مرد] بله، فهمیدم.
‫- و اینو می‌تونی تا ته هرس کنی.

35:41.139 --> 35:42.598
‫- آره.
‫- دوباره رشد می‌کنه.

35:43.099 --> 35:45.601
‫کل ایده از کنار گذاشتن چیزها اینه که،

35:45.685 --> 35:47.061
‫آماده‌ی کنار گذاشته شدن باشن.

35:49.814 --> 35:51.440
‫من هیچ‌وقت چشم‌پوشی نمی‌کنم.

35:52.525 --> 35:55.069
‫باشه بچه‌ها. فاسانگ، این گلدون‌ها رو نشکن.

35:55.153 --> 35:56.237
‫[مرد] آره.

35:56.320 --> 35:58.197
‫[مارتا] گلدون‌ها رو نشکنید.

35:59.532 --> 36:01.969
‫می‌رم فونداسیون جدید رو ببینم. خوبه؟

36:01.993 --> 36:03.202
‫[مردان نامفهوم صحبت می‌کنند]

36:04.704 --> 36:08.082
‫من به یه مشکل نگاه می‌کنم، بهش نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم حلش کنم.

36:14.005 --> 36:15.047
‫[موسیقی قطع می‌شود]

36:15.131 --> 36:17.300
‫[صدای بوق تست تلویزیون]

36:20.595 --> 36:22.805
‫[تهیه‌کننده] 'و' سرگرم‌کننده، 'مارتا استوارت'.

36:24.348 --> 36:27.518
‫- 'سلام، یک، دو، سه، چهار، پنج.'
‫- سلام.

36:28.102 --> 36:29.102
‫[تهیه‌کننده] 'هنوز نه.'

36:30.229 --> 36:31.229
‫'هنوز نه.'

36:32.607 --> 36:34.066
‫بذارید من... من اینو بالا دوست دارم.

36:34.150 --> 36:36.461
‫- من نمی‌تونم تحمل کنم... دوست ندارم همش صاف باشه.
‫- [زن] درسته.

36:36.485 --> 36:39.780
‫'او بخشی از دنیایی بود که در آن با یک مرد ازدواج می‌کردی و تمام.'

36:39.864 --> 36:42.700
‫'و فکر نمی‌کنم مارتا هرگز انتظار داشت که ازدواج نکند.'

36:42.783 --> 36:44.660
‫'او از این بابت خجالت می‌کشید.'

36:45.244 --> 36:47.079
‫'مارتا شکست ندارد.'

36:47.163 --> 36:51.542
‫'این یکی از اولین بارهایی بود که اتفاقی می‌افتاد که او نمی‌توانست درستش کند.'

36:51.626 --> 36:54.837
‫'او نگران بود که رفتن به تور کتاب'

36:54.921 --> 36:59.050
‫'با علنی شدن جدایی‌اش، مدیریت کردنش دشوار خواهد بود.'

37:00.051 --> 37:02.887
‫'اما معلوم شد که مردم اصلاً اهمیت نمی‌دهند.'

37:02.970 --> 37:04.764
‫[تهیه‌کننده] 'سه، دو...'

37:04.847 --> 37:06.307
‫[آهنگ 'The Look' از Roxette در حال پخش]

37:06.891 --> 37:09.143
‫[ایزولده] 'آنها فقط می‌خواستند بدانند چطور کیک درست کنند.'

37:09.644 --> 37:11.854
‫[خبرنگار زن] 'زنان در سراسر کشور صف کشیده‌اند'

37:11.938 --> 37:13.981
‫'تا با این میزبان بی‌نظیر ملاقات کنند،'

37:14.065 --> 37:17.235
‫'این زنی که با زیرکی خود را به مردم آمریکا فروخته است'

37:17.318 --> 37:18.861
‫'به عنوان ملکه کمال.'

37:18.945 --> 37:19.862
‫[صدای کلیک دوربین]

37:19.946 --> 37:23.324
‫[مارتا] بعد از رفتن اندی، من واقعاً خودم را در کار غرق کردم،

37:23.407 --> 37:26.535
‫ایده‌هایی برای آینده، و خوشبختانه، من آنها را داشتم.

37:26.619 --> 37:29.664
‫خوشبختانه. می‌توانستم فقط یک زن خانه‌دار بدبخت و از کار افتاده باشم.

37:29.747 --> 37:33.292
‫اما من اجازه ندادم این اتفاق برایم بیفتد، و خیلی خوشحالم که این کار را نکردم.

37:34.585 --> 37:36.212
‫و این با کی‌مارت شروع شد.

37:36.712 --> 37:39.674
‫حالا مارتا استوارت سبک سطح بالای خود را

37:39.757 --> 37:41.842
‫برای خریداران طبقه متوسط در کی‌مارت به ارمغان می‌آورد.

37:41.926 --> 37:45.346
‫ملحفه‌ها، روتختی‌ها، ظروف، و پارچه‌های مارتا استوارت.

37:45.429 --> 37:47.265
‫همه چیز برای خانه‌تان.

37:47.348 --> 37:50.643
‫'کی‌مارت به عنوان فروشگاهی بسیار ارزان‌قیمت شناخته می‌شد.'

37:50.726 --> 37:54.230
‫'اما مارتا در درک اینکه داشتن یک همکاری'

37:54.313 --> 37:57.441
‫'با یک خرده‌فروش بازار انبوه واقعاً شگفت‌انگیز خواهد بود، بسیار آینده‌نگر بود.'

37:57.525 --> 38:00.820
‫[مارتا] باشگاه باغ گرینویچ حضور من را لغو کرد

38:00.903 --> 38:05.074
‫چون با کی‌مارت قرارداد بسته بودم و آنها چیزی سطح پایین نمی‌خواستند.

38:05.157 --> 38:09.412
‫'او فهمید که فقط به خاطر اینکه پول زیادی نداری،'

38:09.495 --> 38:11.372
‫'به این معنی نیست که سلیقه نداری.'

38:11.455 --> 38:12.790
‫'این قدرتمند بود.'

38:12.873 --> 38:16.127
‫'اگر قبلاً هرگز نام مارتا را نشنیده بودید،'

38:16.210 --> 38:18.254
‫'حالا درباره او شنیدید.'

38:18.337 --> 38:19.922
‫'♪ نا، نا، نا، نا، نا... ♪'

38:20.006 --> 38:23.426
‫[مرد] این روزها شما را زیاد در تلویزیون، در این تبلیغات کی‌مارت می‌بینیم.

38:23.509 --> 38:26.595
‫حالا، فکر می‌کنم خیلی‌ها این را ترکیبی عجیب بدانند.

38:26.679 --> 38:28.806
‫- به نظرتان عجیب می‌آید؟
‫- اصلاً.

38:28.889 --> 38:30.224
‫هر کسی که در کی‌مارت خرید می‌کند،

38:30.308 --> 38:33.227
‫و حدود ۷۷ میلیون نفر در ماه آنجا خرید می‌کنند...

38:33.311 --> 38:35.313
‫درسته؟
‫ماهی ۷۷ میلیون؟

38:35.396 --> 38:38.316
‫بله، و خب، اونا چیزای قشنگ می‌خوان.

38:38.399 --> 38:41.736
‫و من دارم سعی می‌کنم
‫چیزای واقعاً شیک رو وارد فروشگاه کنم.

38:41.819 --> 38:44.905
‫خب، اگه اونا... [می‌خنده]،
‫تو کی‌مارت چیکار می‌کنن؟

38:44.989 --> 38:47.325
‫<i>♪ اون ظاهرش خوبه
‫اون ظاهرش خوبه ♪</i>

38:49.910 --> 38:51.287
‫[موسیقی محو می‌شود]

38:51.370 --> 38:53.998
‫[مارتا] در این مدت،
‫شاید شش کتاب نوشته بودم،

38:54.081 --> 38:57.418
‫و ناشرم،
‫فقط سالی یه کتاب از من می‌خواست.

38:57.501 --> 39:01.756
‫اما من حرفای خیلی بیشتری برای گفتن داشتم،
‫و با خودم فکر کردم، وای، یه مجله چطوره؟

39:02.340 --> 39:04.759
‫اون موقع، مجلات زنانه وجود داشتند،

39:04.842 --> 39:09.430
‫اما اون زیبایی،
‫اون عمق اطلاعاتی که من می‌خواستم رو نداشتند.

39:09.930 --> 39:11.599
‫اون یه خلأ بزرگ بود.

39:11.682 --> 39:12.850
‫[موسیقی شاد پخش می‌شود]

39:12.933 --> 39:15.394
‫[مارتا] اولین توقف من کنده ناست بود.

39:15.978 --> 39:18.522
‫با اس. آی. نیوهاوس خودش صحبت کردم،
‫و اون گفت:

39:18.606 --> 39:20.733
‫'خب، چه اسمی رو در نظر داری؟'

39:20.816 --> 39:22.902
‫و من گفتم، '<i>زندگی مارتا استوارت.</i>'

39:22.985 --> 39:25.112
‫و اون گفت، 'نمی‌تونه <i>مارتا استوارت</i> باشه.'

39:25.196 --> 39:28.324
‫و من گفتم، 'خب، چرا نه؟'
‫و اون گفت، 'خب، اینجا کنده ناست هست.'

39:28.407 --> 39:32.703
‫'این اسم ماست. کنده ناست.'
‫و بنابراین اون یه محافظ برند بود.

39:33.621 --> 39:36.457
‫رفتم سراغ این آقا، روپرت مرداک.

39:36.540 --> 39:40.044
‫و اون گفت، 'من الان دارم مجلات رو تعطیل می‌کنم
‫چون این کار ما نیست.'

39:40.127 --> 39:42.171
‫'پیشنهاد می‌کنم ببریش به <i>تایم.</i>'

39:43.130 --> 39:45.383
‫<i>تایم</i> خیلی دنیای مردونه‌ای بود.

39:45.466 --> 39:47.176
‫اونا اصلاً متوجه نمی‌شدن.

39:47.259 --> 39:51.263
‫گفتم، 'زندگی موضوعیه
‫که می‌تونه بارها و بارها پوشش داده بشه

39:51.347 --> 39:52.598
‫برای سال‌های آینده.'

39:52.681 --> 39:54.683
‫'زندگی بی‌حد و مرزه.'

39:54.767 --> 39:56.602
‫و اونا گفتن،
‫'خب، اگه واقعاً منظورت اینه،

39:57.853 --> 39:59.480
‫شاید این ایده خوبی باشه.'

40:00.523 --> 40:03.067
‫<i>ما می‌خواستیم
‫مجله زن مدرن باشیم.</i>

40:04.860 --> 40:10.574
‫[مارتا] تعطیلات، سرگرمی، غذا،
‫دکوراسیون، بچه‌ها، نوزادان، صنایع دستی.

40:10.658 --> 40:14.328
‫اینا قبلاً هرگز
‫واقعاً در یک جا جمع نشده بودند.

40:15.454 --> 40:17.748
‫ما یه شماره زیبا خلق کردیم،

40:17.832 --> 40:19.291
‫که تماماً فروخته شد.

40:19.375 --> 40:23.587
‫[گزارشگر] <i>به لطف رکود اقتصادی،
‫صنعت مجلات در رکود عمیقی قرار دارد.</i>

40:23.671 --> 40:26.632
‫<i>اما در تمام این تاریکی،
‫یک پرتو امید وجود دارد،</i>

40:26.715 --> 40:28.342
‫زندگی مارتا استوارت.

40:28.426 --> 40:31.095
‫[مارتا] <i>زندگی مارتا استوارت</i>
‫یک شبه به یک پدیده تبدیل شد.

40:31.679 --> 40:34.098
‫من تقریباً روی جلد هر شماره بودم.

40:34.640 --> 40:38.477
‫ما به یکی از موفق‌ترین
‫مجلات نوپا در تاریخ تبدیل شدیم.

40:38.561 --> 40:40.980
‫لطفاً از مارتا استوارت استقبال کنید.

40:41.063 --> 40:42.398
‫[تشویق تماشاگران]

40:42.481 --> 40:43.941
‫<i>در آن زمان،</i>

40:44.024 --> 40:47.319
‫<i>زنان در تعداد زیادی می‌گفتند:
‫'من نمی‌خوام خانه‌دار باشم.'</i>

40:47.403 --> 40:49.613
‫<i>'من می‌خوام شغل داشته باشم. می‌خوام قدرت داشته باشم.'</i>

40:49.697 --> 40:52.741
‫<i>اما او متوجه شد که بسیاری
‫از زنان در دنیای کار،</i>

40:52.825 --> 40:55.619
‫<i>ارتباطی با خانه را حفظ می‌کنند.</i>

40:55.703 --> 40:59.248
‫<i>مارتا گفت شما می‌تونید
‫خودتون هنرمند باشید.</i>

40:59.790 --> 41:04.253
‫<i>زیبایی و کمال
‫می‌توانند قدرتمند باشند.</i>

41:07.756 --> 41:09.675
‫من آنجا در وستپورت، کنتیکت بودم.

41:09.758 --> 41:12.470
‫البته چند دوست داشتم،

41:13.304 --> 41:14.305
‫اما نه زیاد.

41:14.388 --> 41:15.556
‫موسیقی شاد

41:15.639 --> 41:17.892
‫دخترم گفت: «مادر، جایی که باید بروی

41:17.975 --> 41:21.103
‫به‌عنوان یک زن مجرد در تابستان، همپتونز است.»

41:21.645 --> 41:23.814
‫پس رفتم که ببینم.

41:23.898 --> 41:26.108
‫مشاور املاک از من پرسید: «دنبال چه هستید؟»

41:26.192 --> 41:29.153
‫گفتم: «نظرتان درباره یک خرابه در بهترین خیابان چیست؟»

41:30.613 --> 41:33.073
‫پیمانکاران همه آمدند و گفتند: «واقعاً می‌خواهید چه‌کار کنید؟»

41:33.157 --> 41:35.868
‫گفتم: «فقط می‌خواهم آن را به زیباترین باغ

41:35.951 --> 41:37.411
‫با یک خانه زیبا تبدیل کنم.»

41:38.954 --> 41:42.750
‫<i>این کاملاً دیدگاه او بود که به اجرا درآمده بود.</i>

41:45.920 --> 41:49.465
‫ما حدود یک سال و نیم روی لیلی پاند لین کار کردیم.

41:49.548 --> 41:53.219
‫و وقتی کارمان تمام شد، پنجاهمین سالگرد تولدم بود.

41:53.719 --> 41:58.015
‫پس تصمیم گرفتم یک جشن تولد پنجاه سالگی بزرگ بگیرم.

41:59.433 --> 42:02.853
‫<i>این یک مهمانی عظیم بود. انگار همه آنجا بودند.</i>

42:03.771 --> 42:05.773
‫<i>افرادی از دنیای تجارت،</i>

42:06.440 --> 42:09.818
‫<i>افرادی از صنعت فیلم، صنعت تلویزیون.</i>

42:09.902 --> 42:12.238
‫<i>لحظه‌ای که او وارد آن دنیا شد،</i>

42:12.321 --> 42:15.950
‫<i>مثل این است که توپ بیلیارد به ده توپ دیگر می‌خورد،</i>

42:16.033 --> 42:17.409
‫<i>و همه چیز در حال وقوع است.</i>

42:19.828 --> 42:24.375
‫این آغاز بهترین دوران همپتونز بود.

42:24.917 --> 42:26.293
‫موسیقی محو می‌شود

42:26.377 --> 42:28.170
‫<i>او همیشه می‌گوید که دیر شکوفا شده است،</i>

42:28.254 --> 42:30.923
‫<i>اما فکر می‌کنم او کمی آزادتر و قدرتمندتر شد و،</i>

42:31.006 --> 42:33.884
‫<i>«خب، من الان یک زندگی جدید دارم و می‌خواهم آن را زندگی کنم.»</i>

42:34.385 --> 42:37.471
‫<i>فکر می‌کنم او روابط عاشقانه بیشتری داشت
‫تا آنچه که خواهید شنید.</i>

42:38.514 --> 42:40.307
‫<i>و فکر می‌کنم از آن‌ها لذت می‌برد.</i>

42:41.058 --> 42:44.687
‫<i>مارتا دوست نداشت کنار مردانی باشد که باهوش نبودند.</i>

42:44.770 --> 42:47.815
‫<i>یعنی، ببینید. او چارلز سیمونی را دوست داشت،
‫پس مردان ثروتمند را دوست داشت،</i>

42:47.898 --> 42:49.400
‫<i>حتی اگر عجیب بودند.</i>

42:49.900 --> 42:53.279
‫چارلز ورد و اکسل را در مایکروسافت ساخت.

42:53.362 --> 42:54.363
‫یک نابغه تمام‌عیار.

42:54.446 --> 42:58.826
‫ما شروع کردیم به همه جا با هم رفتن.
‫این نوع دیگری از زندگی بود.

42:59.326 --> 43:02.288
‫او جت شخصی خودش را داشت،
‫در آلمان قایق می‌ساخت،

43:02.371 --> 43:04.582
‫و من شروع کردم به کار روی قایق با او.

43:06.125 --> 43:10.504
‫من مشتاق نبودم که به قرار ملاقات بروم
‫و دنبال شوهر دیگری باشم.

43:10.588 --> 43:13.465
‫فقط به کار کردن، فکر کردن و انجام دادن ادامه دادم،

43:14.133 --> 43:15.384
‫همانطور که همیشه انجام می‌دهم.

43:16.385 --> 43:18.105
‫آیا تا به حال رابطه‌ای داشته‌اید

43:18.137 --> 43:20.556
‫که در آن درباره احساساتتان صحبت کنید؟

43:22.057 --> 43:25.978
‫نه، و احتمالاً به همین دلیل است که من
‫روابط شخصی زیادی با مردان نداشته‌ام،

43:26.061 --> 43:27.061
‫مثلاً.

43:27.438 --> 43:29.064
‫خب، چون من...

43:30.983 --> 43:32.526
‫اهمیتی نمی‌دادم.

43:32.610 --> 43:35.279
‫نمی‌دانم دلیل واقعی چیست. [می‌خندد]

43:35.362 --> 43:36.196
‫امم...

43:36.280 --> 43:39.199
‫خیلی برایم جالب نیست که بدانم، می‌دانید،

43:39.283 --> 43:42.578
‫«اوه، چارلز،» می‌دانید، «الان چه حسی داری؟»

43:42.661 --> 43:44.121
‫راستش برایم مهم نیست.

43:44.747 --> 43:45.873
‫برایم مهم است که،

43:45.956 --> 43:48.709
‫'چارلز، چه کار می‌کنی؟ به چه فکر می‌کنی؟'

43:48.792 --> 43:53.172
‫

43:54.089 --> 43:56.342
‫و بیشتر به هر کاری که می‌کنم فکر می‌کنم،

43:56.425 --> 43:59.678
‫کارهایی که رویشان کار می‌کنم،
‫کارهایی که دوست دارم رویشان کار کنم،

43:59.762 --> 44:01.347
‫کارهایی که دوست دارم به انجام برسانم.

44:01.430 --> 44:02.765
‫اینجاست که من بهترینم.

44:02.848 --> 44:04.350
‫[موسیقی شاد با سازهای زهی]

44:05.142 --> 44:07.853
‫<i>قدم بعدی، ورود به تلویزیون بود.</i>

44:07.936 --> 44:12.066
‫<i>اما 'تایم' شرکت بسیار محافظه‌کاری بود.</i>

44:13.817 --> 44:16.737
‫<i>آن‌ها فکر می‌کردند اگر مردم مارتا را در تلویزیون ببینند،</i>

44:16.820 --> 44:19.990
‫<i>دیگر نیازی به خرید مجله نخواهند داشت.</i>

44:20.074 --> 44:22.785
‫همیشه امیدوار بودم که تلویزیون کار کنم

44:22.868 --> 44:25.245
‫در کنار مجله.

44:25.329 --> 44:26.830
‫به آن هم‌افزایی می‌گفتند،

44:26.914 --> 44:28.540
‫کلمه‌ی کثیف... [خنده]

44:28.624 --> 44:30.501
‫...در دهه‌ی ۱۹۹۰.

44:30.584 --> 44:31.752
‫من را دیوانه می‌دانستند.

44:32.419 --> 44:33.420
‫اما جواب داد.

44:34.046 --> 44:37.216
‫<i>اگر قبل از وجود مارتا می‌گفتید،</i>

44:37.299 --> 44:41.804
‫<i>'آیا برنامه‌ی تلویزیونی درباره‌ی کسی می‌خواهید
‫که خیلی بیشتر از شما پول دارد،</i>

44:41.887 --> 44:44.390
‫<i>خیلی زیباتر از شماست،</i>

44:44.473 --> 44:48.519
‫<i>این زندگی شگفت‌انگیز را دارد، و همه‌ی این کارها را
‫با دستان خودش انجام می‌دهد،</i>

44:48.602 --> 44:50.270
‫<i>آن‌ها می‌گفتند: 'لعنتی، نه.'</i>

44:50.354 --> 44:53.941
‫<i>اما وقتی آن را ساختید، عاشقش شدند.</i>

44:54.024 --> 44:56.568
‫چیز خوبی است. چیز خوبی است. چیز خوبی است.

44:56.652 --> 44:59.071
‫<i>او بهتر از هر کسی آموزش می‌دهد.</i>

44:59.154 --> 45:02.199
‫<i>نه تنها می‌توانید آن را بفهمید
‫بلکه می‌خواهید انجامش دهید.</i>

45:02.282 --> 45:03.283
‫زیاد کارش نکنید.

45:03.367 --> 45:07.121
‫<i>ما نسلی از زنان جوان داشتیم
‫که مادرانشان کار می‌کردند،</i>

45:07.204 --> 45:09.540
‫<i>پس نمی‌دانستند چطور کارها را انجام دهند.</i>

45:10.124 --> 45:13.961
‫<i>و او احساس کرد که ما به راهی نیاز داریم
‫تا به مردم نشان دهیم</i>

45:14.044 --> 45:15.671
‫<i>دقیقاً چطور آن را انجام دهند،</i>

45:15.754 --> 45:16.754
‫<i>قدم به قدم.</i>

45:16.797 --> 45:21.885
‫<i>آنچه اکنون 'خودت انجام بده' می‌نامیم،
‫انقلابی برای آمریکا بود.</i>

45:21.969 --> 45:25.889
‫بالاخره، موضوعی که همه آن را دست‌کم می‌گرفتند

45:25.973 --> 45:29.184
‫ناگهان به یک جنون ملی تبدیل شده است.

45:29.268 --> 45:31.478
‫- یک جنون است.
‫- این موضوع چیست؟

45:31.562 --> 45:32.604
‫زندگی. زندگی.

45:32.688 --> 45:34.231
‫زندگی روزمره.

