WEBVTT

00:00.200 --> 00:06.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:06.030 --> 00:14.000
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:14.030 --> 00:18.000
‫ترجمه و زیرنویس از مهراد
‫MehRaDedSec

04:51.874 --> 04:55.712
‫عصر بخیر قربان. دقیقاً مشکل چیه؟‬

04:57.255 --> 04:58.756
‫مشکل؟‬

04:59.465 --> 05:02.051
‫همین الان که پشت سرت بودم، زدی کنار.‬

05:03.177 --> 05:05.346
‫شاید موتور ماشینت مشکل پیدا کرده. همینه؟‬

05:07.056 --> 05:08.099
‫نه.‬

05:09.017 --> 05:10.226
‫خسته‌ام.‬

05:11.311 --> 05:12.729
‫گفتم یه کم استراحت کنم.‬

05:15.106 --> 05:16.482
‫چی باعث شده بیای «کولبی»؟‬

05:18.609 --> 05:19.944
‫فقط دارم رد میشم.‬

05:21.446 --> 05:23.281
‫البته. بسیار خب.‬

05:24.615 --> 05:27.285
‫می‌خوام یه نگاهی به گواهینامه
‫و کارت ماشینت بندازم.‬

05:30.705 --> 05:33.583
‫  باید پیداشون کنم.‬

05:35.710 --> 05:36.794
‫من همین‌جا منتظرم.‬

05:57.023 --> 05:58.107
‫کجا میری، خانوم؟‬

05:59.067 --> 06:00.526
‫خونه. تو چی؟‬

06:00.568 --> 06:02.111
‫خب، مادرم همیشه می‌گفت‬

06:02.153 --> 06:04.238
‫نباید یه کتاب رو از روی جلدش قضاوت کنی،‬

06:05.615 --> 06:07.575
‫ولی حدس می‌زنم تا حدود سه دقیقه دیگه‬

06:07.617 --> 06:10.828
‫این آقا رو به جرم حمل
‫مواد مخدر بازداشت کنم.‬

06:13.915 --> 06:15.166
‫می‌خوای همین‌جا بمونم؟‬

06:20.630 --> 06:22.090
‫نه، خودم ردیفش می‌کنم.‬

06:22.131 --> 06:24.008
‫برام رولت گوشت درست کن. نظرت چیه؟‬

06:24.050 --> 06:25.718
‫شرمنده عزیزم،‬

06:25.760 --> 06:27.762
‫ولی تا تو برسی، من خوابیدم.‬

06:29.263 --> 06:30.681
‫پلاک رو استعلام کردی؟‬

06:30.723 --> 06:32.642
‫داشتم همین کار رو می‌کردم،
‫اگه بذاری به کارم برسم.‬

06:33.267 --> 06:35.269
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.‬

07:20.857 --> 07:23.234
‫بهت گفتم که باید گواهینامه
‫و کارت ماشینت رو ببینم.‬

07:26.988 --> 07:28.072
‫گوشت سنگینه؟‬

07:31.367 --> 07:33.286
‫مرکز، ماشین ۱۴ صحبت میکنه.‬

07:33.995 --> 07:35.580
‫- اصلاً گواهینامه داری؟
‫- بگو ۱۴، بشنوم.‬

07:36.539 --> 07:38.666
‫من با ۴۸ سر اون کد ۱۰-۸۱ هستم.‬

07:38.708 --> 07:40.501
‫می‌تونی آخرین گزارش‬

07:40.543 --> 07:42.086
‫قتل‌های بزرگراهی رو برام بیاری بالا؟‬

07:42.545 --> 07:45.715
‫مگه «دنور» لیست پلاک‌های
‫سرقتی رو نفرستاده بود از...‬

07:46.966 --> 07:48.634
‫نه!‬

08:05.693 --> 08:06.944
‫وای خدای من.‬

08:06.986 --> 08:09.697
‫مایک. مایک.‬

08:09.739 --> 08:11.908
‫وای خدای من. مایک. باشه.‬

08:11.949 --> 08:13.743
‫کد ۱۰-۴۹. کد ۱۰-۴۹.‬

08:14.410 --> 08:16.204
‫تیراندازی شده. مأمور افتاده زمین.‬

08:16.245 --> 08:19.373
‫تیرانداز داره به سمت
‫شرق، به سمت شرقِ ۲۸ میره.‬

08:19.415 --> 08:21.292
‫مایلِ ۷۹.‬

08:21.334 --> 08:23.711
‫آمبولانس بفرستید. مایکلـه.‬

08:24.504 --> 08:26.464
‫باشه.‬

08:26.506 --> 08:29.217
‫عزیزم. عزیزم، جینم.‬

08:29.759 --> 08:31.928
‫همه‌چیز درست میشه. باشه؟‬

08:31.969 --> 08:33.888
‫همه‌چیز درست میشه. درست میشه. این...‬

08:33.930 --> 08:36.349
‫اونا... اونا تو راهن. دارن میان.‬

08:37.225 --> 08:38.684
‫همین الان دارن میان.‬

08:40.645 --> 08:41.896
‫مایکل.‬

08:42.897 --> 08:45.149
‫مایکل، خواهش می‌کنم، لطفاً
‫دووم بیار. لطفاً این کار رو نکن.‬