45:34.314 --> 45:37.484
‫برای من همیشه موضوعی بسیار جدی بوده است.

45:37.568 --> 45:40.362
‫آقایان، موتورها را روشن کنید!

45:40.446 --> 45:41.697
‫[صدای گاز دادن موتورها]

45:41.780 --> 45:45.242
‫کی‌مارت داشت دیوانه می‌شد. همه چیز می‌خریدند.

45:45.325 --> 45:49.580
‫حدود ۷۰ میلیون دلار در سال سود خالص داشتیم.

45:50.164 --> 45:54.251
‫<i>او دید که می‌تواند برای خودش امپراتوری بسازد.</i>

45:55.461 --> 46:00.591
‫<i>مارتا توانست نام و مجله‌اش را از 'تایم' پس بگیرد.</i>

46:00.674 --> 46:02.551
‫<i>او برای گرفتن پول به کی‌مارت رفت،</i>

46:02.634 --> 46:05.053
‫<i>و کی‌مارت پول را در ازای حق امتیاز به او پیش‌پرداخت کرد.</i>

46:05.137 --> 46:09.558
‫«خیلی خوب از آب درآمد،»
‫به قول مارتا. [خنده]

46:10.684 --> 46:13.479
‫یک‌دفعه،
‫ما مالک صددرصد همه‌چیز شدیم.

46:14.938 --> 46:17.441
‫و این آغاز شرکت مارتا بود.

46:20.027 --> 46:24.239
‫[مارتا] برنامه این بود که شرکتی
‫با دامنه فعالیت همه‌رسانه‌ای ایجاد کنیم.

46:24.323 --> 46:28.118
‫ایده من بود که طرح شرکت
‫را مثل منظومه شمسی بسازم.

46:28.619 --> 46:30.662
‫یک نفر در مرکز.

46:31.163 --> 46:33.123
‫قبلاً این‌طور انجام نشده بود.

46:33.874 --> 46:38.253
‫[گزارشگر] <i>چیزی که در سال ۱۹۷۶
‫به‌عنوان یک کسب‌وکار کوچک خانگی کترینگ شروع شد...</i>

46:38.337 --> 46:40.005
‫- عاشق اینم.
‫- <i>...تبدیل شد به</i>

46:40.088 --> 46:43.133
‫<i>شرکت‌های مارتا استوارت لایوینگ،</i>

46:43.217 --> 46:45.010
‫<i>یک شرکت چندرسانه‌ای</i>

46:45.093 --> 46:48.347
‫<i>که سالانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار
‫درآمد داشت.</i>

46:48.931 --> 46:52.434
‫<i>احتمالاً تنها شرکت بزرگ
‫تک‌زن و تک‌نفره.</i>

46:52.976 --> 46:55.062
‫<i>او مثل یک سوپراستار بود.</i>

46:55.145 --> 46:57.689
‫<i>هرجا را نگاه می‌کردی،
‫مارتا استوارت بود.</i>

46:57.773 --> 46:59.693
‫[مجری تلویزیون] مارتا استوارت
‫که بالاخره خود را از تایم آزاد کرد،

46:59.733 --> 47:03.278
‫همین حالا هم در حال برنامه‌ریزی
‫برای حرکت بزرگ بعدی‌اش، یعنی عمومی شدن است.

47:03.821 --> 47:05.989
‫[مارتا] عمومی شدن
‫رویای آمریکایی است.

47:08.450 --> 47:10.369
‫[گوینده تلویزیون] <i>حالا، این را کپی کنید.</i>

47:11.245 --> 47:12.496
‫<i>مارتا استوارت.</i>

47:12.579 --> 47:16.416
‫<i>آیا این پرنسس بی‌عیب و نقص
‫واقعاً ملکه بدجنس‌هاست؟</i>

47:17.000 --> 47:19.753
‫آمریکا او را
‫به‌عنوان کدبانوی کوچک و شاد می‌شناسد.

47:19.837 --> 47:23.423
‫هرچه بیشتر درباره این زن بدانی،
‫کمتر از او خوشت می‌آید.

47:24.341 --> 47:25.509
‫<i>در دهه ۹۰،</i>

47:25.592 --> 47:28.679
‫<i>همان موقع بود که او واقعاً
‫شروع به انتقادهای شدید در مطبوعات کرد.</i>

47:28.762 --> 47:32.808
‫<i>«او از نظر روانی ناپایدار است.
‫دیوانه است. مجنون است.»</i>

47:33.392 --> 47:36.061
‫<i>این درست قبل از عرضه اولیه سهام
‫کمکی نکرد.</i>

47:36.937 --> 47:40.482
‫<i>وقتی داشتیم عمومی می‌شدیم،
‫همه‌چیز درباره مارتا بود.</i>

47:40.566 --> 47:43.819
‫<i>همه این‌ها به یک نفر،
‫یک نفر، یک نفر وابسته است.</i>

47:44.486 --> 47:47.155
‫<i>یادم می‌آید از
‫افراد دنیای مالی شنیدم،</i>

47:47.239 --> 47:50.033
‫<i>و آن‌ها گفتند:
‫«ما از آن دوری می‌کنیم.»</i>

47:50.117 --> 47:52.995
‫[مارتا] فکر می‌کردم این
‫یک طرح تجاری واقعاً محکم است.

47:53.078 --> 47:56.206
‫اما وقتی این را
‫به سرمایه‌گذاران مختلف ارائه دادیم،

47:56.290 --> 47:58.959
‫بانکداران فکر می‌کردند این
‫یک سرمایه‌گذاری آسیب‌پذیر است

47:59.042 --> 48:01.753
‫به‌خاطر یک نفر در مرکز.

48:01.837 --> 48:06.592
‫آن‌ها ایده
‫یک شرکت زنانه مثل این را دوست نداشتند.

48:06.675 --> 48:07.675
‫دوست نداشتند.

48:08.093 --> 48:13.098
‫<i>مسئله اینکه مارتا برند باشد،</i>

48:13.181 --> 48:16.059
‫<i>بزرگ‌ترین ترس
‫از طرف بانک‌ها بود.</i>

48:16.143 --> 48:18.353
‫<i>مردم مدام می‌گفتند:
‫«اگر اتوبوس به او بزند چه؟»</i>

48:18.437 --> 48:19.938
‫<i>«برند نابود می‌شود.»</i>

48:22.399 --> 48:24.359
‫<i>برند او بر اساس شهرت بود</i>

48:25.611 --> 48:28.572
‫<i>و همچنین، رک و راست بگویم، اعتبارش.</i>

48:28.655 --> 48:32.492
‫<i>خب، این هم یک خبر فوری.
‫مارتا استوارت آنقدرها هم کامل نیست.</i>

48:32.576 --> 48:36.121
‫<i>در بخش «چه چیزی جعلی است؟»،
‫مارتا استوارت به برنامه «تودی» رفت...</i>

48:36.204 --> 48:40.000
‫<i>تو خیلی وقتت را صرف بافتن
‫رومیزی‌های لعنتی کرده‌ای.</i>

48:40.083 --> 48:40.918
‫[خنده حضار]

48:41.001 --> 48:44.421
‫<i>و شاید به همین دلیل است که
‫شوهرت ترکت کرد!</i>

48:45.047 --> 48:49.676
‫<i>من همیشه از میزان نفرتی که مردم دارند،
‫متعجب بوده‌ام.</i>

48:49.760 --> 48:53.180
‫<i>گاهی فکر می‌کنم به این دلیل است
‫که او کاری می‌کند که همه ما،</i>

48:53.263 --> 48:54.765
‫<i>از لحاظ تئوری، می‌تونست انجام بده.</i>

48:54.848 --> 48:56.391
‫<i>اون فقط خیلی بهتر انجامش میده.</i>

48:56.475 --> 48:59.937
‫<i>انگار مردم رو دیوونه می‌کنه.</i>

49:00.020 --> 49:01.730
‫«زن» کی وقت این همه کار رو داره؟

49:01.813 --> 49:04.608
‫به ازای هر زنی که یه خونه شیرینی زنجبیلی پیچیده درست می‌کنه،

49:04.691 --> 49:07.069
‫میلیون‌ها زن حتی وقت پختن یه کلوچه رو هم ندارن.

49:07.152 --> 49:08.528
‫اون استانداردها رو تعیین می‌کنه.

49:08.612 --> 49:11.740
‫و وقتی مردم خونه‌اش رو می‌بینن، حس شکست بهت دست میده.

49:12.449 --> 49:16.495
‫«مجری تلویزیون» <i>هرچیزی که نقطه مقابل آرامش باشه، مارتا استوارت همونه.</i>

49:17.204 --> 49:20.999
‫کابینت‌ها دارن از داخل رنگ میشن... نگو... نمی‌تونی اینو بگی.

49:21.083 --> 49:23.168
‫«مجری تلویزیون» <i>شاید کمی بی‌روح،</i>

49:23.251 --> 49:24.836
‫<i>اما چقدر بامزه می‌شدی</i>

49:24.920 --> 49:28.090
‫<i>با چهار ساعت خواب و زندگی‌ای که وقف جزئیات شده؟</i>

49:28.173 --> 49:31.593
‫نه، فقط بهش بگو نماها رو رنگ نکنه.

49:31.677 --> 49:33.095
‫<i>اون یه رئیس سخت‌گیر بود،</i>

49:33.178 --> 49:36.932
‫<i>اما، می‌دونید، بعضی از رفتارهایی که به خاطرشون مورد انتقاد قرار می‌گرفت،</i>

49:37.015 --> 49:39.893
‫<i>اگه یه مرد تو دنیای تجارت انجامشون می‌داد، تشویق می‌شد.</i>

49:39.977 --> 49:43.063
‫<i>این دیگه یه کلیشه شده، اما به این معنی نیست که حقیقت نداشته.</i>

49:43.146 --> 49:45.524
‫<i>اون آشکارا با استانداردهای متفاوتی سنجیده می‌شد.</i>

49:46.358 --> 49:48.527
‫<i>اون مردها رو عصبانی می‌کرد.</i>

49:48.610 --> 49:52.948
‫<i>این ایده که می‌تونی یه متخصص خانه‌داری باشی که یه زن بدجنسه.</i>

49:53.031 --> 49:55.617
‫<i>این یه تضاد فکری بزرگ بود.</i>

49:56.118 --> 49:57.619
‫نشکنش.

49:57.703 --> 50:00.622
‫«مرد» کسی که مارتا رو تماشا می‌کنه، یا نوشته‌هاش رو می‌خونه،

50:00.706 --> 50:05.794
‫ممکنه دیوونه بشه چون هرگز به اون

50:06.962 --> 50:11.925
‫نقطه عالی از کمال بی‌دردسر و راحت نمی‌رسه.

50:12.718 --> 50:13.718
‫اما ممکنه برسن.

50:14.136 --> 50:16.680
‫شاید هرگز اون کیک رو درست نکنن،

50:17.764 --> 50:19.224
‫اما می‌تونن در موردش رویاپردازی کنن.

50:21.643 --> 50:23.520
‫[موسیقی شاد پخش می‌شود]

50:24.104 --> 50:25.704
‫«زن» میشه بوم رو برداریم، لطفا؟

50:26.523 --> 50:28.525
‫«خبرنگار» <i>او یک امپراتوری چندرسانه‌ای ساخت.</i>

50:28.608 --> 50:31.570
‫<i>حالا مارتا استوارت قصد دارد وال استریت را فتح کند.</i>

50:32.863 --> 50:34.114
‫[پچ‌پچ نامفهوم]

50:41.955 --> 50:45.018
‫وقتی این کسب‌وکار رو شروع کردی، فکر می‌کردی این اتفاق بیفته؟

50:45.042 --> 50:47.711
‫- اوه، بله، از روز اول می‌دونستم.
‫- [خنده]

50:48.295 --> 50:50.213
‫«عکاس» مارتا،
‫یه عکس دیگه با چکش.

50:51.006 --> 50:52.340
‫[صدای شاتر دوربین]

50:53.967 --> 50:55.969
‫[صدای زنگ]

50:58.889 --> 51:00.515
‫<i>چه تجربه‌ای بود،</i>

51:00.599 --> 51:03.518
‫<i>همه اون سر و صدا و زنگ زدن و لبخندها،</i>

51:03.602 --> 51:07.773
‫<i>چون می‌تونستی روی تیکر ببینی که قیمت چطور بالا می‌رفت.</i>

51:09.191 --> 51:12.069
‫«زن» چه حسی داره که رئیس یک شرکت سهامی عام هستی؟

51:12.152 --> 51:14.404
‫باید بگم، ما واقعاً هیجان‌زده‌ایم.

51:14.488 --> 51:16.323
‫این، امم، چیز خوبیه.

51:16.406 --> 51:17.908
‫[خنده]

51:21.078 --> 51:24.873
‫آیا هرگز تصور می‌کردی که برند خانه‌داری تو

51:24.956 --> 51:28.335
‫روزی اینقدر بزرگ بشه که این شرکت رو سهامی عام کنی؟

51:28.418 --> 51:30.058
‫وقتی اعتماد مخاطبان رو داشته باشی،

51:30.128 --> 51:32.506
‫وقتی به اطلاعات نیاز داشته باشن، به تو مراجعه می‌کنن،

51:32.589 --> 51:35.842
‫و ما معلم هستیم،
‫و هدفمان این است که به آموزش ادامه دهیم.

51:40.138 --> 51:42.099
‫[خنده]

51:42.182 --> 51:44.434
‫- الان با ۳۸ دلار می‌فروشیم.
‫- [فریاد می‌زند]

51:47.938 --> 51:49.773
‫می‌خواهم یک نوشیدنی به سلامتی

51:50.273 --> 51:52.776
‫مارتا استوارت لیوینگ امنی‌مدیا

51:52.859 --> 51:54.277
‫یک چیز بسیار خوب است

51:54.361 --> 51:59.157
‫و برای مدت بسیار طولانی یک چیز بسیار خوب باقی خواهد ماند.

52:00.534 --> 52:02.744
‫گیل تووی، شما هم بلند می‌شوید؟

52:06.832 --> 52:11.378
‫<i>همه زن‌ها به دستشویی رفتند،
‫و مارتا آنجا ایستاده بود و می‌گفت،</i>

52:12.087 --> 52:14.756
‫<i>'من ثروتمندترین زن دنیا هستم.'</i>

52:14.840 --> 52:19.052
‫...حرکت امروز که ارزش سهام او را
‫۱.۲ میلیارد دلار می‌داند.

52:19.136 --> 52:20.470
‫- اوه، عالیه.
‫- چه روز پرداخت خوبی.

52:20.554 --> 52:21.388
‫خوش به حالش.

52:21.471 --> 52:25.809
‫<i>در آن لحظه، نمی‌توانستید کسی را
‫شادتر از او پیدا کنید.</i>

52:26.393 --> 52:31.481
‫<i>او به تمام موفقیت‌هایی دست یافته بود
‫که یک دختر کوچک از ناتلی،</i>

52:31.565 --> 52:36.570
‫<i>که پدرش فروشنده
‫و مادرش معلم بود...</i>

52:38.280 --> 52:41.158
‫[مجری تلویزیون] شما سهام را منتشر کردید،
‫و بعد چقدر درآمد داشتید؟

52:41.241 --> 52:44.578
‫- پس حدود یک میلیارد دلاره.
‫- شما یک میلیارد دلار ارزش دارید؟

52:44.661 --> 52:50.584
‫اولین زن میلیاردر خودساخته در تاریخ آمریکا بودن چه معنایی دارد؟

52:51.126 --> 52:53.086
‫مردم مرا جدی گرفتند.

52:56.006 --> 52:58.508
‫از من دعوت شد تا به هیئت مدیره
‫بورس اوراق بهادار نیویورک بپیوندم.

52:58.592 --> 53:00.844
‫من در هیئت مدیره رولون بودم.

53:00.927 --> 53:03.638
‫[کوین] <i>ما این تزریق منابع را داشتیم.</i>

53:03.722 --> 53:05.515
‫<i>این فقط سوخت موشک بود.</i>

53:05.599 --> 53:08.059
‫<i>ما یک دفتر در استارت-لیهای گرفتیم.</i>

53:08.143 --> 53:09.936
‫<i>آن ساختمان وحشتناک بود.</i>

53:10.020 --> 53:12.939
‫<i>اما مارتا چیزی جز پتانسیل نمی‌دید.</i>

53:13.648 --> 53:17.569
‫<i>مثل این بود که در
‫یک تیم المپیک با بهترین‌ها باشی.</i>

53:17.652 --> 53:20.447
‫<i>ما مجلات بیشتری تولید می‌کردیم.</i>

53:20.530 --> 53:23.074
‫<i>با</i> 'زندگی' <i>شروع شد،
‫و بعد</i> 'عروسی‌ها' <i>را انجام دادیم،</i>

53:23.158 --> 53:25.327
‫<i>و بعد</i> 'بچه'<i>،
‫و بعد</i> 'بچه‌ها'<i>،</i>

53:25.410 --> 53:28.121
‫<i>و بعد</i> 'طرح اولیه'<i>،
‫و بعد</i> 'زندگی کامل'<i>،</i>

53:28.205 --> 53:29.581
‫<i>و بعد</i> 'غذای روزمره'<i>.</i>

53:29.664 --> 53:31.666
‫<i>و بعد سریال‌های تلویزیونی بودند.</i>

53:31.750 --> 53:33.251
‫<i>هیچ کاری نبود که نتوانیم انجام دهیم.</i>

53:34.169 --> 53:38.506
‫<i>بقیه دنیا داشتند
‫دیدگاه او را درک می‌کردند.</i>

53:40.258 --> 53:43.887
‫[مارتا] جوآن دیدیون مقاله‌ای بسیار زیرکانه
‫در <i>نیویورکر</i> نوشت

53:43.970 --> 53:46.848
‫درباره زنی مثل من که قدرتمند می‌شود.

53:47.390 --> 53:48.642
‫[زن] <i>'به نظر منتقدانش،</i>

53:49.142 --> 53:52.646
‫<i>او نماینده
‫یک کلاهبرداری است که باید افشا شود،</i>

53:52.729 --> 53:54.481
‫<i>یک اشتباه که باید اصلاح شود.'</i>

53:54.564 --> 53:57.817
‫<i>'هر چقدر هم که داشته باشد،
‫مارتا بیشتر می‌خواهد.'</i>

53:57.901 --> 54:00.737
‫<i>'و او آن را به روش خودش
‫و در دنیای خودش می‌خواهد،</i>

54:00.820 --> 54:05.867
‫<i>نه در قلمروهای مردانه و بی‌پرده
‫املاک و مستغلات یا فناوری،</i>

54:05.951 --> 54:09.746
‫<i>بلکه در سرزمین ظریف
‫قلب‌های توری و کیک‌های عروسی.'</i>

54:10.330 --> 54:15.168
‫<i>'این داستانی درباره زنی نیست
‫که از مهارت‌های سنتی بهترین استفاده را کرد.'</i>

54:15.919 --> 54:19.673
‫<i>'این داستانی است
‫درباره زنی که IPO خودش را انجام داد.'</i>

54:20.257 --> 54:22.884
‫<i>'این داستان 'جسارت زنانه' است،</i>

54:23.385 --> 54:25.220
‫<i>داستان کاسه گرد و غبار،</i>

54:25.303 --> 54:29.140
‫<i>داستان دفن کردن فرزندت در مسیر،</i>

54:29.224 --> 54:32.602
‫<i>داستان 'دیگه هرگز گرسنه نخواهم ماند'،</i>

54:32.686 --> 54:35.188
‫<i>داستان 'میلدرد پیرس'،</i>

54:35.272 --> 54:37.983
‫<i>داستان اینکه چطور جسارت محض</i>

54:38.066 --> 54:42.279
‫<i>حتی زنان فاقد مهارت حرفه‌ای می‌تواند پیروز شود،</i>

54:42.362 --> 54:43.780
‫<i>به مردان نشان می‌دهد.»</i>

54:46.741 --> 54:51.162
‫<i>«رویاها و ترس‌هایی که مارتا استوارت به آن‌ها می‌پردازد،</i>

54:51.788 --> 54:54.374
‫<i>نه از خانه‌داری 'زنانه' است،</i>

54:55.583 --> 54:57.627
‫<i>بلکه از قدرت زنانه است،</i>

54:59.587 --> 55:03.550
‫<i>از زنی که با مردان سر میز می‌نشیند</i>

55:03.633 --> 55:06.344
‫<i>و هنوز با پیش‌بندش،</i>

55:06.428 --> 55:09.014
‫<i>با تمام امتیازات از آنجا می‌رود.»</i>

55:11.391 --> 55:12.642
‫[موسیقی تمام می‌شود]

55:15.103 --> 55:17.480
‫[مارتا] این مردان باهوش، این بانکداران باهوش،

55:17.564 --> 55:20.984
‫نتوانستند ارزش واقعی این ایده همه‌رسانه‌ای را ببینند.

55:21.067 --> 55:22.485
‫آن‌ها فقط ندیدند.

55:23.028 --> 55:24.779
‫اما ما بهشون نشون دادیم، مگه نه؟

55:32.245 --> 55:35.749
‫<i>آن اوج موفقیت بود.</i>

55:37.042 --> 55:40.795
‫<i>و برای مدتی دوام آورد،</i>

55:40.879 --> 55:42.714
‫<i>و بعد از بین رفت.</i>

55:44.924 --> 55:46.426
‫[موسیقی ملایم پخش می‌شود]

55:46.509 --> 55:49.137
‫[مارتا] در راه کابو، مکزیک بودم،

55:49.220 --> 55:52.140
‫همراه با دوستم ماریانا پاسترناک سفر می‌کردم.

55:52.724 --> 55:55.977
‫در سن آنتونیو، تگزاس توقف سوخت‌گیری داشتیم.

55:56.061 --> 55:57.270
‫با دفترم تماس گرفتم،

55:57.354 --> 56:01.941
‫همانطور که یک مدیرعامل وظیفه‌شناس شرکت بورس نیویورک انجام می‌دهد.

56:02.442 --> 56:06.988
‫دستیارم گفت کارگزارم درباره ایم‌کلون با من تماس گرفته بود.

56:07.072 --> 56:12.077
‫ایم‌کلون یک شرکت بیوتکنولوژی بود که توسط دوستم، سم واکسال، تأسیس شده بود.

56:13.536 --> 56:17.123
‫دکتر واکسال دارویی به نام اربیتوکس ساخته بود

56:17.207 --> 56:21.544
‫که پتانسیل زیادی برای درمان چندین بیماری داشت.

56:22.337 --> 56:26.049
‫پس با پیتر باکانوویچ، که کارگزارم بود، تماس گرفتم.

56:26.132 --> 56:28.093
‫مکالمه بسیار کوتاهی بود که می‌گفت:

56:28.176 --> 56:30.595
‫«سهام داره میاد پایین. فکر کنم باید بفروشیم.»

56:30.678 --> 56:31.846
‫و من گفتم: «باشه. بفروش.»

56:33.056 --> 56:34.933
‫به راهم به سمت کابو ادامه دادم.

56:35.517 --> 56:37.560
‫دیگه بهش فکر نکردم.

56:37.644 --> 56:39.229
‫[صدای ترقه]

56:39.896 --> 56:42.857
‫شاید شش ماه بعد، اوضاع به هم ریخت.

56:43.733 --> 56:47.445
‫[گوینده خبر] <i>اف‌بی‌آی سم واکسال را
‫امروز صبح ساعت ۶:۳۰ دستگیر کرد.</i>

56:47.529 --> 56:49.364
‫[خبرنگار] آیا شما معامله با اطلاعات نهانی انجام دادید؟

56:49.447 --> 56:52.951
‫[خبرنگار ۲] <i>ساموئل واکسال در ۲۶ دسامبر سال گذشته،</i>

56:53.034 --> 56:57.831
‫<i>دو روز قبل از اعلام عمومی، متوجه شد
‫که سازمان غذا و دارو اربیتوکس را تأیید نخواهد کرد.</i>

56:59.040 --> 57:02.419
‫<i>دادستان‌ها واکسال را متهم کردند که سپس
‫به دو نفر از اعضای خانواده‌اش اطلاع داده است.</i>

57:03.086 --> 57:05.922
‫[خبرنگار ۳] او یکی از نمونه‌های بسیاری از مدیران اجرایی است

57:06.005 --> 57:09.509
‫که متهم به ثروتمند کردن خود
‫و همکارانشان هستند

57:09.592 --> 57:12.095
‫در حالی که بسیاری از سهامداران ثروت خود را از دست می‌دهند.

57:12.929 --> 57:13.763
‫<i>در آن زمان،</i>

57:13.847 --> 57:16.433
‫<i>این افراد ثروتمند با سهام بازی می‌کردند</i>

57:16.516 --> 57:19.060
‫<i>و تصمیم می‌گرفتند که قانون
‫شامل حال آن‌ها نمی‌شود.</i>

57:19.144 --> 57:21.646
‫[خبرنگار ۴] <i>این گالری از تبهکاران مدرن
‫میلیون‌ها دلار به دست آوردند</i>

57:21.729 --> 57:25.024
‫<i>در حالی که شرکت‌هایشان را
‫به ورطه ورشکستگی مالی یا بدتر از آن کشاندند.</i>

57:25.108 --> 57:27.694
‫فکر نمی‌کنم کلمه‌ای جز 'ظالمانه' برایش باشد.

57:27.777 --> 57:30.405
‫<i>وزارت دادگستری یک کارگروه تشکیل داد</i>

57:30.488 --> 57:32.073
‫<i>تا روی جرایم یقه سفید تمرکز کند</i>

57:32.157 --> 57:34.742
‫<i>چون اعتماد عمومی خیلی سریع از بین می‌رفت</i>

57:34.826 --> 57:36.536
‫<i>بعد از رسوایی پشت رسوایی.</i>

57:36.619 --> 57:39.747
‫چطور کسب‌وکار می‌تواند اعتباری داشته باشد
‫وقتی این شخصیت‌ها کارهایی می‌کنند

57:39.831 --> 57:41.791
‫که تقریباً هر روز درباره‌اش می‌خوانید؟

57:43.209 --> 57:46.796
‫<i>پس، با ایم‌کلون،
‫ترتیب زمانی به شرح زیر است.</i>

57:49.382 --> 57:53.094
‫<i>دولت دید که چندین نفر
‫سهام ایم‌کلون را فروخته‌اند</i>

57:53.803 --> 57:56.973
‫<i>قبل از اعلام نتایج که خوب پیش نرفته بود.</i>

57:58.975 --> 58:00.727
‫<i>پس نام‌ها مطرح می‌شوند.</i>

58:01.769 --> 58:03.563
‫<i>از جمله مارتا استوارت.</i>

58:03.646 --> 58:04.689
‫[موسیقی محو می‌شود]

58:04.772 --> 58:06.107
‫[دیوید] <i>مارتا استوارت.</i>

58:06.191 --> 58:07.108
‫[موسیقی متفکرانه پخش می‌شود]

58:07.192 --> 58:10.737
‫وقتی از شرکت حقوقی‌ام با من تماس گرفتند
‫که وکیل ایالات متحده

58:10.820 --> 58:14.240
‫درخواست کرده که حضور پیدا کنم

58:14.324 --> 58:17.869
‫تا درباره فروش سهام ایم‌کلون از من سؤال کنند،
‫غافلگیر شدم.

58:18.620 --> 58:21.122
‫آن‌ها مرا سوار تاکسی کردند
‫و به مرکز شهر رفتیم.

58:21.206 --> 58:22.332
‫وکلایم به من گفتند:

58:22.415 --> 58:28.046
‫'هر چیزی که واضح نیست، فقط بگو: 'یادم نمی‌آید. به خاطر نمی‌آورم.''

58:29.589 --> 58:32.634
‫نمی‌ترسیدم چون کاری نکرده بودم
‫که به نظرم اشتباه باشد.

58:32.717 --> 58:34.844
‫وکلایم هم فکر نمی‌کردند
‫کاری اشتباه کرده باشم.

58:35.762 --> 58:37.764
‫من دقیقاً همان کاری را کردم که وکلایم به من گفته بودند.

58:37.847 --> 58:40.934
‫به همه چیز تا جایی که می‌توانستم
‫صادقانه و با صداقت پاسخ دادم.

58:41.017 --> 58:43.228
‫و وقتی یادم نمی‌آمد، گفتم یادم نمی‌آید.

58:43.311 --> 58:44.729
‫و برگشتم سر کارم.

58:46.731 --> 58:52.028
‫عموم مردم تا ژوئن ۲۰۰۲
‫از این تحقیقات مطلع نشدند،

58:52.111 --> 58:53.821
‫وقتی سم دستگیر شد.

58:55.365 --> 58:57.617
‫آن موقع بود که سیرک شروع شد.

58:58.660 --> 59:01.663
‫[گزارشگر زن] <i>دوست واکسال، مارتا استوارت،
‫نیز تحت بررسی است،</i>

59:01.746 --> 59:05.708
‫<i>که سهام ایم‌کلون را
‫همان روزی که خانواده واکسال فروختند، فروخت.</i>

59:05.792 --> 59:08.472
‫[گزارشگر زن ۲] <i>سهام شرکت او،
‫مارتا استوارت اومنی‌مدیا،</i>

59:08.503 --> 59:11.881
‫<i>از زمان انتشار خبر فروش ایم‌کلون،
‫۲۲ درصد کاهش یافته است.</i>

59:12.549 --> 59:14.175
‫[مارتا] تیم حقوقی...

59:14.259 --> 59:16.511
‫به من توصیه شد که سکوت کنم.

59:17.345 --> 59:18.763
‫توصیه بدی بود.

59:18.846 --> 59:21.474
‫او آنقدر پول از دست داده است
‫که به جای فروش اجناسش در کی‌مارت،

59:21.558 --> 59:24.018
‫ممکن است مجبور شود
‫واقعاً از آنجا خرید کند.

59:25.186 --> 59:27.313
‫[مفسر] این شرکتی است که کاملاً وجود دارد

59:27.397 --> 59:30.441
‫برای ترویج سبک زندگی
‫و تصویر برند مدیرعامل.

59:30.525 --> 59:32.694
‫پس اگر... اگر آن تصویر آسیب ببیند،

59:32.777 --> 59:34.737
‫خب، شرکت واقعاً ضرر می‌کند.

59:35.822 --> 59:38.533
‫[مجری تلویزیون] امروز چه روز زیبایی در نیویورک است، نه؟

59:38.616 --> 59:39.856
‫این بود که امروز چقدر دوست‌داشتنی بود.

59:39.909 --> 59:42.579
‫مارتا استوارت داشت
‫معاملات داخلی‌اش را بیرون انجام می‌داد.

59:42.662 --> 59:44.080
‫- [خنده]
‫- این یک واقعیت بود.

59:44.664 --> 59:48.585
‫[گزارشگر] <i>استوارت از دوربین‌ها دوری می‌کند،
‫اما این جلوی سؤالات را نگرفته است.</i>

59:49.377 --> 59:52.880
‫<i>مارتا کسی بود
‫که مورد توجه رسانه‌ها قرار داشت.</i>

59:52.964 --> 59:54.465
‫<i>باید به آن رسیدگی می‌شد.</i>

59:55.091 --> 59:56.676
‫گزارشگر: 'استوارت در بیانیه‌ای می‌گوید'

59:56.759 --> 59:58.928
‫'او هیچ اطلاعات نامناسبی نداشته'

59:59.012 --> 01:00:02.307
‫'و معامله کاملاً قانونی بوده است.'

01:00:02.390 --> 01:00:04.392
‫[موسیقی تیتراژ برنامه تلویزیونی پخش می‌شود]

01:00:05.351 --> 01:00:08.479
‫مارتا امروز صبح برای نوبت هفتگی‌اش در برنامه 'The Early Show' اینجاست.

01:00:08.563 --> 01:00:11.125
‫- مارتا، خوشحالم می‌بینمت.
‫- سلام. می‌خواهیم سالاد درست کنیم، اما...

01:00:11.149 --> 01:00:13.610
‫بله، همین‌طور است. اما اول اجازه بده چند سؤال درباره این موضوع ازت بپرسم.

01:00:13.693 --> 01:00:16.946
‫شما بیانیه‌ای منتشر کرده‌اید که در آن گفته‌اید درگیر نبوده‌اید

01:00:17.030 --> 01:00:18.239
‫در هیچ‌گونه معامله غیرقانونی.

01:00:18.323 --> 01:00:20.950
‫اما شما علناً... علناً در این مورد اظهارنظر نکرده‌اید.

01:00:21.034 --> 01:00:23.012
‫درباره این اتهامات چه می‌گویید؟

01:00:23.036 --> 01:00:24.454
‫خب، همانطور که می‌دانید،

01:00:24.537 --> 01:00:29.792
‫من درگیر تحقیقاتی هستم که پیامدهای بسیار جدی دارد.

01:00:29.876 --> 01:00:33.212
‫بنابراین... و افراد زیادی در این تحقیقات درگیر هستند،

01:00:33.296 --> 01:00:37.675
‫و من در حال حاضر مجاز نیستم هیچ اظهارنظری بکنم.

01:00:37.759 --> 01:00:41.971
‫و من مطمئناً امیدوارم که این موضوع در آینده‌ای بسیار نزدیک حل شود.

01:00:42.055 --> 01:00:45.808
‫سوزان: 'دنیا در تعجب بود که با فروش سهام چه اتفاقی افتاد،'

01:00:45.892 --> 01:00:48.853
‫'و هیچ پاسخ خوبی وجود نداشت.'

01:00:48.936 --> 01:00:52.690
‫من هیچ حرفی در این مورد ندارم. من... من واقعاً مجاز نیستم حرفی بزنم.

01:00:52.774 --> 01:00:57.236
‫و، خب، همانطور که گفتم، فکر می‌کنم همه اینها در آینده‌ای بسیار نزدیک حل خواهد شد.

01:00:57.320 --> 01:01:00.782
‫و من از هرگونه اتهام بی‌معنی تبرئه خواهم شد.

01:01:00.865 --> 01:01:03.493
‫من... من می‌دانم که تصویر... برای شما بسیار مهم است

01:01:03.576 --> 01:01:06.120
‫و هر چیزی که در طول سال‌ها خلق کرده‌اید.

01:01:06.204 --> 01:01:10.333
‫در میان همه اینها، قیمت سهام شرکت، خب، کاهش یافته است.

01:01:10.416 --> 01:01:13.503
‫پس این هیاهوی رسانه‌ای که در هفته گذشته یا بیشتر، این موضوع را احاطه کرده است،

01:01:13.586 --> 01:01:15.630
‫برای شما بودن در مرکز این ماجرا چگونه است؟

01:01:15.713 --> 01:01:18.049
‫سوزان: 'مجری واقعاً او را تحت فشار قرار داد، و...'

01:01:18.132 --> 01:01:19.175
‫[نامفهوم]

01:01:19.842 --> 01:01:21.511
‫می‌خواهم روی سالادم تمرکز کنم.

01:01:21.594 --> 01:01:22.512
‫[موسیقی قطع می‌شود]

01:01:22.595 --> 01:01:24.597
‫'من فقط می‌خواهم سالادم را درست کنم.'

01:01:25.473 --> 01:01:26.891
‫همین‌طور روی آنتن.

01:01:26.974 --> 01:01:30.061
‫پس این خوب نبود.

01:01:31.813 --> 01:01:33.606
‫بلافاصله در مطبوعات منتشر شد.

01:01:33.690 --> 01:01:34.941
‫[موسیقی دراماتیک پخش می‌شود]

01:01:35.692 --> 01:01:37.985
‫سوزان: 'نمی‌تواند گرما را تحمل کند،' و از این حرف‌ها.

01:01:38.611 --> 01:01:42.156
‫کلی چیز بود که به این داستان‌ها دامن می‌زد.

01:01:42.740 --> 01:01:44.200
‫عکس‌های او و سم.

01:01:45.284 --> 01:01:47.245
‫داستان واقعاً زنده بود.

01:01:49.914 --> 01:01:53.710
‫مقدار زیادی پوشش منفی در روزنامه‌های زرد وجود داشت.

01:01:54.210 --> 01:01:57.130
‫روزنامه‌نگاران به دنبال این بودند که با داستان‌های تخریب‌کننده خود را مطرح کنند،

01:01:57.213 --> 01:02:00.758
‫و او دقیقاً هدف شماره یک بود.

01:02:01.592 --> 01:02:03.261
‫باورنکردنی بود.

01:02:04.053 --> 01:02:04.887
‫ادامه داشت.

01:02:04.971 --> 01:02:09.225
‫آن ماه، آن تابستان، پاییز، هرگز متوقف نشد.

01:02:10.101 --> 01:02:11.144
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:02:11.227 --> 01:02:12.145
‫[موسیقی زهی پخش می‌شود]

01:02:12.228 --> 01:02:15.314
‫تمرکز همه، به خصوص دولت،

01:02:15.398 --> 01:02:18.735
‫این بود که سم به مارتا درباره اخبار FDA اطلاع داده بود.

01:02:19.694 --> 01:02:21.362
‫حالا، این یک جرم واقعی است.

01:02:21.946 --> 01:02:26.617
‫اما واضح بود که او حتی تا بعد از معامله‌اش هم با او صحبت نکرده بود.

01:02:26.701 --> 01:02:29.787
‫سام به شدت به دردسر افتاده بود.

01:02:29.871 --> 01:02:32.749
‫هیچ‌کس نمی‌توانست از کاری که او کرد، قسر در برود. من فقط نمی‌فهمم.

01:02:33.249 --> 01:02:36.669
‫اما در مورد مارتا، می‌دانید، او به او اطلاعات نداده بود.

01:02:36.753 --> 01:02:40.590
‫و به همین دلیل وکلای مارتا خیلی آسوده‌خاطر شدند.

01:02:40.673 --> 01:02:43.736
‫شما گفتید افرادی از کمیسیون بورس و اوراق بهادار و وزارت دادگستری آنجا بودند.

01:02:43.760 --> 01:02:45.678
‫- در مورد مارتا از شما پرسیدند؟
‫- بله.

01:02:45.762 --> 01:02:46.763
‫خیلی زیاد؟

01:02:46.846 --> 01:02:47.846
‫بله.

01:02:48.389 --> 01:02:50.933
‫آن‌ها می‌خواستند بگویم که من به او گفته بودم.

01:02:51.017 --> 01:02:54.228
‫و اگر این کار را کرده بودم، به دردسر نمی‌افتادم.

01:02:55.062 --> 01:02:58.524
‫این حس را داشتم که اگر می‌توانستند مارتا را گیر بیندازند،

01:02:58.608 --> 01:03:01.027
‫فوق‌العاده خوشحال می‌شدند.

01:03:01.736 --> 01:03:03.654
‫پس باید بدانید که به مادرم زنگ زدم.

01:03:03.738 --> 01:03:06.098
‫گفتم: 'مامان، می‌خواهند بگویم که به مارتا اطلاعات دادم،

01:03:06.157 --> 01:03:07.533
‫و بعد رهایم می‌کنند.'

01:03:07.617 --> 01:03:09.410
‫او گفت: 'بهشان بگو که به مارتا اطلاعات دادی.'

01:03:09.494 --> 01:03:10.536
‫[می‌خندد]

01:03:10.620 --> 01:03:12.622
‫سام: 'پس فکر کردم خنده‌دار است. اما این کار را نکردم.'

01:03:12.705 --> 01:03:16.417
‫من به مارتا استوارت اطلاعات محرمانه ندادم.

01:03:16.959 --> 01:03:17.959
‫همین و بس.

01:03:20.129 --> 01:03:21.129
‫و راستی،

01:03:21.798 --> 01:03:22.798
‫پس می‌دانیم...

01:03:24.634 --> 01:03:26.719
‫می‌دانید چه کسی می‌خواست من این را بگویم؟

01:03:27.428 --> 01:03:28.638
‫[پچ‌پچ نامفهوم]

01:03:28.721 --> 01:03:29.764
‫جیم کومی.

01:03:29.847 --> 01:03:30.847
‫[موسیقی قطع می‌شود]

01:03:35.853 --> 01:03:37.855
‫[موسیقی دراماتیک پخش می‌شود]

01:03:41.734 --> 01:03:42.734
‫عصر بخیر.

01:03:43.820 --> 01:03:47.532
‫ما امروز بعدازظهر اینجا هستیم تا اعلام کنیم که اتهامات کیفری

01:03:47.615 --> 01:03:48.615
‫توسط این دفتر

01:03:48.991 --> 01:03:51.369
‫و اتهامات مدنی توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار

01:03:51.452 --> 01:03:54.121
‫علیه مارتا استوارت و پیتر باکانوویچ مطرح شده است.

01:03:54.705 --> 01:03:57.708
‫اجازه دهید یک دقیقه در مورد آنچه در کیفرخواست نیست صحبت کنم.

01:03:57.792 --> 01:04:00.461
‫خانم استوارت و آقای باکانوویچ متهم نشده‌اند

01:04:00.545 --> 01:04:02.839
‫به معامله غیرقانونی با اطلاعات محرمانه.

01:04:02.922 --> 01:04:05.258
‫شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد.

01:04:05.341 --> 01:04:08.845
‫اما به نظر من، این برخورد مناسب با این پرونده است.

01:04:09.887 --> 01:04:11.889
‫پیتر باکانوویچ و مارتا استوارت

01:04:11.973 --> 01:04:14.934
‫با هیچ‌کس از خانواده واکسال صحبت نکرده بودند.

01:04:15.601 --> 01:04:18.187
‫و بنابراین، کاری که آن‌ها کردند غیرقانونی نبود.

01:04:18.771 --> 01:04:21.566
‫پس دولت مجبور شد پرونده‌شان را پس بگیرد.

01:04:21.649 --> 01:04:23.651
‫این پرونده جنایی درباره دروغگویی است.

01:04:24.652 --> 01:04:25.945
‫دروغ گفتن به اف‌بی‌آی،

01:04:26.571 --> 01:04:28.155
‫دروغ گفتن به کمیسیون بورس و اوراق بهادار،

01:04:28.239 --> 01:04:29.907
‫و دروغ گفتن به سرمایه‌گذاران.

01:04:30.491 --> 01:04:31.325
‫مردم می‌گفتند:

01:04:31.409 --> 01:04:35.246
‫'چطور می‌توانی به خاطر دروغ گفتن درباره جرمی که هرگز مرتکب نشده‌ای، متهم شوی؟'

01:04:35.329 --> 01:04:37.123
‫و سوال خوبی بود.

01:04:38.124 --> 01:04:40.835
‫او به طور کیفری به معامله غیرقانونی با اطلاعات محرمانه متهم نشده بود،

01:04:40.918 --> 01:04:42.169
‫<i>اما در طول مصاحبه‌اش،</i>

01:04:42.253 --> 01:04:46.632
‫<i>احساس کردیم که دربارهٔ دلیل فروشش
‫راست نمی‌گوید.</i>

01:04:46.716 --> 01:04:50.761
‫<i>او گفت که به یاد نمی‌آورد به او گفته باشند
‫که واکسال‌ها در حال فروش هستند،</i>

01:04:50.845 --> 01:04:52.680
‫<i>و دلیل معامله‌اش این نبوده است.</i>

01:04:52.763 --> 01:04:56.475
‫<i>اما ما معتقد بودیم که او می‌دانست
‫سم واکسال در حال فروش سهام است.</i>

01:04:57.852 --> 01:05:02.565
‫دروغ گفتن به اف‌بی‌آی جرمی است
‫با عواقب عمیق.

01:05:02.648 --> 01:05:03.566
‫[موسیقی شوم پخش می‌شود]

01:05:03.649 --> 01:05:06.861
‫<i>کومی کمی نمایش را دوست داشت
‫و آشکارا بسیار جاه‌طلب بود.</i>

01:05:06.944 --> 01:05:10.698
‫<i>او بعداً معاون وزارت دادگستری
‫و رئیس اف‌بی‌آی شد.</i>

01:05:10.781 --> 01:05:12.341
‫[جیم] اگر این دو نفر فقط کاری را کرده بودند

01:05:12.366 --> 01:05:15.328
‫که والدین قرن‌ها به فرزندانشان یاد داده‌اند،

01:05:16.203 --> 01:05:20.333
‫حتی اگر در تنگنا هستید،
‫دروغ گفتن راه حل نیست.

01:05:20.833 --> 01:05:23.169
‫<i>'دروغ، دروغ، دروغ. همه چیز دربارهٔ دروغ است.'
‫بیخیال.</i>

01:05:23.252 --> 01:05:26.797
‫<i>۹۵ درصد از ۱۰۰ دادستان
‫این پرونده را مطرح نمی‌کردند.</i>

01:05:26.881 --> 01:05:28.382
‫<i>کومی خودپسند بود،</i>

01:05:28.466 --> 01:05:31.302
‫<i>و از رفتن به جاهایی که دیگران نمی‌رفتند،
‫ترسی نداشت.</i>

01:05:31.385 --> 01:05:32.929
‫<i>مارتا راهی مناسب بود</i>

01:05:33.012 --> 01:05:36.140
‫<i>تا نشان دهند کاری برای مبارزه با
‫تخلفات شرکتی انجام می‌دهند،</i>

01:05:36.223 --> 01:05:39.060
‫<i>حتی با اینکه پرونده‌اش هیچ ربطی به
‫شرکتی که اداره می‌کرد، نداشت.</i>

01:05:39.143 --> 01:05:42.271
‫[خبرنگار] بسیاری معتقدند
‫مارتا استوارت به دلیل موفقیتش

01:05:42.355 --> 01:05:45.024
‫و به دلیل اینکه یک زن است،
‫هدف قرار گرفته است.

01:05:45.107 --> 01:05:46.859
‫چرا مارتا استوارت؟

01:05:46.943 --> 01:05:50.571
‫مارتا استوارت نه به خاطر اینکه کیست،
‫بلکه به خاطر کاری که کرده است، تحت پیگرد قرار گرفته.

01:05:51.072 --> 01:05:52.740
‫بلکه به خاطر کاری که کرده است.

01:05:53.866 --> 01:05:56.035
‫<i>من هیچ ایده‌ای ندارم که آنها چه فکری می‌کردند.</i>

01:05:56.577 --> 01:06:00.039
‫<i>فکر می‌کنم شاید آنها گروهی از مردان مغرور بودند</i>

01:06:00.122 --> 01:06:02.416
‫<i>که نمی‌توانستند شرمساری را تحمل کنند</i>

01:06:02.500 --> 01:06:05.127
‫<i>اگر نمی‌توانستند او را
‫به خاطر معاملات داخلی دستگیر کنند،</i>

01:06:05.211 --> 01:06:06.921
‫<i>و می‌خواستند انتقام بگیرند،</i>

01:06:07.004 --> 01:06:10.800
‫<i>یا اینکه فقط گروهی از احمق‌های
‫مقدس‌مآب بودند.</i>

01:06:12.718 --> 01:06:16.722
‫[مرد] <i>او اکنون در یک پرونده بسیار مهم
‫تحت پیگرد قرار گرفته است</i>

01:06:16.806 --> 01:06:19.475
‫<i>درباره چیزی که در واقع
‫جرم نبود.</i>

01:06:19.558 --> 01:06:22.278
‫<i>- این چیزی است که خیلی‌ها را آزار می‌دهد.</i>
‫- [مرد ۲] <i>آزاردهنده به نظر می‌رسد.</i>

01:06:22.687 --> 01:06:25.856
‫<i>- چرا دنبال او هستند؟</i>
‫- [پلیس] پشت مانع!

01:06:25.940 --> 01:06:29.652
‫<i>بسیاری از مفسران در آن زمان گفتند
‫که او را نمونه کرده‌اند.</i>

01:06:29.735 --> 01:06:31.112
‫<i>معامله‌ای که مارتا انجام داد</i>

01:06:31.195 --> 01:06:34.407
‫<i>که او را به این همه دردسر انداخت،
‫حدود ۴۵ هزار دلار ارزش داشت،</i>

01:06:34.490 --> 01:06:36.909
‫<i>مبلغی بسیار ناچیز
‫در کل ماجرا.</i>

01:06:36.993 --> 01:06:39.954
‫<i>همه می‌پرسیدند:
‫'اگر اتوبوس به او بزند چه؟'</i>

01:06:40.037 --> 01:06:43.416
‫<i>هیچ کس نگفت: 'اگر به خاطر دروغ گفتن
‫به مقامات فدرال متهم شود چه؟'</i>

01:06:43.916 --> 01:06:44.959
‫<i>هیچ کس این را نگفت.</i>

01:06:45.459 --> 01:06:46.877
‫[خبرنگار] در سی‌بی‌اس مارکت واچ،

01:06:46.961 --> 01:06:50.673
‫رسوایی مارتا استوارت
‫خسارت زیادی به شرکت رسانه‌ای او وارد کرده است.

01:06:51.382 --> 01:06:53.843
‫۸۶ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

01:06:54.343 --> 01:06:57.847
‫هر جزئیات جدیدی که به نظر می‌رسد
‫علیه اوست

01:06:57.930 --> 01:07:00.850
‫در بسیاری از محافل
‫با تشویق پرشور مواجه می‌شود.

01:07:01.559 --> 01:07:04.437
‫<i>مطبوعات کاملاً دنبال مارتا بودند،</i>

01:07:04.520 --> 01:07:06.856
‫<i>و شخص مارتا، نه شرکت.</i>

01:07:07.523 --> 01:07:09.442
‫لذت‌بخش‌ترین گناه از همه،

01:07:09.525 --> 01:07:13.904
‫تماشای مارتا استوارت که با عجله
‫زیر چتر وارد دادگاه می‌شود.

01:07:13.988 --> 01:07:18.034
‫<i>مردم نسبت به مارتا بدجنس شده بودند.</i>

01:07:18.534 --> 01:07:19.952
‫چرا مردم عاشق این هستند که از او متنفر باشند؟

01:07:20.036 --> 01:07:23.247
‫همیشه می‌خواهی ببینی خانم کوچولوی بی‌نقص شکست می‌خورد.

01:07:23.330 --> 01:07:24.330
‫[موسیقی تمام می‌شود]

01:07:24.373 --> 01:07:27.334
‫[مصاحبه‌کننده] شما عمیق‌ترین احساسات را در مردم برمی‌انگیزید.

01:07:27.418 --> 01:07:29.670
‫مارتا، چرا این همه آدم از شما متنفرند؟

01:07:31.380 --> 01:07:32.423
‫[آه می‌کشد]

01:07:34.800 --> 01:07:38.262
‫امروز روز اول محاکمه مارتا استوارت به اتهام اخلال در عدالت است،

01:07:38.345 --> 01:07:40.347
‫و تمام دنیا در حال تماشاست.

01:07:40.431 --> 01:07:41.432
‫[موسیقی شاد پخش می‌شود]

01:07:41.515 --> 01:07:44.602
‫<i>محاکمات همه درباره روایت‌های رقیب هستند. همین است.</i>

01:07:45.227 --> 01:07:48.189
‫<i>و روایت آن‌ها برای ارائه بسیار آسان بود.</i>

01:07:48.272 --> 01:07:51.358
‫<i>مارتا فانتزی یک خبر گرفت، و بعد درباره‌اش دروغ گفت.</i>

01:07:51.442 --> 01:07:52.735
‫[فریادهای نامفهوم]

01:07:53.611 --> 01:07:54.612
‫[جان] <i>در روایت ما،</i>

01:07:54.695 --> 01:07:58.324
‫<i>که زنی است مشهور به اینکه در همه چیز برتر است</i>

01:07:58.407 --> 01:07:59.992
‫<i>و یک کمال‌گرا</i>

01:08:00.576 --> 01:08:02.369
‫<i>واقعاً یادش نمی‌آید چه اتفاقی افتاده است.</i>

01:08:02.870 --> 01:08:03.870
‫[آه می‌کشد]

01:08:04.580 --> 01:08:05.748
‫[جان] <i>خیلی سخت است.</i>

01:08:06.332 --> 01:08:08.351
‫- [خبرنگار] صبح بخیر.
‫- [خبرنگار ۲] چه حسی دارید؟

01:08:08.375 --> 01:08:09.543
‫عالی.

01:08:09.627 --> 01:08:11.378
‫<i>او قطعاً می‌توانست اقرار به گناه کند.</i>

01:08:11.462 --> 01:08:13.923
‫<i>و بحث‌هایی برای حل پرونده وجود داشت.</i>

01:08:14.006 --> 01:08:17.093
‫<i>اما او نمی‌خواست اعتراف کند که دروغ گفته است.</i>

01:08:17.593 --> 01:08:19.261
‫<i>شما باید در دادگاه بلند شوید و بگویید،</i>

01:08:19.345 --> 01:08:21.806
‫<i>'من آگاهانه و عمداً به دولت دروغ گفتم.'</i>

01:08:21.889 --> 01:08:23.933
‫<i>من هرگز نپرسیدم، 'فکر می‌کنی گناهکار بودی؟'</i>

01:08:24.016 --> 01:08:25.518
‫<i>فکر نمی‌کنم او فکر کند که گناهکار بوده است.</i>

01:08:25.601 --> 01:08:28.437
‫<i>او برای اعتراف به اشتباه، زمان بسیار سختی را می‌گذراند.</i>

01:08:32.066 --> 01:08:33.859
‫<i>از طریق زبان بدن و رفتارش،</i>

01:08:33.943 --> 01:08:36.570
‫<i>او تا آخرین لحظه بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌کرد.</i>

01:08:37.404 --> 01:08:38.948
‫<i>اما با گذشت روزها،</i>

01:08:39.031 --> 01:08:43.035
‫<i>بیشتر و بیشتر آشکار شد که این برای او خوب پیش نمی‌رود.</i>

01:08:43.119 --> 01:08:46.997
‫<i>محاکمه خیلی سریع به این تبدیل شد که،</i>

01:08:47.081 --> 01:08:53.337
‫<i>'آیا او دروغ گفت وقتی گفت فروش سهام هیچ ربطی به سم واکسال ندارد؟'</i>

01:08:53.420 --> 01:08:55.756
‫<i>پس کل سوال این بود که،</i>

01:08:55.840 --> 01:08:59.051
‫<i>'چطور می‌خواهیم بفهمیم که او حقیقت را گفته است؟'</i>

01:08:59.135 --> 01:09:00.553
‫<i>همانطور که معلوم شد،</i>

01:09:00.636 --> 01:09:02.471
‫<i>کسی که می‌دانست</i>

01:09:02.555 --> 01:09:04.932
‫<i>منشی پیتر باکانوویچ بود،</i>

01:09:05.015 --> 01:09:06.600
‫<i>داگلاس فانیول.</i>

01:09:06.684 --> 01:09:09.520
‫[خبرنگار زن] <i>این شاهد اصلی یک ۲۸ ساله با چهره‌ای کودکانه است</i>

01:09:09.603 --> 01:09:13.232
‫<i>که دولت روی او حساب می‌کند تا ثابت کند مارتا استوارت دروغ گفته است</i>

01:09:13.315 --> 01:09:17.153
‫<i>درباره اینکه چرا دو سال پیش سهام ایم‌کلون خود را فروخت.</i>

01:09:17.236 --> 01:09:20.197
‫<i>داگ فانیول مهم‌ترین مدرک بود.</i>

01:09:20.281 --> 01:09:21.782
‫<i>او توسط باکانوویچ دستور گرفته بود</i>

01:09:21.866 --> 01:09:25.077
‫<i>که به مارتا استوارت درباره فروش سهام واکسال بگوید</i>

01:09:25.161 --> 01:09:26.829
‫<i>تا او بتواند بر اساس آن عمل کند.</i>

01:09:26.912 --> 01:09:29.039
‫[خبرنگار] <i>فانیول شهادت داد که باکانوویچ به او دستور داده بود</i>

01:09:29.123 --> 01:09:31.208
‫که به استوارت درباره فروش واکسال بگوید.

01:09:31.709 --> 01:09:34.837
‫شهادتش کاملاً بوی حقیقت می‌داد،

01:09:34.920 --> 01:09:37.840
‫از جمله اینکه مارتا با او مثل آشغال رفتار می‌کرد،

01:09:37.923 --> 01:09:41.552
‫چون مردم می‌دانستند که مارتا با زیردستانش مثل آشغال رفتار می‌کند.

01:09:41.635 --> 01:09:43.971
‫[زن در حال خواندن] 'هیچ‌وقت در زندگی‌ام،

01:09:44.054 --> 01:09:45.764
‫به این بی‌ادبی با من رفتار نشده بود.'

01:09:45.848 --> 01:09:47.558
‫'او واقعاً تلفن را روی من قطع کرد.'

01:09:48.309 --> 01:09:49.560
‫او نه تنها به شما می‌گفت

01:09:49.643 --> 01:09:52.605
‫درباره اتفاقاتی که افتاده بود و مارتا را متهم می‌کرد،

01:09:52.688 --> 01:09:54.148
‫بلکه درباره خود مارتا هم می‌گفت.

01:09:54.231 --> 01:09:56.066
‫او به شما می‌گفت که او چه جور آدمی بود.

01:09:56.150 --> 01:09:58.027
‫[مرد] 'او مضحک‌ترین صدایی را درآورد

01:09:58.110 --> 01:09:59.987
‫که تا به حال از یک بزرگسال شنیده‌ام،

01:10:00.070 --> 01:10:02.865
‫چیزی شبیه به غرش شیر در زیر آب.'

01:10:02.948 --> 01:10:04.867
‫[موسیقی دراماتیک با سازهای زهی]

01:10:04.950 --> 01:10:08.412
‫ناگهان پنجره‌ای به روی مارتا واقعی باز شد،

01:10:08.495 --> 01:10:11.415
‫این قلدر خشن

01:10:11.498 --> 01:10:13.959
‫که بسیاری از مردم نیویورک از آن آگاه بودند،

01:10:14.043 --> 01:10:15.586
‫اما عموم مردم نه.

01:10:15.669 --> 01:10:18.631
‫[خبرنگار زن] فانیول رفتار تلفنی استوارت را بی‌ادبانه توصیف کرد،

01:10:18.714 --> 01:10:21.675
‫و تأیید کرد که او حتی تهدید کرده بود حسابش را به جای دیگری منتقل کند

01:10:21.759 --> 01:10:24.470
‫اگر موسیقی انتظار تلفن تغییر نمی‌کرد.

01:10:25.221 --> 01:10:26.513
‫[سایمون] دادستانی،

01:10:26.597 --> 01:10:31.518
‫می‌خواستند مارتا استوارت را فردی دشوار و خشن جلوه دهند.

01:10:32.019 --> 01:10:36.273
‫آن‌ها می‌خواستند او را به عنوان شخصیت منفی نشان دهند، و کاملاً موفق بودند.

01:10:36.774 --> 01:10:40.778
‫مارتا استوارت فردی حقیر، تحقیرکننده،

01:10:40.861 --> 01:10:42.655
‫و تا حدودی بدجنس به نظر می‌رسید.

01:10:42.738 --> 01:10:46.033
‫و می‌دانید، هرچند که این نباید در پرونده‌ای مثل این مهم باشد،

01:10:47.117 --> 01:10:48.117
‫اما هست.

01:10:48.953 --> 01:10:50.663
‫این توجه مردان را جلب می‌کند،

01:10:51.205 --> 01:10:55.626
‫اینکه زنی بی‌ادب و متکبر و بی‌اعتنا به یک مرد باشد.

01:10:55.709 --> 01:10:58.462
‫پس حالا همه چیز درباره زن بودن اوست، خانم لافرتی؟

01:10:58.545 --> 01:11:00.631
‫آیا می‌خواهید مرا متقاعد کنید که اینطور است؟

01:11:00.714 --> 01:11:03.801
‫این پرونده درباره تعقیب قضایی هدفمند

01:11:03.884 --> 01:11:07.596
‫فردی است که اتفاقاً زن است، اما نوع خاصی از زن،

01:11:07.680 --> 01:11:11.225
‫یک زن بسیار موفق، یک زن متکبر.

01:11:11.308 --> 01:11:15.145
‫نگرانی ما این است که این پیامی است که شما... شما واقعاً نمی‌توانید یک زن بدجنس باشید.

01:11:15.229 --> 01:11:17.189
‫این چیزی است که... ما آن را 'شکار زن بدجنس' می‌نامیم.

01:11:18.232 --> 01:11:21.735
‫ما فقط به خاطر شهرت او و اینکه می‌دانستیم در دردسر بزرگی افتاده، آنجا بودیم.

01:11:21.819 --> 01:11:24.405
‫این عوامل با هم روزنامه‌ها را می‌فروشند.

01:11:24.488 --> 01:11:26.532
‫همه ما سهم خود را می‌خواستیم.

01:11:28.284 --> 01:11:32.329
‫مارتا بسیار نگران این است که چگونه دیده می‌شود.

01:11:32.413 --> 01:11:36.375
‫و این همه مطبوعات، بی‌امان، و تقریباً همه منفی بود.

01:11:37.042 --> 01:11:38.961
‫[مارتا] شرم‌آور بود.

01:11:39.044 --> 01:11:40.921
‫و من باید آرامشم را حفظ می‌کردم،

01:11:41.005 --> 01:11:43.173
‫سرم را بالا نگه می‌داشتم و گریه نمی‌کردم.

01:11:43.257 --> 01:11:45.467
‫یادتان هست؟ زنان در تجارت گریه نمی‌کنند؟

01:11:46.844 --> 01:11:47.844
‫گریه نمی‌کنید.

01:11:48.887 --> 01:11:50.097
‫[موسیقی تمام می‌شود]

01:11:50.180 --> 01:11:51.390
‫همانطور که پرونده پیش می‌رفت،

01:11:51.932 --> 01:11:56.103
‫ضربان طبل شواهد
‫هر لحظه بلندتر و بلندتر می‌شد،

01:11:56.186 --> 01:11:59.606
‫و با ماریانا پاسترناک به اوج رسید...

01:11:59.690 --> 01:12:01.650
‫[موسیقی زهی شاد در حال پخش است]

01:12:01.734 --> 01:12:03.861
‫...که آخرین میخ بر تابوت بود.

01:12:05.112 --> 01:12:06.739
‫[مارتا] این بهترین دوست منه.

01:12:07.740 --> 01:12:09.950
‫من ساقدوش افتخاری عروسی‌اش بودم.

01:12:10.492 --> 01:12:12.244
‫من مادرخوانده بچه‌هاش بودم.

01:12:13.078 --> 01:12:15.664
‫ماریانا پاسترناک محرم اسرار مارتا استوارت بود،

01:12:15.748 --> 01:12:19.710
‫و او در تعطیلات با مارتا بود

01:12:19.793 --> 01:12:21.503
‫در حالی که این اتفاق می‌افتاد.

01:12:22.421 --> 01:12:26.342
‫مارتا به طور خلاصه به من اشاره کرده بود
‫که سهام ایم‌کلون خود را فروخته است.

01:12:26.425 --> 01:12:29.386
‫او می‌دانست که نباید در مورد آن به من می‌گفت.

01:12:29.470 --> 01:12:31.221
‫او مرا شاهد کرد.

01:12:32.473 --> 01:12:33.473
‫[موسیقی به پایان می‌رسد]

01:12:33.515 --> 01:12:35.184
‫عصر بخیر، خانم پاسترناک.

01:12:35.934 --> 01:12:38.604
‫آیا به خاطر دارید که با خانم استوارت صحبت کرده‌اید

01:12:38.687 --> 01:12:41.648
‫در مورد کارگزاران، زمانی که در مکزیک بودید؟

01:12:42.399 --> 01:12:45.277
‫[ماریانا] یک جمله کوتاه را به یاد دارم که این بود:

01:12:45.778 --> 01:12:50.074
‫'آیا خوب نیست که کارگزارانی داشته باشیم
‫که این چیزها را به شما بگویند؟'

01:12:50.157 --> 01:12:51.241
‫[تماشاگران نفس‌نفس می‌زنند]

01:12:51.825 --> 01:12:55.245
‫در آن لحظه، مثل رعد و برقی بود که در دادگاه رخ داد.

01:12:55.329 --> 01:12:57.581
‫می‌دانید، آن جمله کاملاً ویرانگر بود.

01:12:58.082 --> 01:13:01.627
‫این مستقیماً به پرونده دولت کمک کرد
‫که مارتا این اطلاعات محرمانه را دریافت کرده بود

01:13:01.710 --> 01:13:03.754
‫از کارگزار سهامش، پیتر باکانوویچ،

01:13:03.837 --> 01:13:08.467
‫که خانواده واکسال
‫در حال فروش سهام در ایم‌کلون سیستمز بودند.

01:13:08.550 --> 01:13:11.845
‫و اساساً
‫او را دروغگو نشان داد.

01:13:12.930 --> 01:13:15.349
‫[گزارشگر مرد] به گفته او،
‫مارتا استوارت می‌دانست

01:13:15.432 --> 01:13:18.185
‫که سم واکسال
‫سهام ایم‌کلون خود را می‌فروخت.

01:13:18.268 --> 01:13:20.396
‫این یکی از مسائل حیاتی
‫در این پرونده است.

01:13:22.106 --> 01:13:25.692
‫من صادقانه شهادت دادم،
‫همانطور که وظیفه قانونی‌ام بود.

01:13:26.193 --> 01:13:28.028
‫به همین دلیل آن کلمات را گفتم.

01:13:28.654 --> 01:13:32.116
‫و به دادگاه نگاه کردم،
‫و چشمان مارتا را دیدم،

01:13:32.658 --> 01:13:36.495
‫می‌دانید، آن نگاه سرد و یخی در چشمانش.

01:13:37.246 --> 01:13:39.123
‫می‌دانستم دوستی ما تمام شده است.

01:13:40.958 --> 01:13:43.293
‫[مارتا] تا زمانی که
‫ماریانا به جایگاه شهود آمد،

01:13:43.377 --> 01:13:45.754
‫او یک انسان آسیب‌دیده بود.

01:13:45.838 --> 01:13:46.964
‫او ترسیده است.

01:13:47.047 --> 01:13:49.133
‫به او گفته شده بود چه بگوید.

01:13:50.008 --> 01:13:51.468
‫این مرا بسیار غمگین کرد.

01:13:55.347 --> 01:13:56.390
‫او یک انسان بود،

01:13:56.473 --> 01:13:58.684
‫و او آشکارا تحت فشار
‫فوق‌العاده‌ای بود

01:13:58.767 --> 01:13:59.810
‫از فشار و تنش.

01:13:59.893 --> 01:14:03.188
‫و... و نمی‌توانستید متوجه نشوید
‫که او زخمی به نظر می‌رسید.

01:14:03.313 --> 01:14:05.899
‫[زن] مارتا رو تنها بذارید!
‫تنهاش بذارید!

01:14:06.024 --> 01:14:08.277
‫- مارتا رو تنها بذارید!
‫- ما وحشت‌زده بودیم.

01:14:08.360 --> 01:14:11.488
‫دیدن آنچه برای او اتفاق می‌افتاد
‫بسیار بسیار ناراحت‌کننده بود.

01:14:12.698 --> 01:14:15.701
‫[زن] او یک عروسکه.
‫تنهاش بذارید. مارتا رو تنها بذارید.

01:14:15.784 --> 01:14:18.412
‫[گزارشگر] حالا، در حالی که حامیان استوارت
‫در بیرون جمع شده‌اند

01:14:18.495 --> 01:14:20.247
‫از دادگاه برای انتظار سرنوشت او،

01:14:20.330 --> 01:14:23.542
‫هیئت منصفه در داخل
‫در حال بررسی حقایق خواهد بود.

01:14:23.625 --> 01:14:25.752
‫[پچ‌پچ نامفهوم]

01:14:25.836 --> 01:14:28.565
‫«تحلیل‌گران دادگاه می‌گویند مشکل دولت این است که»

01:14:28.589 --> 01:14:31.049
‫«شاهدانش هرچقدر هم که متقاعدکننده باشند،»

01:14:31.133 --> 01:14:33.135
‫«هرگز مدرک قاطعی ارائه نکرد.»

01:14:33.218 --> 01:14:34.678
‫[موسیقی دلهره‌آور پخش می‌شود]

01:14:34.761 --> 01:14:38.307
‫«بهترین دفاع این است که پرونده هرگز نباید به دادگاه می‌رفت.»

01:14:38.390 --> 01:14:40.601
‫«هیئت منصفه به این نگاه کند و با خود بگوید،»

01:14:40.684 --> 01:14:43.604
‫«'وای، این قطعاً به نظر می‌رسد یک تعقیب قضایی انتخابی است.'»

01:14:44.146 --> 01:14:47.983
‫«از طرف دیگر، اگر آن‌ها دقیقاً روی این سؤال تمرکز کنند که،»

01:14:48.066 --> 01:14:51.945
‫«'آیا ما باور داریم که او نوعی اطلاعات محرمانه داشته؟'»

01:14:52.029 --> 01:14:53.697
‫«فکر می‌کنم مارتا استوارت در دردسر افتاده.»

01:14:55.407 --> 01:14:57.951
‫«می‌دانید، وقتی آن‌ها وارد می‌شوند، واضح است که باید بایستید.»

01:14:58.619 --> 01:15:00.996
‫«این پرتنش‌ترین لحظه‌ای است که می‌توانید تصور کنید.»

01:15:05.125 --> 01:15:06.710
‫[قاضی] اعضای هیئت منصفه،

01:15:06.793 --> 01:15:09.588
‫حکم شما را دریافت کرده‌ام، و اکنون آن را می‌خوانم.

01:15:12.257 --> 01:15:14.343
‫متهم مارتا استوارت...

01:15:19.306 --> 01:15:20.724
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:15:20.807 --> 01:15:24.269
‫مجرم، مجرم، مجرم در تمام این اتهامات و هرچه که بود.

01:15:24.353 --> 01:15:26.146
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

01:15:26.230 --> 01:15:28.899
‫[مارتا] خانم خبرنگار 'نیویورک پست' آنجا بود

01:15:28.982 --> 01:15:31.193
‫و خیلی از خود راضی به نظر می‌رسید.

01:15:31.276 --> 01:15:34.863
‫او در طول دادگاه چیزهای وحشتناکی نوشته بود.

01:15:34.947 --> 01:15:37.574
‫او حالا مرده، خدا را شکر، و دیگر لازم نیست...

01:15:37.658 --> 01:15:40.452
‫هیچ‌کس لازم نیست آن مزخرفاتی را که او همیشه می‌نوشت، تحمل کند.

01:15:41.286 --> 01:15:44.164
‫دخترم، وقتی حکم را خواندند، غش کرد.

01:15:44.248 --> 01:15:45.248
‫بچه بیچاره.

01:15:45.791 --> 01:15:48.502
‫«آنقدر وحشتناک و غیرقابل درک بود.»

01:15:50.379 --> 01:15:53.632
‫«و بعد بیدار شدم و متأسفانه هنوز آنجا بودم.» [می‌خندد]

01:15:55.259 --> 01:15:56.593
‫[پچ‌پچ نامفهوم]

01:15:59.263 --> 01:16:00.305
‫[نامفهوم]

01:16:00.389 --> 01:16:03.267
‫[خبرنگار زن] «مارتا استوارت، که اکنون یک مجرم محکوم است،»

01:16:03.350 --> 01:16:05.227
‫«با تشویق‌هایی از دادگاه خارج شد.»

01:16:05.310 --> 01:16:07.896
‫[شعار می‌دهند] ما مارتا را دوست داریم! ما مارتا را دوست داریم!

01:16:09.898 --> 01:16:13.860
‫[مارتا] برای من خیلی وحشتناک بود که مجبور شدم این را تحمل کنم،

01:16:13.944 --> 01:16:18.073
‫تا برای این احمق‌ها در دفتر دادستانی آمریکا یک جام باشم.

01:16:18.156 --> 01:16:22.077
‫آن دادستان‌ها باید در یک غذاساز انداخته می‌شدند و روی دور تند روشن می‌شدند.

01:16:22.160 --> 01:16:23.160
‫[مردی تشویق می‌کند]

01:16:24.746 --> 01:16:26.206
‫[مارتا] من یک جام بودم.

01:16:28.792 --> 01:16:32.462
‫یک زن برجسته، اولین زن میلیاردر در آمریکا،

01:16:32.546 --> 01:16:33.755
‫'ما او را گرفتیم.'

01:16:34.506 --> 01:16:35.506
‫[بوق ماشین به صدا در می‌آید]

01:16:37.342 --> 01:16:40.178
‫[خبرنگار] حالا به من گفته می‌شود که معاملات متوقف شده،

01:16:40.262 --> 01:16:42.180
‫اوه، روی سهام مارتا.

01:16:42.264 --> 01:16:46.268
‫[خبرنگار مرد] «به محض اینکه هیئت منصفه رأی داد، قیمت به ۱۰ دلار و خرده‌ای سقوط کرد.»

01:16:46.351 --> 01:16:50.981
‫تحلیل‌گران معتقدند که این قیمت بیشتر کاهش خواهد یافت و می‌تواند به ۵ دلار برسد.

01:16:51.064 --> 01:16:53.442
‫[خبرنگار مرد ۲] «برنامه تلویزیونی استوارت امروز لغو شد»

01:16:53.525 --> 01:16:56.278
‫«توسط ۱۸ ایستگاه سی‌بی‌اس و یو‌پی‌ان.»

01:16:56.361 --> 01:16:59.573
‫[خبرنگار زن] «تبلیغ‌کنندگان از مجله اصلی او فرار کرده‌اند.»

01:16:59.656 --> 01:17:02.367
‫او یکی از قوی‌ترین برندهایی بود که تا به حال وجود داشته.

01:17:02.451 --> 01:17:05.203
‫یعنی، قوی‌تر از کوکاکولا، قوی‌تر از مک‌دونالد.

01:17:05.287 --> 01:17:06.487
‫[گزارشگر] <i>مارتا استوارت که با زندان روبه‌رو بود،</i>

01:17:06.538 --> 01:17:10.208
‫<i>بیش از پیش از شرکت رسانه‌ای که خودش ساخته بود، فاصله گرفت.</i>

01:17:10.792 --> 01:17:13.754
‫<i>او از هیئت مدیره 'مارتا استوارت لیوینگ امنی‌مدیا' استعفا داد</i>

01:17:13.837 --> 01:17:16.923
‫<i>و از سمت مدیر ارشد خلاقیت کناره‌گیری کرد.</i>

01:17:17.549 --> 01:17:19.676
‫[مارتا] من در اوج بودم.

01:17:19.760 --> 01:17:22.679
‫عضو هیئت مدیره بورس نیویورک بودم.

01:17:22.763 --> 01:17:25.307
‫عضو هیئت مدیره شرکت رولون بودم.

01:17:25.390 --> 01:17:28.143
‫کنترل شرکتم را از دست دادم. تمام کرسی‌های هیئت مدیره را از دست دادم.

01:17:28.226 --> 01:17:30.604
‫واقعاً وحشتناک بود.

01:17:31.897 --> 01:17:34.149
‫[گزارشگر مرد] <i>در حال حاضر، وحشت کامل</i>

01:17:34.232 --> 01:17:35.859
‫<i>در 'مارتا استوارت لیوینگ' حکم‌فرماست.</i>

01:17:35.942 --> 01:17:38.862
‫فکر می‌کنم برای 'مارتا استوارت امنی‌مدیا' اساساً همه چیز تمام شده است.

01:17:44.534 --> 01:17:46.536
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:17:47.204 --> 01:17:48.580
‫[چهچهه پرندگان]

01:17:49.289 --> 01:17:54.252
‫او از این احساس که زندگی‌اش هدر رفته، ناامید است.

01:17:56.046 --> 01:17:59.841
‫هر کاری که کرده، به خاطر یک چیز بی‌اهمیت نادیده گرفته شده

01:17:59.925 --> 01:18:01.677
‫که شاید اصلاً اتفاق نیفتاده باشد.

01:18:01.760 --> 01:18:03.929
‫[مکالمه نامفهوم]

01:18:11.311 --> 01:18:14.272
‫[مرد] و خیلی‌ها می‌خواهند بدانند، اول از همه، حالت چطور است؟

01:18:16.024 --> 01:18:18.777
‫یعنی، ببینید، من نمی‌خواهم صدای مصاحبه‌کننده داشته باشم.

01:18:18.860 --> 01:18:19.986
‫[مرد] اوه، نه، ما قرار است...

01:18:20.070 --> 01:18:23.365
‫کاری که می‌کنم این است که سعی می‌کنیم همه چیز را با صدای تو انجام دهیم.

01:18:24.241 --> 01:18:27.786
‫پس شاید نباید سؤال باشد. شاید فقط باید در مورد...

01:18:27.869 --> 01:18:31.164
‫فقط باید بگویی: 'در مورد این صحبت کن.' سؤالی از من نپرس.

01:18:31.248 --> 01:18:33.625
‫- [مرد ۲] وقتی این کار را می‌کنند، شکمت را تو بده.
‫- [مرد] بیا.

01:18:34.501 --> 01:18:35.501
‫آماده‌ای؟

01:18:37.129 --> 01:18:39.548
‫- [آه می‌کشد]
‫- [مرد] خوب و شیرین.

01:18:39.631 --> 01:18:40.631
‫[مرد گلویش را صاف می‌کند]

01:18:43.135 --> 01:18:45.929
‫خب، این یکشنبه عید پاک سال ۲۰۰۴ است.

01:18:46.888 --> 01:18:49.766
‫و من، اِم، دعوت کرده‌ام

01:18:50.684 --> 01:18:53.729
‫بین ۱۶ تا ۲۰ نفر را

01:18:53.812 --> 01:18:54.938
‫برای صبحانه دیرهنگام.

01:18:55.021 --> 01:18:58.608
‫پس منو تخم‌مرغ آب‌پز است، که قبلاً آماده کردم،

01:18:58.692 --> 01:19:01.069
‫کیک کرم پرتقال خونی که الکسیس دارد درست می‌کند.

01:19:01.653 --> 01:19:02.529
‫ماهی سالمون...

01:19:02.612 --> 01:19:05.991
‫این یک ماه قبل از صدور حکم است. نمی‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد.

01:19:06.074 --> 01:19:07.743
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

01:19:07.826 --> 01:19:10.537
‫[مرد ۲] چطور خودت را برای آنچه ممکن است رخ دهد، آماده می‌کنی؟

01:19:10.620 --> 01:19:12.460
‫[مارتا] خب، می‌دانی، به دندانپزشکی می‌روی،

01:19:12.497 --> 01:19:14.124
‫به متخصص زنان می‌روی،

01:19:14.207 --> 01:19:19.129
‫و فقط مطمئن می‌شوی که در بهترین وضعیت ممکن هستی

01:19:19.212 --> 01:19:22.424
‫تا بدنت و ذهنت هر آنچه را که پیش می‌آید، تحمل کنند.

01:19:24.926 --> 01:19:28.046
‫- [زن] استخوان را باید خارج می‌کردی یا نه؟
‫- [مارتا] بله، کل ایده همین است.

01:19:29.765 --> 01:19:31.850
‫بیا، من... من... می‌خواهی نشانت دهم؟

01:19:32.476 --> 01:19:35.562
‫مطبوعات مرا طوری نشان دادند که نیستم.

01:19:35.645 --> 01:19:39.274
‫فکر نمی‌کنم آن شخص بدجنس و زننده و وحشتناکی باشم

01:19:39.357 --> 01:19:41.735
‫که در برخی نشریات به تصویر کشیده شده‌ام.

01:19:41.818 --> 01:19:44.029
‫من سخت‌گیر و پرتوقع هستم

01:19:44.112 --> 01:19:47.866
‫و تمام آن ویژگی‌های خوبی را دارم که یک فرد موفق را می‌سازند.

01:19:48.992 --> 01:19:52.162
‫اخیراً، یک فنجان چای را نقد کردم.

01:19:52.245 --> 01:19:53.955
‫گفتم: 'فروشش چطوره؟'

01:19:54.039 --> 01:19:56.958
‫جوان بهم گفت: 'خب، خوب نیست.' و من گفتم: 'می دونی چرا؟'

01:19:58.251 --> 01:19:59.336
‫'فنجون رو بردار.'

01:19:59.419 --> 01:20:02.756
‫'می تونی انگشتت رو توی دسته فنجون جا بدی؟'

01:20:04.174 --> 01:20:07.177
‫اون این رو یه انتقاد شدید برداشت کرد.

01:20:07.260 --> 01:20:09.971
‫اما اینکه من این رو گفتم، علیه من استفاده شد.

01:20:11.264 --> 01:20:14.851
‫انتقاد از دسته فنجون برای شرکت خودم

01:20:14.935 --> 01:20:17.145
‫چیز بدی محسوب می شد.

01:20:17.229 --> 01:20:18.730
‫من این رو چیز خوبی می دونم.

01:20:20.023 --> 01:20:21.733
‫هرگز از صابون استفاده نکنید، باشه؟

01:20:23.318 --> 01:20:24.318
‫هرگز.

01:20:25.570 --> 01:20:28.156
‫این هرگز قبلاً وارد کاتالوگ ما نمی شد.

01:20:29.658 --> 01:20:31.409
‫[موسیقی شدیدتر می شود]

01:20:31.493 --> 01:20:34.871
‫و من باید با یه همچین احمقی... نادانی با احتیاط رفتار کنم؟

01:20:34.955 --> 01:20:35.955
‫[موسیقی محو می شود]

01:20:35.997 --> 01:20:38.041
‫[مارتا] برای بریدن اونا از چه چاقویی استفاده می کنی؟

01:20:38.124 --> 01:20:40.335
‫- [زن] این یکی.
‫- خب، این یه چاقوی احمقانه نیست؟

01:20:40.418 --> 01:20:41.962
‫- [زن] نمی دونم.
‫- [مارتا] چرا؟

01:20:42.045 --> 01:20:45.257
‫چرا باید از یه چاقوی کوچیک برای بریدن یه پرتقال بزرگ استفاده کنی؟

01:20:45.340 --> 01:20:47.801
‫می دونی یه چاقوی بزرگ چقدر سریع می بره؟

01:20:47.884 --> 01:20:49.636
‫باشه، این رو توی فیلم نمی گیری، چون،

01:20:49.719 --> 01:20:51.513
‫یعنی، دیگه نمی دونم چیکار کنم.

01:20:51.596 --> 01:20:52.472
‫باشه؟

01:20:52.556 --> 01:20:53.974
‫[موسیقی غمگین پخش می شود]

01:20:54.057 --> 01:20:56.893
‫برای بریدن پرتقال از یه چاقوی بزرگ استفاده می کنی، باشه؟

01:20:59.396 --> 01:21:03.024
‫اما واقعاً، باید دقت کنی و کارآمد باشی.

01:21:05.360 --> 01:21:07.362
‫ببین، خیلی راحت تره. باشه؟

01:21:11.491 --> 01:21:13.368
‫[خبرنگار] تا حالا زندان رفتین؟

01:21:14.536 --> 01:21:17.163
‫[مارتا] ام، نه... [می خندد]... نه، نرفتم.

01:21:17.998 --> 01:21:20.125
‫[خبرنگار] هیچ ایده ای دارین که چطوره؟

01:21:20.208 --> 01:21:22.377
‫ام، نه، واقعاً نه.

01:21:23.253 --> 01:21:24.671
‫بازرسی بدنی...

01:21:25.171 --> 01:21:28.925
‫فکر نمی کنم توی زندان با حداقل امنیت بازرسی بدنی باشه.

01:21:29.009 --> 01:21:31.219
‫- اوه، بله، مارتا.
‫- شاید. شاید من بی اطلاع هستم.

01:21:31.303 --> 01:21:33.847
‫شاید باید در مورد اینکه زندان چطوره تحقیق کنی.

01:21:33.930 --> 01:21:36.641
‫نمی خوام احمق به نظر بیام. به سختی می خوام در موردش حرف بزنم.

01:21:36.725 --> 01:21:38.894
‫می تونی انجامش بدی؟ مهم نیست چی؟

01:21:41.187 --> 01:21:42.355
‫[صدای بالگرد]

01:21:42.439 --> 01:21:45.543
‫[خبرنگار] <i>صبح بخیر، و شما در حال تماشای نمایی از بیرون دادگاه فدرال هستید</i>

01:21:45.567 --> 01:21:46.902
‫<i>در پایین منهتن در حال حاضر.</i>

01:21:46.985 --> 01:21:49.946
‫<i>مارتا استوارت تازه از دادگاه خارج می شود</i>

01:21:50.030 --> 01:21:52.991
‫<i>پس از دریافت حکمش از قاضی میریام سداربام.</i>

01:21:53.074 --> 01:21:54.951
‫[خبرنگار ۲] <i>پنج ماه زندان،</i>

01:21:55.035 --> 01:21:56.953
‫<i>پنج ماه حبس خانگی،</i>

01:21:57.037 --> 01:21:58.580
‫<i>دو سال آزادی مشروط،</i>

01:21:58.663 --> 01:22:00.665
‫<i>و جریمه ۳۰,۰۰۰ دلاری.</i>

01:22:01.416 --> 01:22:04.711
‫<i>وقتی محکوم شد، خیلی احساسی بود.</i>

01:22:05.503 --> 01:22:06.671
‫[جمعیت] مارتا رو نجات بدین!

01:22:06.755 --> 01:22:08.632
‫[سوفی] <i>خیلی تکان دهنده.</i>

01:22:08.715 --> 01:22:10.884
‫- [جمعیت] مارتا رو نجات بدین!
‫- [مرد نامفهوم صحبت می کند]

01:22:10.967 --> 01:22:12.093
‫بی‌عدالتی!

01:22:21.436 --> 01:22:23.563
‫به آلدِرسون خوش آمدید،

01:22:23.647 --> 01:22:24.940
‫شهر زندان

01:22:25.023 --> 01:22:28.026
‫که برای پنج ماه آینده، خانه‌ی مارتا استوارت خواهد بود.

01:22:29.945 --> 01:22:31.905
‫گزارشگر مرد: 'اردوگاه کاپ‌کیک' شاید لقبش باشد،

01:22:31.988 --> 01:22:35.992
‫اما اردوگاه فدرال آلدِرسون در ویرجینیای غربی، جای تفریح نیست.

01:22:36.076 --> 01:22:39.079
‫گزارشگر: نگهبانان زندان گفته‌اند نمی‌توانند تضمین کنند که زندانی معروف

01:22:39.162 --> 01:22:40.538
‫مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گیرد.

01:22:40.622 --> 01:22:45.251
‫می‌توانیم دنبالش کنیم و مطمئن شویم هیچ زندانی‌ای اذیتش نمی‌کند؟

01:22:45.752 --> 01:22:46.586
‫نه.

01:22:46.670 --> 01:22:50.298
‫مصاحبه‌کننده زن: 'استوارت همیشه کنترل همه‌چیز را در دست داشته است.

01:22:50.382 --> 01:22:51.841
‫چقدر سخت خواهد بود،

01:22:51.925 --> 01:22:55.095
‫چقدر برای مارتا استوارت دشوار خواهد بود که کنترل را رها کند؟'

01:22:55.595 --> 01:22:57.847
‫مفسر مرد: 'خب، وحشتناک خواهد بود.

01:22:57.931 --> 01:23:00.433
‫برای مارتا استوارت وحشتناک خواهد بود.'

01:23:00.517 --> 01:23:01.517
‫[موسیقی قطع می‌شود]

01:23:05.188 --> 01:23:06.731
‫[صدای جیک‌جیک پرندگان]

01:23:09.484 --> 01:23:11.486
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

01:23:13.154 --> 01:23:15.198
‫زن: 'جمعه، ۸ اکتبر.'

01:23:15.281 --> 01:23:17.534
‫'ورود ساعت ۵:۵۵ صبح.'

01:23:18.368 --> 01:23:20.870
‫'گوشواره‌های مروارید مجاز بود، هرچند مورد سؤال قرار گرفت.'

01:23:21.371 --> 01:23:24.165
‫'لنز مجاز نبود. همه‌شان را در جعبه انداختم.'

01:23:25.291 --> 01:23:27.752
‫'معاینه فیزیکی، تمام لباس‌ها را درآوردم.'

01:23:29.045 --> 01:23:31.047
‫'چنباتمه بزن، دست‌ها را باز کن،

01:23:32.173 --> 01:23:33.173
‫سرفه کن.'

01:23:34.384 --> 01:23:35.635
‫'خجالت‌آور بود.'

01:23:37.303 --> 01:23:39.848
‫مجبور شدم تمام آن کثافت‌کاری‌هایی را که در فیلم‌ها می‌بینید، انجام دهم.

01:23:39.931 --> 01:23:42.611
‫تو... حتی نمی‌توانی باور کنی که داری این‌ها را تجربه می‌کنی.

01:23:43.768 --> 01:23:46.479
‫زن: 'به اتاق J11، طبقه دوم برده شدم.'

01:23:47.188 --> 01:23:50.108
‫'اتاقم شامل یک تختخواب دوطبقه قدیمی،

01:23:50.191 --> 01:23:52.152
‫فنر فلزی و چارچوب فلزی است.'

01:23:52.235 --> 01:23:56.656
‫'فنرها خیلی شل و وارفته‌اند و بنابراین یک تختخواب ناسالم است.'

01:23:56.740 --> 01:23:58.533
‫'در واقع طبقه بالا را ترجیح می‌دادم.'

01:23:58.616 --> 01:24:00.201
‫'اما بالای ۶۲ سال سن،

01:24:00.285 --> 01:24:02.954
‫و به طور خودکار یک تخت پایین به شما داده می‌شود.'

01:24:03.038 --> 01:24:04.038
‫[موسیقی قطع می‌شود]

01:24:05.040 --> 01:24:06.583
‫زن: 'ساعت ۴ صبح، بیدارباش.'

01:24:06.666 --> 01:24:08.376
‫[موسیقی متفکرانه پخش می‌شود]

01:24:08.460 --> 01:24:11.087
‫زن: 'ساعت ۵ صبح، دوش، شامپو.'

01:24:11.171 --> 01:24:13.173
‫'ساعت ۷ صبح، 'قهوه'.'

01:24:13.840 --> 01:24:17.552
‫'آنچه مرا نگران می‌کند، کیفیت بسیار پایین غذا

01:24:17.635 --> 01:24:20.346
‫و عدم دسترسی به هیچ چیز تازه‌ای است،

01:24:20.430 --> 01:24:24.476
‫زیرا نشاسته و کربوهیدرات و غذاهای چرب زیادی وجود دارد.'

01:24:24.559 --> 01:24:26.144
‫'هیچ چیز خالصی وجود ندارد.'

01:24:26.227 --> 01:24:27.979
‫بدترین قهوه‌ای را که می‌شد تصور کرد، داشتیم.

01:24:28.063 --> 01:24:32.067
‫من که اصلاً قهوه‌خور نبودم، اما وای، آن قهوه افتضاح بود.

01:24:32.567 --> 01:24:34.486
‫و شیر هم افتضاح بود... همه‌چیز افتضاح بود.

01:24:35.070 --> 01:24:36.696
‫زن: 'بازدید از کتابخانه.'

01:24:36.780 --> 01:24:39.699
‫''گرند کنیون' را تماشا کردم، از مجموعه 'ریدرز دایجست'.'

01:24:42.744 --> 01:24:45.830
‫'باید از این زمان استفاده کرد تا هر روز چیز جدیدی یاد گرفت.'

01:24:46.790 --> 01:24:48.458
‫«اینکه من رو اینجا گذاشتن، یه شوخیه.»

01:24:49.292 --> 01:24:51.336
‫«و به نظر میاد همه اینو می‌دونن.»

01:24:51.419 --> 01:24:52.879
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:24:55.757 --> 01:24:59.010
‫[زن] «امروز دو خانم خیلی خوش‌لباس رو دیدم که داشتن راه می‌رفتن،

01:24:59.094 --> 01:25:00.178
‫و من از کنارشون رد شدم،

01:25:00.261 --> 01:25:03.723
‫و در مورد صبح گرم و قشنگ و اینکه چقدر خوب به نظر می‌رسیدن، حرف زدم.»

01:25:04.224 --> 01:25:07.060
‫«وقتی از روی جاکلیدی بزرگ نقره‌ای، فهمیدم

01:25:07.143 --> 01:25:08.478
‫که اونا نگهبان هستن،

01:25:08.561 --> 01:25:10.271
‫آروم به زنجیر دست کشیدم.»

01:25:10.355 --> 01:25:11.355
‫[صدای برخورد زنجیر]

01:25:12.107 --> 01:25:16.111
‫«بعداً، من رو صدا کردن تا بهم بگن هرگز، هرگز به نگهبان دست نزنم

01:25:16.194 --> 01:25:18.363
‫مگر اینکه انتظار توبیخ شدید رو داشته باشم.»

01:25:18.446 --> 01:25:19.864
‫«البته من عذرخواهی کردم،

01:25:19.948 --> 01:25:21.991
‫اما اون اتفاق اونقدر جزئی بود که وقتی افتاد

01:25:22.075 --> 01:25:24.661
‫بقیه روز رو بهش فکر نکردم.»

01:25:24.744 --> 01:25:26.121
‫[موسیقی شوم پخش می‌شود]

01:25:26.204 --> 01:25:27.288
‫[در سلول محکم بسته می‌شود]

01:25:31.501 --> 01:25:35.004
‫[مارتا] من رو به خاطر دست زدن به یه افسر، به انفرادی کشوندن.

01:25:38.383 --> 01:25:40.176
‫یه روز کامل غذا و آب نداشتم.

01:25:43.638 --> 01:25:46.099
‫اینجا اردوگاه کاپ‌کیک بود، یادتونه؟ این اسم مستعارش بود.

01:25:46.182 --> 01:25:47.851
‫اردوگاه کاپ‌کیک.

01:25:49.477 --> 01:25:50.854
‫کاپ‌کیک نبود.

01:25:56.401 --> 01:25:59.696
‫<i>من تقریباً هر آخر هفته می‌رفتم.</i>

01:26:00.321 --> 01:26:03.658
‫<i>شب قبلش می‌رسیدم و حدود ساعت چهار صبح بیدار می‌شدم</i>

01:26:03.741 --> 01:26:05.493
‫<i>و چند تا پتوی بزرگ برمی‌داشتم</i>

01:26:05.577 --> 01:26:10.206
‫<i>چون باید از ماشین پیاده می‌شدی و توی صف می‌ایستادی تا بتونی یه میز بگیری.</i>

01:26:11.416 --> 01:26:12.876
‫[موسیقی تأثیرگذار پخش می‌شود]

01:26:13.626 --> 01:26:15.420
‫<i>دیدم که وارد شد</i>

01:26:15.503 --> 01:26:19.382
‫<i>با لباس‌های ورزشی زندان و عینک.</i>

01:26:21.092 --> 01:26:24.304
‫<i>و من هرگز، هرگز مارتا رو با عینک ندیده بودم.</i>

01:26:25.096 --> 01:26:27.807
‫<i>یه مقدار خجالت داشت،</i>

01:26:27.891 --> 01:26:31.019
‫<i>مخصوصاً با کسی مثل من که مدت‌ها بود می‌شناختش.</i>

01:26:32.562 --> 01:26:35.899
‫<i>و اونجا آدم‌هایی بودن که می‌خواستن بلایی سرش بیارن.</i>

01:26:35.982 --> 01:26:37.317
‫<i>می‌خواستن بهش آسیب بزنن.</i>

01:26:37.400 --> 01:26:38.985
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:26:39.068 --> 01:26:41.321
‫[مارتا] آخر شب، وقتی تو تاریکی به خونه می‌رفتی،

01:26:41.404 --> 01:26:42.572
‫ممکن بود بهت حمله کنن.

01:26:42.655 --> 01:26:46.618
‫به مردم حمله می‌شد، کتک می‌خوردن.

01:26:47.577 --> 01:26:50.121
‫ام، از این جور چیزا اتفاق می‌افتاد.

01:26:51.581 --> 01:26:52.581
‫به من هشدار داده شده بود.

01:26:55.460 --> 01:26:57.045
‫اما از من محافظت نمی‌شد.

01:26:57.128 --> 01:26:58.630
‫[موسیقی متفکرانه پخش می‌شود]

01:26:59.797 --> 01:27:00.798
‫[خروس می‌خواند]

01:27:00.882 --> 01:27:02.008
‫[زن] «یه روز دیگه.»

01:27:06.054 --> 01:27:07.931
‫«از گلخانه‌ها بازدید کردم.»

01:27:08.514 --> 01:27:11.559
‫«هیچ کود، گلدان، بذر و غیره وجود نداره.»

01:27:13.019 --> 01:27:15.688
‫«یه باغچه کوچیک هست که توسط یه زندانی طراحی و کاشته شده

01:27:15.772 --> 01:27:17.607
‫که مدت زیادی اینجا بوده.»

01:27:17.690 --> 01:27:19.817
‫«اون هم هیچ منبعی نداره.»

01:27:20.401 --> 01:27:23.905
‫«من چند تا از کتاب‌های باغبونیم رو بهش دادم، و اون خیلی ممنون بود.»

01:27:25.031 --> 01:27:26.699
‫'زندان هیچ کاری برای اصلاح،

01:27:26.783 --> 01:27:29.786
‫بازپروری، آموزش،بهتر کردن حال مردم،

01:27:29.869 --> 01:27:32.497
‫یا تشویق مردمبه سمت چیزهای بهتر نمی‌کند.'

01:27:33.331 --> 01:27:35.416
‫- [موسیقی محو می‌شود]
‫- [صدای ماشین تحریر]

01:27:35.500 --> 01:27:38.544
‫[زن] 'چارلز سیمونی.
‫اول از همه، حالت چطوره؟'

01:27:38.628 --> 01:27:42.423
‫'خیلی وقته که ایمیلیا حتی یادداشتی ازت دریافت نکردم.'

01:27:42.507 --> 01:27:44.175
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

01:27:47.887 --> 01:27:49.722
‫[زن] 'دوست دارم ازت خبری بشنوم.'

01:27:51.641 --> 01:27:54.352
‫[مصاحبه‌کننده] چرا دوست‌پسر شمافقط یک بار به دیدنتون اومد؟

01:28:00.108 --> 01:28:02.860
‫[مارتا] فکر نمی‌کنم دوست داشتبا کسی که تو زندانه وقت بگذرونه.

01:28:05.446 --> 01:28:08.157
‫اون با قایقش بیرون بود،دور دنیا می‌چرخید.

01:28:09.325 --> 01:28:11.327
‫[صدای ماشین تحریر]

01:28:16.582 --> 01:28:18.418
‫[مارتا] این برای من ناراحت‌کننده بود.

01:28:20.712 --> 01:28:24.090
‫[زن] 'روزهاکاملاً از هم غیرقابل تشخیص‌اند.'

01:28:25.508 --> 01:28:27.427
‫'و کمی احساس می‌کنم از دنیا بی‌خبرم.'

01:28:28.636 --> 01:28:29.721
‫'کمی تنها.'

01:28:31.597 --> 01:28:32.932
‫'کمی منزوی.'

01:28:36.728 --> 01:28:37.728
‫[صدای جغد]

01:28:38.563 --> 01:28:40.898
‫[زن] 'امروز احساس می‌کنم خیلی بی‌اهمیتم،

01:28:42.525 --> 01:28:45.862
‫انگار هیچ‌کس دلش برایم تنگ نمی‌شداگر هرگز به واقعیت برنمی‌گشتم.'

01:28:50.241 --> 01:28:52.452
‫[مصاحبه‌کننده] شما نوشتیدکه از خودتون پرسیدید...

01:28:54.537 --> 01:28:56.748
‫اگر برنمی‌گشتید،کسی دلش براتون تنگ می‌شد؟

01:28:57.790 --> 01:28:58.790
‫اوه.

01:28:59.459 --> 01:29:00.459
‫هوم.

01:29:07.175 --> 01:29:09.427
‫باید عزت نفسم رو حفظ می‌کردم

01:29:09.927 --> 01:29:12.680
‫و این باورم روکه آدم خوبی هستم.

01:29:12.764 --> 01:29:15.016
‫یعنی، زمان خیلی وحشتناکی بود.

01:29:17.602 --> 01:29:19.854
‫گوش کنید، این دختر از خانواده‌ای

01:29:19.937 --> 01:29:24.734
‫هشت نفره در ناتلی، نیوجرسی،که با فروتنی زندگی می‌کرد، ایده‌ی خوبی به ذهنش می‌رسه،

01:29:24.817 --> 01:29:28.196
‫اون رو به یه چیز واقعاً عالی تبدیل می‌کنه،و ازش سود می‌بره.

01:29:28.279 --> 01:29:29.822
‫این اساساً داستان منه.

01:29:30.615 --> 01:29:32.825
‫و بعد... بعد می‌افته تو یه چاله.

01:29:34.077 --> 01:29:37.455
‫و اون چاله،باید از یه چاله لعنتی بالا می‌رفتم.

01:29:37.538 --> 01:29:39.040
‫[موسیقی شاد پخش می‌شود]

01:29:42.210 --> 01:29:44.504
‫[زن] 'ساعت ۶ صبح بیدار شدم،دوش گرفتم، لباس پوشیدم،

01:29:44.587 --> 01:29:47.340
‫حمام طبقه بالا رو مرتب کردم،کار این هفته‌ام بود.'

01:29:47.423 --> 01:29:49.592
‫'با عجله به کلیسا رفتمجایی که زنان مسلمان

01:29:49.675 --> 01:29:53.721
‫ازم خواسته بودند یکی از پنج سخنران باشمبرای جمع خوبی از انسان‌های جالب

01:29:53.805 --> 01:29:57.183
‫که خیلی می‌خواهند خودشون رو بهتر کنندو وضعیتشون رو بهبود ببخشند.'

01:29:57.266 --> 01:29:59.185
‫'اون‌ها رو تشویق کردم کارآفرین باشند

01:29:59.268 --> 01:30:01.521
‫اگه ایده‌ای خوب،منحصربه‌فرد و واضح داشتند،

01:30:02.105 --> 01:30:06.442
‫ایده‌ای که به دیگران کمک کنه،ایده‌ای که خیلی‌ها بهش نیاز داشتند یا می‌خواستند.'

01:30:06.526 --> 01:30:08.694
‫'همون چیزهاییکه سال‌هاست می‌گم

01:30:08.778 --> 01:30:10.696
‫که هنوز هم طنین‌انداز و منطقی هستند.'

01:30:10.780 --> 01:30:13.449
‫'و می‌دونم که همه دخترهاچیزی رو با خودشون بردند

01:30:13.533 --> 01:30:14.659
‫از صحبت‌های من.'

01:30:14.742 --> 01:30:18.246
‫[مارتا] از من خواسته شددر مورد طرح‌های تجاری کمک کنم.

01:30:18.329 --> 01:30:21.999
‫شنیدن آرزوها و رویاهای این زنانواقعاً جالب بود.

01:30:22.792 --> 01:30:25.253
‫یعنی،اولش کمی زورگو بود.

01:30:25.336 --> 01:30:26.671
‫به رئیس بودن عادت داشت.

01:30:26.754 --> 01:30:30.967
‫ولی طول نکشید که فهمید همه ما توی یک کشتی هستیم.

01:30:31.634 --> 01:30:33.594
‫[زن] 'سوزان اسپری قاصدک چید،

01:30:33.678 --> 01:30:35.763
‫ترشک، پیاز وحشی و سیر،

01:30:35.847 --> 01:30:37.640
‫و نصف محصولش رو به من داد.'

01:30:37.723 --> 01:30:41.436
‫'او 12 ساله که اینجاست. باهوشه. یک باغبان در حال آموزش.'

01:30:41.519 --> 01:30:44.814
‫'او خیلی خوشحاله که حالا کسی رو داره که باهاش درباره باغبانی

01:30:44.897 --> 01:30:47.608
‫و چیدن و سلامتی و سبزیجات صحبت کنه.'

01:30:48.192 --> 01:30:50.236
‫'من مشتاق یک جشن هستم.'

01:30:51.446 --> 01:30:53.948
‫مارتا سعی کرد زندگی رو دلپذیر کنه.

01:30:54.031 --> 01:30:57.994
‫او به من گفت: 'می‌خوام شام بخوریم. ساندویچ خیار می‌خوریم.'

01:30:58.077 --> 01:31:00.788
‫فکر کردم: 'ساندویچ خیار؟ ساندویچ خیار چیه؟'

01:31:00.872 --> 01:31:02.712
‫[می‌خندد] 'نمی‌دونم ساندویچ خیار چیه.'

01:31:04.500 --> 01:31:06.419
‫او با همه خوش‌برخورد بود.

01:31:06.502 --> 01:31:10.840
‫او قطعاً می‌خواست بخشی از زندگی همه اونجا باشه.

01:31:14.051 --> 01:31:15.371
‫[زن] 'زمان به سرعت می‌گذرد،

01:31:15.428 --> 01:31:17.972
‫و به زودی به دنیایی که به آن تعلق دارم باز خواهم گشت.'

01:31:18.055 --> 01:31:21.017
‫'چیزهای زیادی برای بحث، فکر کردن و برنامه‌ریزی وجود دارد.'

01:31:21.100 --> 01:31:22.268
‫'وقتی در ماه مارس آزاد شوم،

01:31:22.351 --> 01:31:24.812
‫می‌خواهم بسیاری از چیزها آماده باشند تا بلافاصله شروع به کار کنم.'

01:31:24.896 --> 01:31:26.063
‫[موسیقی پایان می‌یابد]

01:31:26.147 --> 01:31:27.147
‫[گزارشگر] عصر بخیر.

01:31:27.190 --> 01:31:30.693
‫اگرچه دوره محکومیت مارتا استوارت رسماً تا یکشنبه به پایان نمی‌رسد،

01:31:30.776 --> 01:31:32.987
‫اما گمانه‌زنی‌ها این است که او ممکن است

01:31:33.070 --> 01:31:34.822
‫حتی فردا صبح آزاد شود،

01:31:34.906 --> 01:31:39.368
‫درست به موقع برای بهار و درست به موقع برای فصل بعدی شرکت مارتا.

01:31:41.078 --> 01:31:42.078
‫[زن] 'زندان.'

01:31:43.164 --> 01:31:44.874
‫'واقعاً چطور بود؟'

01:31:44.957 --> 01:31:46.250
‫'ترسیده بودم؟'

01:31:46.334 --> 01:31:48.294
‫'نگران بودم؟ حوصله‌ام سر رفته بود؟'

01:31:49.086 --> 01:31:50.296
‫[موسیقی متفکرانه پخش می‌شود]

01:31:51.047 --> 01:31:54.634
‫[زن] 'برای اولین بار در سال‌ها وقت داشتم که تأمل کنم،

01:31:54.717 --> 01:31:55.717
‫نگران نباشم،

01:31:57.220 --> 01:31:59.639
‫و از استرس سه سال خلاص شوم.'

01:32:01.015 --> 01:32:02.015
‫'دوستان جدید.'

01:32:02.975 --> 01:32:04.435
‫'ایده‌های جدید در حال شکل‌گیری.'

01:32:05.269 --> 01:32:07.647
‫'توانایی، با وجود همه اینها، برای مولد بودن.'

01:32:07.730 --> 01:32:11.609
‫'بازگشت من به زندگی‌ام همزمان با آمدن بهار

01:32:11.692 --> 01:32:13.694
‫و هر آنچه تازه و نو است، می‌باشد.'

01:32:15.947 --> 01:32:18.199
‫ما به هم نزدیک شدیم. دوستان خوبی شدیم.

01:32:18.282 --> 01:32:21.702
‫ما در یک زمان بسیار دشوار به یکدیگر کمک کردیم.

01:32:22.787 --> 01:32:26.499
‫من واقعاً معتقدم که... مارتا تأثیر عمیقی روی من داشت.

01:32:27.083 --> 01:32:29.502
‫[زن] 'و از صمیم قلب آرزو می‌کنم،

01:32:29.585 --> 01:32:33.130
‫که بتوانم به هر یک از این زنان کمک کنم تا زندگی بهتری پیدا کنند

01:32:33.214 --> 01:32:35.216
‫برای خودشان، فرزندانشان،

01:32:35.299 --> 01:32:36.676
‫و خانواده‌هایشان.'

01:32:36.759 --> 01:32:38.094
‫[موسیقی امیدبخش پخش می‌شود]

01:32:38.177 --> 01:32:39.637
‫[صدای هلیکوپتر]

01:32:40.429 --> 01:32:44.475
‫[گزارشگر] پنج ماه حبس مارتا استوارت در زندان فدرال به پایان رسید.

01:32:47.144 --> 01:32:49.230
‫[گزارشگر 2] این اوست، مارتا استوارت.

01:32:49.313 --> 01:32:50.481
‫[مردم تشویق می‌کنند]

01:32:52.149 --> 01:32:55.319
‫[زن] چه حسی داری؟ چه حسی داری؟

01:32:55.403 --> 01:32:57.405
‫[تشویق و فریاد مردم]

01:32:59.323 --> 01:33:00.241
‫<i>ما برش داشتیم،</i>

01:33:00.324 --> 01:33:03.869
‫<i>و اولین حرفم بهش این بود:
‫'این چه کوفتیه پوشیدی؟'</i>

01:33:05.121 --> 01:33:08.249
‫[مارتا] تو زندان،
‫بهترین صنعت‌کارها رو پیدا کردم.

01:33:08.749 --> 01:33:12.545
‫این پانچوی زیبا رو یکی از زندانی‌ها
‫به من هدیه داد،

01:33:12.628 --> 01:33:15.089
‫و موقع خروج از زندان
‫واقعاً عالی به نظر می‌رسید.

01:33:15.172 --> 01:33:16.424
‫[خنده]

01:33:19.260 --> 01:33:22.430
‫دوست‌پسرم، چارلز،
‫هواپیماش رو فرستاد دنبالم.

01:33:22.972 --> 01:33:25.433
‫خیلی خوشحال بودم
‫که از اونجا بیرون می‌اومدم.

01:33:25.516 --> 01:33:27.996
‫[گزارشگر مرد] <i>با تشویق‌های پرشور
‫امروز در منهتن،</i>

01:33:28.060 --> 01:33:31.856
‫<i>مارتا استوارت بعد از چند روز مرخصی
‫به سر کار برگشت.</i>

01:33:31.939 --> 01:33:35.610
‫<i>او نیروهایش را در مارتا استوارت امنی‌مدیا
‫جمع کرد و از آن‌ها تشکر کرد.</i>

01:33:36.235 --> 01:33:38.904
‫[مارتا] از ته قلبم همه‌تون رو دوست دارم.

01:33:38.988 --> 01:33:40.948
‫و واقعاً خوشحالم که برگشتم خونه.

01:33:41.032 --> 01:33:42.033
‫[بو کشیدن]

01:33:42.116 --> 01:33:43.242
‫[تشویق تماشاگران]

01:33:48.914 --> 01:33:53.377
‫<i>او قبل از آن نگران بود که مردم
‫درباره‌اش چه فکری می‌کنند.</i>

01:33:53.461 --> 01:33:56.672
‫<i>و بعد بدترین اتفاق ممکن افتاد.</i>

01:33:58.591 --> 01:33:59.800
‫<i>و او از آن جان سالم به در برد.</i>

01:34:01.469 --> 01:34:02.762
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:34:02.845 --> 01:34:05.222
‫[ایزولده] <i>او با رفتن به زندان
‫آزاد شده بود.</i>

01:34:06.015 --> 01:34:08.184
‫[آهنگ تیتراژ برنامه مارتا استوارت پخش می‌شود]

01:34:08.267 --> 01:34:10.269
‫[تشویق و هلهله تماشاگران]

01:34:23.240 --> 01:34:24.617
‫[مارتا] من آزادم.

01:34:24.700 --> 01:34:26.786
‫بدون پابند.

01:34:26.869 --> 01:34:28.120
‫[تشویق تماشاگران]

01:34:29.288 --> 01:34:32.958
‫مارک برنت،
‫خالق 'کارآموز'،

01:34:33.042 --> 01:34:35.503
‫یک برنامه روزانه به نام 'برنامه مارتا' پیشنهاد داد.

01:34:35.586 --> 01:34:39.006
‫و من از این بابت هیجان‌زده بودم،
‫چون بله، البته که می‌خواستم این کار رو بکنم.

01:34:39.590 --> 01:34:40.830
‫[مرد] فکر می‌کنی برگشتی؟

01:34:40.883 --> 01:34:45.513
‫امیدوارم که دوباره به عنوان یک معلم،

01:34:45.596 --> 01:34:48.015
‫به عنوان ارائه‌دهنده اطلاعات عالی ظاهر شده باشم.

01:34:48.599 --> 01:34:52.478
‫قراره ادویه رو مخلوط کنیم،
‫و شما اون رو به گوشت بمالید.

01:34:52.561 --> 01:34:53.561
‫واو.

01:34:53.604 --> 01:34:55.731
‫[خنده تماشاگران]

01:34:55.815 --> 01:34:57.024
‫باشه.

01:34:57.900 --> 01:35:01.278
‫[مارتا] مارک برنت یک برنامه گفتگومحور
‫با مهمانان متنوع می‌خواست،

01:35:01.362 --> 01:35:04.865
‫و من واقعاً فرمت قدیمی خودم رو
‫که آموزش بود، می‌خواستم.

01:35:05.616 --> 01:35:08.119
‫<i>او در آن لحظه در وضعیت آسیب‌پذیری بود.</i>

01:35:08.202 --> 01:35:10.287
‫<i>اگر مارتا به زندان نرفته بود،</i>

01:35:10.371 --> 01:35:12.707
‫<i>او با مارک برنت معامله نمی‌کرد.</i>

01:35:12.790 --> 01:35:14.834
‫<i>او کنترلش را از دست داد.</i>

01:35:14.917 --> 01:35:17.211
‫[جیغ و خنده تماشاگران]

01:35:17.294 --> 01:35:23.259
‫<i>و نتیجه آن چیزی نبود که او
‫یا تماشاگران انتظار داشتند.</i>

01:35:23.342 --> 01:35:25.302
‫<i>فقط حس اجبار داشت.</i>

01:35:25.386 --> 01:35:27.638
‫فکر کردم امروز می‌تونم چیزی بهتون یاد بدم.

01:35:27.722 --> 01:35:29.974
‫و حالا، شما تو خونه زیاد آشپزی می‌کنید یا نه؟

01:35:30.057 --> 01:35:31.475
‫[می‌خندد] من...

01:35:31.559 --> 01:35:35.312
‫<i>نمی‌تونم تصور کنم مارتا بخواد وقتش رو
‫صرف کنه</i>

01:35:35.396 --> 01:35:39.650
‫<i>با سلبریتی‌هایی که در کاری که می‌کردند،
‫متخصص نبودند.</i>

01:35:39.734 --> 01:35:42.236
‫<i>اون برنامه‌های لعنتی تلویزیونی
‫یه جور شیطنت بودند.</i>

01:35:43.362 --> 01:35:47.533
‫<i>مردم به مارتا استوارت جذب شدند،
‫نه به خاطر اینکه نزدیک به سلبریتی‌ها بود،</i>

01:35:47.616 --> 01:35:49.452
‫<i>یا به خاطر اینکه خودش سلبریتی بود.</i>

01:35:49.535 --> 01:35:52.163
‫<i>بلکه به خاطر چیزی بود که او نماینده‌اش بود.</i>

01:35:52.246 --> 01:35:56.375
‫<i>و برنامه روزانه،
‫اون برای مارتا اصیل نبود.</i>

01:35:57.793 --> 01:36:00.629
‫مارک برنت هدف مارتا استوارت رو نفهمید.

01:36:01.922 --> 01:36:05.134
‫تماشاگران زنده و موسیقی مزخرف و... اه.

01:36:05.217 --> 01:36:06.761
‫اون بیشتر شبیه زندان بود

01:36:07.303 --> 01:36:08.679
‫تا بودن در آلدِرسون.

01:36:10.389 --> 01:36:12.224
‫<i>فقط نشون میده وقتی خودش همه چیز رو کنترل می‌کنه،</i>

01:36:12.308 --> 01:36:15.311
‫<i>بیشتر از وقتی که اجازه میده کس دیگه‌ای کنترل کنه،
‫کار می‌کنه.</i>

01:36:16.103 --> 01:36:18.731
‫<i>مارتا می‌خواست کارهای زیادی انجام بده.</i>

01:36:18.814 --> 01:36:22.359
‫<i>اما به خاطر محکومیتش اجازه نداشت مدیرعامل باشه.</i>

01:36:22.443 --> 01:36:24.779
‫<i>استوارت با تمام قوا پیش می‌ره</i>

01:36:24.862 --> 01:36:26.113
‫<i>تا شرکتش رو نجات بده.</i>

01:36:26.197 --> 01:36:29.533
‫<i>امسال، اونها ۳۵ میلیون دلار ضرر کردند.</i>

01:36:30.868 --> 01:36:34.538
‫<i>مذاکره مجدد قرارداد کی‌مارت رقت‌انگیز بود.</i>

01:36:35.039 --> 01:36:38.501
‫<i>و معاملاتی که به ما پیشنهاد می‌شد،
‫به اندازه کافی سودآور نبودند.</i>

01:36:38.584 --> 01:36:41.462
‫<i>وقتی پولی که باید دربیاری رو درنمیاری،</i>

01:36:41.545 --> 01:36:43.380
‫<i>سردرگمی زیادی وجود داره.</i>

01:36:43.464 --> 01:36:47.968
‫<i>و حفظ رابطه با اصالت
‫سخت‌تر و سخت‌تر می‌شد.</i>

01:36:48.052 --> 01:36:50.054
‫<i>نمی‌تونی همه چیز رو عالی انجام بدی.</i>

01:36:50.554 --> 01:36:52.640
‫<i>در دهه ۲۰۰۰،</i>

01:36:52.723 --> 01:36:54.975
‫<i>شرکت مارتا استوارت لیوینگ امنی‌مدیا</i>

01:36:55.059 --> 01:36:59.605
‫<i>به طور فزاینده‌ای به شرکتی بسیار در حال تقلا
‫و رو به زوال تبدیل شد.</i>

01:36:59.688 --> 01:37:04.026
‫<i>اهمیت اجتماعی و فرهنگی او
‫فقط کاهش یافت.</i>

01:37:04.527 --> 01:37:07.530
‫<i>وقتی مارتا رو از صندلی مدیرعاملی برداشتید،</i>

01:37:07.613 --> 01:37:09.698
‫<i>کارها به خوبی پیش نمی‌رفت.</i>

01:37:09.782 --> 01:37:13.911
‫<i>مارتا کنترلی برای بازگرداندن شرکت نداشت.</i>

01:37:14.995 --> 01:37:16.580
‫<i>این یک شرکت سهامی عام بود.</i>

01:37:16.664 --> 01:37:19.875
‫<i>چیزهایی بود که مارتا
‫باید از سر راهشون کنار می‌رفت</i>

01:37:19.959 --> 01:37:21.752
‫<i>و هیچ اختیاری در موردشون نداشت.</i>

01:37:22.795 --> 01:37:25.005
‫<i>پذیرفتن این برای مارتا خیلی سخت بود.</i>

01:37:25.089 --> 01:37:27.091
‫[موسیقی تأمل‌برانگیز پخش می‌شود]

01:37:29.260 --> 01:37:32.471
‫من قبل از زندان خیلی چابک‌تر بودم.

01:37:32.972 --> 01:37:36.016
‫و زندگی‌ام کمی کمتر هیجان‌انگیز شد.

01:37:36.684 --> 01:37:40.145
‫و فکر می‌کنم همچنین،
‫روی رابطه‌ام با چارلز تأثیر گذاشت.

01:37:41.188 --> 01:37:43.148
‫ما یک سفر مفصل برنامه‌ریزی کرده بودیم.

01:37:43.232 --> 01:37:46.110
‫داشتیم از رئیس‌جمهور ایسلند دیدن می‌کردیم
‫و در رختخواب بودیم،

01:37:46.193 --> 01:37:49.321
‫و او گفت: 'می‌دونی مارتا،
‫من می‌خوام ازدواج کنم.'

01:37:49.989 --> 01:37:52.449
‫گفت: 'می‌خوام با لیزا ازدواج کنم.'

01:37:52.533 --> 01:37:54.118
‫گفتم: 'لیزا کی؟'

01:37:54.201 --> 01:37:56.245
‫یعنی، او حتی یک کلمه هم به من نگفته بود.

01:37:56.328 --> 01:37:57.830
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

01:37:58.664 --> 01:38:02.501
‫و راستی، پدر و مادرش
‫نمی‌خوان دیگه باهات حرف بزنم.

01:38:03.335 --> 01:38:07.339
‫فکر کردم این
‫بدترین کاریه که یه نفر می‌تونه انجام بده.

01:38:08.299 --> 01:38:11.302
‫چطور مردی که ۱۵ سال با من بود

01:38:12.261 --> 01:38:13.304
‫می‌تونه همچین کاری کنه؟

01:38:16.223 --> 01:38:20.394
‫چه کار احمقانه‌ای در حق کسی که واقعاً بهش اهمیت می‌دادی.

01:38:28.777 --> 01:38:31.947
‫پس، 'طلاق' دوم.

01:38:33.699 --> 01:38:34.909
‫[موسیقی محو می‌شود]

01:38:34.992 --> 01:38:37.369
‫وال استریت ژورنال' به طور انحصاری گزارش می‌دهد

01:38:37.453 --> 01:38:39.747
‫که مارتا استوارت در آستانه فروش امپراتوری خود است،

01:38:39.830 --> 01:38:43.417
‫به نام 'مارتا استوارت لیوینگ امنی‌مدیا'، به یک شرکت خرده‌فروشی مجوزدهنده...

01:38:43.500 --> 01:38:46.170
‫[گزارشگر]...مجوزهای متوالی برای تعدادی از برندها،

01:38:46.253 --> 01:38:49.131
‫از جمله اقلامی در مجموعه جسیکا سیمپسون

01:38:49.214 --> 01:38:50.549
‫و 'لیننز اَن تینگز'.

01:38:51.592 --> 01:38:55.429
‫<i>آن لحظه ویران‌کننده‌ای بود، چون پایان یک دوران را رقم زد.</i>

01:38:56.013 --> 01:38:57.848
‫[موسیقی غمگین پخش می‌شود]

01:38:57.932 --> 01:39:02.227
‫<i>لحظاتی در زمان وجود دارند که نقاط عطف هستند.</i>

01:39:03.187 --> 01:39:07.566
‫<i>وقتی به آن نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم، خدایا، چطور همه چیز را به هم ریخت.</i>

01:39:08.609 --> 01:39:13.113
‫<i>او شرکتی داشت که حالا ده‌ها میلیارد دلار ارزش داشت.</i>

01:39:13.614 --> 01:39:17.409
‫<i>خیلی بزرگ می‌شد. کل دنیا فرق می‌کرد.</i>

01:39:18.160 --> 01:39:19.161
‫<i>تصور کن.</i>

01:39:24.124 --> 01:39:26.543
‫[مارتا] شرکت من توسط خودم تأسیس شد،

01:39:26.627 --> 01:39:29.254
‫بر اساس تمام ایده‌ها و خلاقیت من

01:39:29.338 --> 01:39:31.757
‫و افکار درونی‌ام، این‌طور بگویم.

01:39:32.633 --> 01:39:33.633
‫و دیگر نه.

01:39:34.385 --> 01:39:35.719
‫اینکه مالکیتش دست کس دیگری باشد

01:39:35.803 --> 01:39:38.764
‫اصلاً مثل داشتن شرکت خودت نیست.

01:39:39.515 --> 01:39:40.515
‫اوه.

01:39:40.933 --> 01:39:42.393
‫[گزارشگر زن] چقدر پول؟

01:39:42.476 --> 01:39:43.476
‫[مارتا] از دست دادم؟

01:39:43.811 --> 01:39:45.354
‫شخصاً، اوه، مطمئنم...

01:39:45.437 --> 01:39:46.605
‫۵۰۰ میلیون دلار؟

01:39:46.689 --> 01:39:49.525
‫نه، احتمالاً بیش از ۱ میلیارد دلار، البته.

01:39:49.608 --> 01:39:51.068
‫- پس...
‫- بیش از ۱ میلیارد دلار؟

01:39:51.151 --> 01:39:52.403
‫[مارتا] بله، و...

01:39:52.903 --> 01:39:55.656
‫کافیه. بیایید به... به آینده بپردازیم.

01:40:02.788 --> 01:40:04.123
‫تا آن زمان،

01:40:04.206 --> 01:40:06.333
‫اگر می‌خواهی به 'موجو' اعتقاد داشته باشی،

01:40:06.417 --> 01:40:08.627
‫فکر می‌کنم 'موجو'ی من آسیب دیده بود.

01:40:08.711 --> 01:40:11.130
‫مثل قبل ماهر نبودم.

01:40:13.132 --> 01:40:14.633
‫چیزی سرعتم را کم کرد.

01:40:20.097 --> 01:40:22.016
‫اما من دو شعار دارم.

01:40:22.850 --> 01:40:25.269
‫یکی این است: 'هر روز چیز جدیدی یاد بگیر.'

01:40:26.812 --> 01:40:28.188
‫و دومی این است:

01:40:28.272 --> 01:40:30.399
‫'وقتی تغییر کردن را تمام کردی، تمام شده‌ای.'

01:40:33.944 --> 01:40:35.946
‫اگر از آن باغ خوشت نمی‌آید، تغییرش بده.

01:40:37.573 --> 01:40:39.783
‫آن را بکن و از نو شروع کن.

01:40:39.867 --> 01:40:41.869
‫[موسیقی پرانرژی کوبه‌ای پخش می‌شود]

01:40:43.037 --> 01:40:45.122
‫[جمعیت تشویق و فریاد می‌زنند]

01:40:45.205 --> 01:40:46.290
‫[مرد] جاستین!

01:40:48.959 --> 01:40:52.755
‫<i>جاستین بیبر، او واقعاً در پایین‌ترین نقطه زندگی‌اش بود.</i>

01:40:52.838 --> 01:40:53.838
‫[جاستین] چی گفتی؟

01:40:53.881 --> 01:40:55.881
‫- [مرد] شنیدی.
‫- حسابی کتکت می‌زنم.

01:40:55.924 --> 01:40:58.343
‫[جوناس] <i>و بنابراین مدیرش و جاستین</i>

01:40:58.427 --> 01:41:01.764
‫<i>هر دو فکر کردند که 'کمدی سنترال روست'</i>
‫<i>فرصتی خواهد بود</i>

01:41:01.847 --> 01:41:04.933
‫<i>برای جاستین که از این وضعیت فاجعه‌بار</i>
‫<i>خارج شود</i>

01:41:05.017 --> 01:41:06.685
‫که دور و برش اتفاق می‌افتاد.

01:41:06.769 --> 01:41:08.079
‫- پس، خطر بالا بود.
‫- [جیغ]

01:41:08.103 --> 01:41:10.856
‫هیچ‌چیز ممنوع نیست. این یه 'روست'ه. به همه جا می‌زنی.

01:41:10.939 --> 01:41:13.692
‫مدیر جاستین یه روز بهم زنگ زد و گفت:

01:41:13.776 --> 01:41:15.569
‫'بهترین چیز ممکن رو پیدا کردم.'

01:41:15.652 --> 01:41:17.029
‫'مارتا استوارت رو آوردم.'

01:41:17.529 --> 01:41:18.989
‫مارتا، برای ما همین‌جا!

01:41:19.073 --> 01:41:20.324
‫مارتا یه افسانه‌ست،

01:41:20.407 --> 01:41:23.911
‫و داره تجربه خودش رو میاره، اینکه زندان بوده.

01:41:23.994 --> 01:41:26.997
‫و این همون مسیری بود که جاستین در اون قرار داشت.

01:41:27.081 --> 01:41:28.707
‫مثل یه مداخله بود. [خنده]

01:41:28.791 --> 01:41:32.377
‫در اون زمان، مارتا چند سالی بود که از تلویزیون دور بود.

01:41:32.461 --> 01:41:36.381
‫و از نظر فرهنگی، کاملاً بی‌اهمیت شده بود.

01:41:37.007 --> 01:41:38.342
‫واکنش شما چی بود

01:41:38.425 --> 01:41:40.465
‫وقتی ازتون خواستن برای 'روست' بیبر اینجا باشید؟

01:41:40.511 --> 01:41:41.887
‫باحال. باحال.

01:41:42.554 --> 01:41:44.640
‫انگار از ناکجاآباد اومده بود.

01:41:44.723 --> 01:41:46.266
‫واقعاً اینطور بود که، چی؟

01:41:46.767 --> 01:41:48.060
‫مسئول روابط عمومیم گفت:

01:41:48.143 --> 01:41:52.397
‫'مارتا، این کمی خارج از حیطه کاری شماست.'

01:41:52.481 --> 01:41:56.401
‫و دخترم گفت: 'باشه مامان، آره، حتماً، برو و کمدی سنترال رو انجام بده.'

01:41:56.485 --> 01:41:59.404
‫گفت: 'تا حالا یه 'روست' کمدی سنترال رو دیدی؟'

01:41:59.488 --> 01:42:01.657
‫و من گفتم: 'خب، من... فکر کنم آره.'

01:42:01.740 --> 01:42:03.575
‫هیچی ندیده بودم.

01:42:03.659 --> 01:42:04.868
‫[مردی در جمعیت] هی، مارتا!

01:42:04.952 --> 01:42:06.995
‫- [همهمه جمعیت]
‫- [کف زدن]

01:42:07.079 --> 01:42:09.623
‫عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان. اسم من کوین هارت است.

01:42:09.706 --> 01:42:13.418
‫و به 'روست' کمدی سنترال جاستین بیبر خوش آمدید.

01:42:13.502 --> 01:42:15.462
‫- [تشویق و کف زدن جمعیت]
‫- [کوین] آره!

01:42:15.546 --> 01:42:18.924
‫ما قراره این پسر رو حسابی تنبیه کنیم، همون‌طور که لیاقتش رو داره. آره.

01:42:19.550 --> 01:42:20.550
‫آره!

01:42:21.009 --> 01:42:24.721
‫برای همه سیاه‌پوستانی که در مورد اون زن سفیدپوست پیر روی مبل گیج شدن،

01:42:24.805 --> 01:42:26.140
‫اون مارتا استوارت است.

01:42:26.223 --> 01:42:28.016
‫- [خنده]
‫- آره، همون‌جا.

01:42:28.809 --> 01:42:30.352
‫اون مارتا استوارت است.

01:42:31.436 --> 01:42:33.897
‫مارتا استوارت تو اتاق رختکن من لباسش رو درآورده بود.

01:42:33.981 --> 01:42:34.815
‫[خنده]

01:42:34.898 --> 01:42:36.275
‫وایسا. وایسا. وایسا.

01:42:36.358 --> 01:42:37.860
‫سوءتفاهم نشه.

01:42:38.569 --> 01:42:41.446
‫اون فقط می‌خواست من با سینه‌هام باهاش حال کنم! آره!

01:42:41.530 --> 01:42:42.656
‫[خنده تماشاگران]

01:42:42.739 --> 01:42:45.200
‫فقط می‌خواستم شما رو شاد کنم. متاسفم.

01:42:45.284 --> 01:42:47.870
‫الکسیس گفت: 'می‌دونی که اونا تو رو هم 'روست' می‌کنن؟'

01:42:47.953 --> 01:42:49.746
‫و من به اون توجهی نکردم.

01:42:49.830 --> 01:42:53.083
‫مارتا، خوشحالم که می‌بینم، امم، با سیاه‌پوستان ارتباط برقرار می‌کنی

01:42:53.167 --> 01:42:54.835
‫برای اولین بار از زمان زندان.

01:42:54.918 --> 01:42:56.479
‫- واقعاً خوبه.
‫- [خنده تماشاگران]

01:42:56.503 --> 01:43:00.132
‫مارتا انقدر پیره که اولین پریودش رنسانس بود.

01:43:00.215 --> 01:43:02.217
‫[خنده تماشاگران]

01:43:02.301 --> 01:43:04.970
‫<i>سورپرایز واقعی برای همه ما</i>

01:43:05.053 --> 01:43:07.764
‫<i>چیزی بود که بقیه درباره‌اش می‌گفتند.</i>

01:43:08.348 --> 01:43:11.518
‫<i>این چیزی نبود که به ما هشدار داده باشند.</i>

01:43:12.269 --> 01:43:13.854
‫این همه رپر روی صحنه،

01:43:13.937 --> 01:43:16.648
‫و مارتا استوارت بیشترین زمان رو تو زندان گذرونده.

01:43:19.526 --> 01:43:24.198
‫<i>هر چیزی که در یک 'روست' اتفاق می‌افته، البته برای خنده است،</i>

01:43:24.281 --> 01:43:26.825
‫<i>اما همچنین برای رسیدن به نوعی حقیقت.</i>

01:43:26.909 --> 01:43:28.285
‫[کوین] مارتا استوارت، همه.

01:43:28.368 --> 01:43:30.370
‫- [تشویق جمعیت]
‫- [موسیقی شاد پخش می‌شود]

01:43:32.539 --> 01:43:34.666
‫اول از همه، ممنون کوین هارت.

01:43:34.750 --> 01:43:37.502
‫واقعاً عالیه که اینجا هستم... اوه، اونجایی.

01:43:37.586 --> 01:43:40.839
‫یک ساعت گذشته نشستم و به داد و فریادهای تو گوش دادم

01:43:40.923 --> 01:43:43.675
‫سخت‌ترین زمانی بود که <i>تا حالا</i> گذروندم.

01:43:44.593 --> 01:43:45.510
‫همونطور که همه می‌دونیم،

01:43:45.594 --> 01:43:48.639
‫کوین یکی از بزرگترین ستاره‌های سینمای حال حاضر هست،

01:43:48.722 --> 01:43:50.098
‫و لیاقتش رو داره.

01:43:50.182 --> 01:43:52.059
‫سال‌ها تلاش کرده.

01:43:52.142 --> 01:43:55.145
‫وقتی بالاخره اولین دستمزد بزرگش رو گرفت،

01:43:55.229 --> 01:43:58.941
‫۱۵۰ هزار دلار برای یه ساعت خرج کرد. [می‌خندد]

01:43:59.524 --> 01:44:01.902
‫اون اصطلاح رو، برای این، یادم رفته.

01:44:01.985 --> 01:44:04.404
‫ثروتمند آفریقایی-آمریکایی نیست.

01:44:04.488 --> 01:44:05.489
‫یادم میاد.

01:44:05.572 --> 01:44:06.698
‫[حضار می‌خندند]

01:44:12.996 --> 01:44:15.791
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمیدید که اسنوپ داگ الان ۴۳ سالشه،

01:44:15.874 --> 01:44:19.253
‫که سه برابر عمر سگ‌های واقعی هست

01:44:19.336 --> 01:44:21.964
‫و دو برابر عمر بیشتر دوستاش.

01:44:22.047 --> 01:44:24.049
‫[خنده ناامیدانه]

01:44:26.093 --> 01:44:29.429
‫[جوناس] <i>انتظار داشتید بیاد و یه چیز ملایم بگه.</i>

01:44:29.513 --> 01:44:31.223
‫<i>اما اون راه دیگه رو رفت.</i>

01:44:31.306 --> 01:44:32.724
‫من خیلی باغبونی می‌کنم،

01:44:32.808 --> 01:44:35.143
‫اما تو بدون شک

01:44:35.227 --> 01:44:38.105
‫کثیف‌ترین و فرسوده‌ترین هرزه‌ای هستی که تا حالا دیدم.

01:44:40.482 --> 01:44:43.819
‫[جوناس] <i>حضار شوکه شدند. مارتا استوارت چطور می‌تونست انقدر بامزه باشه؟</i>

01:44:46.655 --> 01:44:51.451
‫بریم سراغ دلیل حضورم امشب، که دادن چند نکته به جاستین بیبره

01:44:51.952 --> 01:44:54.705
‫که وقتی ناگزیر سر از زندان درآورد، استفاده کنه.

01:44:55.372 --> 01:44:56.832
‫[حضار می‌خندند]

01:44:56.915 --> 01:45:00.168
‫من تو زندان بودم، و تو یه هفته هم دوام نمی‌آوری،

01:45:00.252 --> 01:45:01.670
‫پس خوب گوش کن.

01:45:01.753 --> 01:45:03.922
‫اولین چیزی که نیاز داری یه چاقوی دست‌ساز زندانه.

01:45:04.423 --> 01:45:08.051
‫من مال خودم رو از یه شونه دندانه باریک و یه بسته آدامس درست کردم.

01:45:08.135 --> 01:45:09.344
‫[حضار می‌خندند]

01:45:09.428 --> 01:45:10.304
‫[می‌خندد]

01:45:10.387 --> 01:45:11.930
‫بعداً بهت نشون میدم چطور.

01:45:12.014 --> 01:45:13.974
‫خیلی ساده‌ست.

01:45:15.100 --> 01:45:19.438
‫فهمیدم بابلشس بهترینه، و گفتنش خیلی بامزه است.

01:45:20.814 --> 01:45:22.649
‫ببینید، وقتی من حبس کشیدم،

01:45:22.733 --> 01:45:24.735
‫همه لات و لوت‌های بند من

01:45:24.818 --> 01:45:27.738
‫می‌خواستن یه تیکه از کون مارتا استوارت رو بکنن،

01:45:27.821 --> 01:45:31.742
‫واسه همین تصمیم گرفتم یه عوضی باید حساب کار دستش بیاد.

01:45:32.826 --> 01:45:35.037
‫رفتم تو سالن غذاخوری،

01:45:35.120 --> 01:45:37.331
‫بزرگترین لزبین رو انتخاب کردم،

01:45:37.414 --> 01:45:38.832
‫و من بهش چسبیدم.

01:45:38.915 --> 01:45:42.794
‫از اون به بعد، زندان از پختن کلوچه بلوبری راحت‌تر بود.

01:45:42.878 --> 01:45:44.588
‫[جمعیت با صدای بلند می‌خندد]

01:45:44.671 --> 01:45:45.505
‫[مارتا می‌خندد]

01:45:45.589 --> 01:45:47.341
‫[موسیقی شاد با سازهای زهی پخش می‌شود]

01:45:51.428 --> 01:45:53.513
‫«جوناس»: <i>اون ستاره اون برنامه بود.</i>

01:45:56.224 --> 01:45:57.726
‫<i>یه حرکت استادانه بود.</i>

01:45:57.809 --> 01:45:59.561
‫[مارتا نامفهوم صحبت می‌کند]

01:45:59.644 --> 01:46:01.605
‫«مگ»: <i>از خیلی جهات عالی بود،</i>

01:46:01.688 --> 01:46:04.775
‫<i>چون مارتا داشت هویتش رو پس می‌گرفت.</i>

01:46:04.858 --> 01:46:05.858
‫هو!

01:46:06.943 --> 01:46:09.363
‫«مگ»: <i>و واقعاً سروصدا کرد.</i>

01:46:10.864 --> 01:46:13.909
‫<i>اون رو به سمت مخاطبان جوان‌تر سوق داد</i>

01:46:13.992 --> 01:46:15.702
‫<i>که گفتن: «اون یکی از ماست.»</i>

01:46:18.789 --> 01:46:21.416
‫«مارتا»: هفت ساعت کنار اسنوپ نشستم.

01:46:21.500 --> 01:46:24.628
‫و اون هی سیگار می‌کشید، یکی بعد از دیگری،

01:46:24.711 --> 01:46:28.006
‫و من همین‌طور که نشسته بودم، بیشتر و بیشتر نشئه می‌شدم.

01:46:29.424 --> 01:46:31.760
‫<i>ما فقط اتفاقی کنار هم نشسته بودیم،</i>

01:46:31.843 --> 01:46:35.222
‫<i>و دود دست دوم من، می‌دونید، ایده‌ای رو ایجاد کرد</i>

01:46:35.305 --> 01:46:38.141
‫<i>که شاید باید با هم وقت بگذرونیم و درباره چیزهایی صحبت کنیم.</i>

01:46:38.642 --> 01:46:41.728
‫<i>در ابتدا، بیشتر در مورد این بود که من بهش بگم کاری که می‌کنه رو دوست دارم،</i>

01:46:41.812 --> 01:46:42.646
‫<i>و اینکه چطور کارها رو انجام می‌ده.</i>

01:46:42.729 --> 01:46:46.024
‫<i>و حس کردم بودن در کنارش برای من یه ارتقا محسوب می‌شه.</i>

01:46:46.525 --> 01:46:48.443
‫<i>و این یک ماجراجویی رو آغاز کرد.</i>

01:46:48.527 --> 01:46:49.861
‫[فریاد می‌زند]

01:46:51.530 --> 01:46:54.241
‫«مارتا»: ما یه جورایی یه برنامه مهمونی شام خنده‌دار، عجیب و غریب،

01:46:54.324 --> 01:46:58.036
‫و سرگرم‌کننده ترتیب دادیم که توش واقعاً آشپزی می‌کنیم.

01:46:58.120 --> 01:47:00.330
‫ترکیب فرهنگ‌ها چیز خوبیه.

01:47:01.039 --> 01:47:06.128
‫<i>این یه ترکیب فوق‌العاده‌ست چون اون همه چیز رو نشون می‌ده،</i>

01:47:06.211 --> 01:47:08.755
‫<i>و اون دقیقاً برعکسش به نظر می‌رسه.</i>

01:47:08.839 --> 01:47:10.590
‫<i>فقط یه موفقیت بود.</i>

01:47:10.674 --> 01:47:12.402
‫- «اسنوپ»: روشون کار کن، مارتا.
‫- «زن»: آره.

01:47:12.426 --> 01:47:15.971
‫از طرز چرخوندن اون شکر دور توپ‌ها خوشم میاد. قشنگه.

01:47:16.054 --> 01:47:17.472
‫[خنده]

01:47:18.056 --> 01:47:20.434
‫«مرد»: وقتی تو رو با مارتا استوارت دیدم، گیج شدم.

01:47:20.517 --> 01:47:22.436
‫چون با خودم گفتم، رفیق، من با اسنوپ بزرگ شدم.

01:47:22.519 --> 01:47:24.729
‫«اسنوپ»: وقتی من و مارتا فرصت پیدا کردیم با هم وقت بگذرونیم،

01:47:24.813 --> 01:47:28.316
‫فهمیدیم که هر دو چیزهای مشابهی رو دوست داریم و باورهای یکسانی در زندگی داریم.

01:47:28.400 --> 01:47:30.110
‫ما عاشق دوست داشتن و عاشق آموزش دادن هستیم.

01:47:30.193 --> 01:47:32.988
‫- [تشویق تماشاگران]
‫- خیلی خوبه.

01:47:33.071 --> 01:47:35.282
‫«زن»: <i>من این رو گفتم، و دوباره هم می‌گم.</i>

01:47:35.365 --> 01:47:38.785
‫<i>اگه مارتا استوارت رو در شبکه‌های اجتماعی دنبال نمی‌کنید،</i>

01:47:38.869 --> 01:47:40.620
‫<i>واقعاً چیزهای زیادی رو از دست می‌دید.</i>

01:47:40.704 --> 01:47:43.457
‫<i>♪ تازه از زندان بیرون اومده
‫داره مارتا استوارت رو می‌پزه ♪</i>

01:47:44.166 --> 01:47:46.376
‫<i>اون شبکه‌های اجتماعی رو پذیرفت</i>

01:47:46.460 --> 01:47:50.922
‫<i>به شکلی که بیشتر افراد هفتاد ساله</i>

01:47:51.006 --> 01:47:52.924
‫<i>نمی‌دونستن چطور بپذیرن.</i> [می‌خندد]

01:47:53.008 --> 01:47:55.635
‫<i>♪ سس با مامانت تو آشپزخونه
‫مارتا استوارت ♪</i>

01:47:55.719 --> 01:47:58.138
‫این رو امروز صبح برداشتم.

01:47:58.221 --> 01:47:59.973
‫<i>♪ یه زن مسن دارم، مارتا استوارت ♪</i>

01:48:00.056 --> 01:48:01.892
‫فرهنگ دوباره او را پیدا کرد.

01:48:02.392 --> 01:48:06.021
‫و او هنوز همان مارتا است که ما از دهه‌ها پیش می‌شناختیم.

01:48:06.646 --> 01:48:08.899
‫تا تنور داغ است نان را بچسبان.

01:48:08.982 --> 01:48:13.862
‫برند او دوام آورد چون چیزی اصیل در آن بود.

01:48:16.031 --> 01:48:18.658
‫او یک کلاهبردار است و به شدت زیرک است.

01:48:18.742 --> 01:48:20.118
‫و حرکت.

01:48:20.202 --> 01:48:22.287
‫فندک‌های بیک ایزی ریچ،
‫برای روشن کردن عالی هستند.

01:48:22.370 --> 01:48:24.247
‫تمام جشن‌های شما.

01:48:24.331 --> 01:48:28.210
‫سخت‌ترین کار حفظ ارتباط فرهنگی است

01:48:28.293 --> 01:48:30.212
‫به عنوان یک زن مسن،

01:48:30.295 --> 01:48:31.421
‫و او این کار را کرده است.

01:48:31.505 --> 01:48:36.092
‫و حالا او خودش را به عنوان مادربزرگ جذاب بازسازی کرده است.

01:48:36.635 --> 01:48:39.763
‫- این بهش میگن 'تله عطش'.
‫- شنیدم.

01:48:39.846 --> 01:48:42.682
‫معرفی مدل روی جلد امسال،

01:48:43.725 --> 01:48:45.894
‫مارتا استوارت.

01:48:45.977 --> 01:48:48.647
‫او مسن‌ترین مدل لباس شنای 'اسپورتس ایلاستریتد' است.

01:48:48.730 --> 01:48:50.982
‫صد میلیارد بازدید.

01:48:51.066 --> 01:48:53.944
‫سعی نکنید مارتا استوارت را در یک قالب محدود کنید.

01:48:54.027 --> 01:48:55.987
‫او مادر بازآفرینی است.

01:48:58.240 --> 01:49:00.659
‫موسیقی شاد در حال پخش است

01:49:01.451 --> 01:49:06.122
‫زن آمریکایی برجسته زمان ما.

01:49:06.206 --> 01:49:08.291
‫فقط تعداد انگشت‌شماری از افراد هستند

01:49:08.375 --> 01:49:12.754
‫که به معنای واقعی کلمه شیوه زندگی ما را در فرهنگمان تغییر داده‌اند،

01:49:12.837 --> 01:49:15.090
‫آنچه می‌خریم، آنچه به آن فکر می‌کنیم،

01:49:15.173 --> 01:49:16.883
‫و او یکی از آن‌هاست.

01:49:17.592 --> 01:49:20.011
‫مارتا دنیایی خلق کرد،

01:49:20.095 --> 01:49:23.014
‫دنیایی از سرسبزی و زیبایی.

01:49:23.640 --> 01:49:27.143
‫تخصص او سلیقه خوب و خلاقیت بود.

01:49:27.727 --> 01:49:29.145
‫این گم شده است.

01:49:29.229 --> 01:49:32.023
‫و فکر می‌کنم ما دنیای غمگین‌تری بودیم.

01:49:32.857 --> 01:49:35.277
‫او به طرز مضحکی کامل بود،

01:49:35.360 --> 01:49:37.612
‫و این با کمی تنهایی همراه است،

01:49:37.696 --> 01:49:39.406
‫به خصوص اگر زن باشی.

01:49:39.489 --> 01:49:40.490
‫این خودکار است.

01:49:41.491 --> 01:49:44.244
‫در تمام مسیر، افرادی بودند که شک داشتند،

01:49:44.327 --> 01:49:47.247
‫متنفرین، و افرادی که واقعاً می‌خواستند او را پایین بکشند.

01:49:47.330 --> 01:49:51.710
‫بخشی از جنبه‌های قابل توجه داستان او این است که او پیروز شده است

01:49:51.793 --> 01:49:53.420
‫بر بسیاری از آن.

01:49:53.503 --> 01:49:57.048
‫با پذیرش بیشتر چیزهایی که نمی‌توانست کنترل کند،

01:49:57.132 --> 01:50:00.135
‫او را برای جهان مرتبط‌تر کرد.

01:50:01.219 --> 01:50:05.223
‫او دیگر الهه نبود و یکی از ما شد،

01:50:05.307 --> 01:50:07.392
‫یکی از زنانی که سختی کشید

01:50:07.475 --> 01:50:09.978
‫و بیرون آمد و گفت: 'من به جلو می‌روم.'

01:50:16.109 --> 01:50:20.405
‫فقط دارم چک می‌کنم که همه چیز آب داشته باشد و خوب رشد کند.

01:50:20.488 --> 01:50:23.033
‫نگران همه نهال‌هایم هستم.

01:50:24.784 --> 01:50:27.912
‫معنای فرهنگی موفقیت مارتا استوارت

01:50:28.538 --> 01:50:31.082
‫عمیقاً در خود موفقیت نهفته است...

01:50:33.376 --> 01:50:37.380
‫به همین دلیل حتی مشکلات و تلاش‌های او بخشی از پیام هستند،

01:50:37.464 --> 01:50:40.759
‫نه مضر، بلکه جدایی‌ناپذیر از برند.

01:50:40.842 --> 01:50:42.844
‫[مارتا سوت می‌زند، زبانش را کلیک می‌کند]

01:50:45.430 --> 01:50:48.058
‫[زن] 'او خودش را نه به عنوان یک زن فوق‌العاده،

01:50:49.768 --> 01:50:51.269
‫بلکه به عنوان یک زن معمولی معرفی کرده است.'

01:50:52.145 --> 01:50:54.773
‫[مارتا] من همیشه دنبال جاهای خالی بودم.

01:50:54.856 --> 01:50:57.359
‫چه چیزی وجود ندارد؟ چه چیزی باید وجود داشته باشد؟

01:50:57.442 --> 01:50:59.903
‫چه کاری می‌توانم بکنم تا آن جای خالی را پر کنم؟

01:51:02.155 --> 01:51:03.865
‫شما یک... یک مزرعه می‌بینید،

01:51:03.948 --> 01:51:06.951
‫و آن مزرعه را به یک باغ فوق‌العاده تبدیل می‌کنید.

01:51:10.288 --> 01:51:12.624
‫شما گلی را می‌بینید که نباید آنجا باشد،

01:51:12.707 --> 01:51:15.543
‫چیزی را جای آن می‌گذارید که به آنجا تعلق دارد.

01:51:18.880 --> 01:51:21.216
‫من نمی‌خواهم با نقص کنار بیایم.

01:51:23.176 --> 01:51:26.054
‫البته، یاد گرفته‌ام که هر چه آدم پیرتر می‌شود،

01:51:26.137 --> 01:51:30.016
‫نقص‌ها کمی بیشتر قابل قبول هستند

01:51:30.100 --> 01:51:32.602
‫تا زمانی که من کمی جوان‌تر بودم.

01:51:33.103 --> 01:51:38.024
‫فکر می‌کنم، اِم، فکر می‌کنم نقص... چیزی است که می‌توانید با آن کنار بیایید.

01:51:40.527 --> 01:51:42.529
‫[می‌خندد]

01:51:44.155 --> 01:52:14.155
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:52:14.477 --> 01:52:16.479
‫['Beautiful' از اسنوپ داگ پخش می‌شود]

01:52:19.232 --> 01:52:21.776
‫<i>♪ آره، آره، آره، آره ♪</i>

01:52:23.570 --> 01:52:25.170
‫<i>♪ اوه آره، یه چیزی تو وجود تو هست ♪</i>

01:52:25.238 --> 01:52:29.033
‫<i>♪ زیبا، فقط می‌خوام بدونی ♪</i>

01:52:29.117 --> 01:52:32.328
‫<i>♪ تو دختر مورد علاقه منی ♪</i>

01:52:33.079 --> 01:52:34.706
‫<i>♪ اوه آره، یه چیزی تو وجود تو هست ♪</i>

01:52:34.789 --> 01:52:38.543
‫<i>♪ زیبا، فقط می‌خوام بدونی ♪</i>

01:52:38.626 --> 01:52:42.005
‫<i>♪ تو دختر مورد علاقه منی ♪</i>

01:52:42.505 --> 01:52:44.105
‫<i>♪ اوه آره، یه چیزی تو وجود تو هست ♪</i>

01:52:44.132 --> 01:52:46.676
‫<i>♪ می‌دونم که از دستش میدی
‫این آهنگ جدید اسنوپ ♪</i>

01:52:46.760 --> 01:52:49.137
‫<i>♪ بیا، عزیزم
‫باید واردش بشی ♪</i>

01:52:49.220 --> 01:52:51.556
‫<i>♪ با این بازیکن باحال بازی نکن ♪</i>

01:52:51.639 --> 01:52:53.975
‫<i>♪ آره، آره
‫می‌دونی که من همیشه تو کارای باحالم ♪</i>

01:52:54.058 --> 01:52:56.269
‫<i>♪ راه برو، همونطور که خودت انجام میدی، انجامش بده ♪</i>

01:52:56.352 --> 01:52:58.646
‫<i>♪ یه لیوان بردار
‫بذار تو رو تو حال و هواش ببرم ♪</i>

01:52:58.730 --> 01:53:00.774
‫<i>♪ کوچولوی خوشگل شبیه دانشجوها ♪</i>

01:53:00.857 --> 01:53:03.151
‫<i>♪ موهای بلند با باسن بزرگ و چاقت ♪</i>

01:53:03.234 --> 01:53:05.487
‫<i>♪ اون روزا
‫تو دختری بودی که باهاش مدرسه می‌رفتم ♪</i>

01:53:05.570 --> 01:53:07.822
‫<i>♪ مجبور شدم به مامان و خواهرت بگم
‫آروم باشن ♪</i>

01:53:07.906 --> 01:53:10.533
‫<i>♪ دختره می‌خواد انجامش بده
‫شاید انجامش بدم ♪</i>

01:53:10.617 --> 01:53:12.619
‫<i>♪ با یه کم مایع پیمپ-پیمپ بهش بزنم ♪</i>

01:53:12.702 --> 01:53:15.038
‫<i>♪ مامان نگران نباش، سوءاستفاده نمی‌کنم ♪</i>

01:53:15.121 --> 01:53:17.415
‫<i>♪ عجله کن و تموم کن
‫تا بتونیم Clueless رو ببینیم ♪</i>

01:53:17.499 --> 01:53:19.667
‫<i>♪ به این هرزه‌ها می‌خندم
‫وقتی می‌پرسن کی این کارو می‌کنه ♪</i>

01:53:19.751 --> 01:53:22.128
‫<i>♪ اما همه می‌دونن
‫تو دختر کی هستی ♪</i>

01:53:22.212 --> 01:53:25.924
‫<i>♪ زیبا، فقط می‌خوام بدونی ♪</i>

01:53:26.007 --> 01:53:29.302
‫<i>♪ که تو دختر مورد علاقه منی ♪</i>

01:53:30.428 --> 01:53:32.430
‫[آواز می‌خواند]

01:53:36.184 --> 01:53:42.732
‫<i>♪ ببین، فقط می‌خوام بدونی
‫که تو واقعاً خاصی ♪</i>

01:53:42.816 --> 01:53:44.359
‫[آواز می‌خواند]

01:53:49.030 --> 01:53:50.630
‫<i>♪ اوه آره، یه چیزی تو وجود تو هست ♪</i>

01:53:50.698 --> 01:53:53.243
‫<i>♪ لباس‌های اسنوپ داگ
‫این چیزیه که من باهاش آراسته شدم ♪</i>

01:53:53.326 --> 01:53:55.411
‫<i>♪ عکس‌های منو روی دیوار
‫تو اتاقت داری و ♪</i>

01:53:55.495 --> 01:53:57.705
‫<i>♪ دخترا گله می‌کنن، تو منو سرپا نگه می‌داری ♪</i>

01:53:57.789 --> 01:53:59.874
‫<i>♪ اما دخترایی مثل اونا
‫می‌خوان به پت بون گوش بدن ♪</i>

01:53:59.958 --> 01:54:02.544
‫<i>♪ تو یه دختر دانشجویی
‫اما این مانع کارات نمی‌شه ♪</i>

01:54:02.627 --> 01:54:05.171
‫<i>♪ بیا و داگ رو ببین
‫تو محله نزدیکت و ♪</i>

01:54:05.255 --> 01:54:07.090
‫<i>♪ تو نمی‌پرسی چرا من با یه گروه می‌گردم ♪</i>

01:54:07.173 --> 01:54:09.551
‫<i>♪ و انگشتام رو می‌پیچونم
‫و آبی تیره می‌پوشم ♪</i>

01:54:09.634 --> 01:54:12.053
‫<i>♪ و در سمت شرق
‫اون گروهیه که من انتخاب می‌کنم ♪</i>

01:54:12.136 --> 01:54:14.264
‫<i>♪ هیچ کاری که می‌کنم برای تو جدید نیست ♪</i>

01:54:14.347 --> 01:54:16.683
‫<i>♪ دنیا رو به هم می‌ریزم
‫اگه با تو بی‌ادبی کنن ♪</i>

01:54:16.766 --> 01:54:19.143
‫<i>♪ چون، دختر کوچولو، تو خیلی زیبایی ♪</i>

01:54:19.227 --> 01:54:23.231
‫<i>♪ زیبا، فقط می‌خوام بدونی ♪</i>

01:54:23.314 --> 01:54:26.359
‫<i>♪ تو دختر مورد علاقه منی ♪</i>

01:54:27.443 --> 01:54:29.445
‫[آواز خواندن]

01:54:33.199 --> 01:54:39.956
‫<i>♪ ببین، فقط می‌خوام بدونی
‫که تو واقعاً خاصی ♪</i>

01:54:40.039 --> 01:54:42.041
‫[آواز خواندن]

01:54:42.792 --> 01:54:43.835
‫[پایان آهنگ]

01:54:43.859 --> 01:55:43.859
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