08:45.191 --> 08:46.817
‫نه، خواهش می‌کنم الان تنهام نذار.‬

08:46.859 --> 08:48.319
‫خواهش می‌کنم. دارن میان.‬

08:48.361 --> 08:50.112
‫دارن میان. دارن میان. فقط...‬

08:52.406 --> 08:53.533
‫خواهش می‌کنم.‬

09:20.768 --> 09:21.894
‫بابا.‬

09:23.437 --> 09:25.815
‫اون... اون تموم کرد.‬

09:38.828 --> 09:41.122
‫پنج روز از شروع موجی از وحشت‬

09:41.163 --> 09:43.291
‫و خشونت‌های ناگهانی و غیرمنتظره می‌گذره‬

09:43.332 --> 09:46.085
‫که رسماً ترس رو به
‫دل مردم آمریکا انداخته.‬

09:46.127 --> 09:48.671
‫در شش ایالت، حداقل ۱۵ قربانی‬

09:48.713 --> 09:50.298
‫به دست قاتل‬

09:50.339 --> 09:52.049
‫خونخواری به کام مرگ کشیده شدن‬

09:52.091 --> 09:53.759
‫که خیلیا بهش میگن «سلاخ شیطانی».‬

09:53.801 --> 09:57.138
‫کالیفرنیا، نوادا، یوتا و آریزونا،‬

09:57.179 --> 09:59.515
‫همچنین نیومکزیکو و کلرادو‬

09:59.557 --> 10:01.475
‫شاهد ردپایی از جنازه‌ها،‬

10:01.517 --> 10:05.479
‫تکه‌تکه کردن، بریدن سر
‫و مثله کردن بدن‌ها بودن.‬

10:05.938 --> 10:08.733
‫پلیس حالا تأیید می‌کنه که نمادهای
‫شیطانی و توهین‌های صریح‬

10:08.774 --> 10:10.359
‫در صحنه‌های جرم به جا مونده،‬

10:10.401 --> 10:12.361
‫که اغلب با خون قربانی‌ها نوشته شدن.‬

10:12.403 --> 10:15.031
‫در ساعت آینده، شما رو به
‫درون ذهن قاتل خواهیم برد‬

10:15.072 --> 10:16.949
‫و با روان‌پزشکی گفتگو می‌کنیم‬

10:16.991 --> 10:20.119
‫که متخصص روان‌شناسی قاتلان دسته‌جمعیه.‬

12:06.851 --> 12:08.185
‫آره؟ می‌خوای جابه‌جا کنیم؟‬

12:08.227 --> 12:09.478
‫ فردا تو خونه انجامش میدم.‬

12:09.520 --> 12:10.855
‫ باشه، فردا. بسیار خب.‬

12:11.480 --> 12:13.566
‫- باشه، خداحافظ.
‫- شب بخیر.‬

12:13.607 --> 12:15.526
‫- به سلامت برسی خونه.
‫- تو هم همین‌طور.‬

14:03.092 --> 14:04.301
‫خبری شد؟‬

14:06.554 --> 14:08.639
‫به سمت جنوب به طرف «داج سیتی» رفته‬

14:08.681 --> 14:10.099
‫و ماشین سواریش رو رها کرده.‬

14:10.724 --> 14:12.560
‫یه قربانی دیگه پیدا کردیم.‬

14:13.102 --> 14:14.186
‫یه زن.‬

14:14.228 --> 14:15.813
‫مدارک شناسایی و همه‌چیزش رو برده،‬

14:15.855 --> 14:18.148
‫برای همین... هنوز هیچ راهی
‫برای شناسایی هویتش نیست.‬

14:18.732 --> 14:20.401
‫معلوم نیست الان سوار چه ماشینی شده.‬

14:23.028 --> 14:25.739
‫یه زمینه‌ی عاطفی پنهان این‌جا وجود داره‬

14:25.781 --> 14:27.533
‫که هنوز بهش نپرداختیم،‬

14:28.075 --> 14:29.660
‫و اون، احساس گناهِ بازمانده است.‬

14:30.411 --> 14:33.372
‫به عنوان یه زن در
‫محیطی که اکثراً مردونه‌ست،‬

14:33.414 --> 14:37.626
‫حرفه‌ای که در اون مردانگی
‫مفرط و هیکل ترسناک،‬

14:37.668 --> 14:41.088
‫و حتی رفتار تهاجمی، می‌تونه
‫نوعی مزیت به حساب بیاد،‬

14:41.547 --> 14:43.507
‫شاید از قبل هم‬

14:43.549 --> 14:45.759
‫احساس ناتوانی و بی‌کفایتیِ
‫مقطعی رو تجربه می‌کردی،‬

14:46.218 --> 14:48.470
‫چه خودت متوجهش شده باشی و چه نه.‬

14:49.597 --> 14:52.808
‫که این می‌تونه بار احساسیِ
‫سنگین‌تری به دوشت بذاره،‬

14:52.850 --> 14:55.311
‫باری که از شاهدِ مرگ
‫همسرت بودن به دوش می‌کشی.‬

14:55.978 --> 14:59.398
‫مرگی که به نظر می‌رسه به غلط
‫خودت رو براش مقصر می‌دونی،‬

14:59.440 --> 15:00.524
‫حداقل تا حدودی.‬

15:01.400 --> 15:03.402
‫واقعیتِ ماجرا اینه،‬

15:04.111 --> 15:06.822
‫چیزی که امیدوارم بهت کمک
‫کنم باهاش کنار بیای اینه که،‬

15:07.573 --> 15:09.283
‫مهم نیست چند بار‬

15:09.325 --> 15:12.328
‫اتفاقی که افتاده رو توی ذهنت مرور کنی،‬

15:13.454 --> 15:15.372
‫نتیجه تغییرناپذیره.‬

15:15.998 --> 15:18.459
‫باید راهی پیدا کنی تا
‫بتونی این رو بپذیری.‬

15:19.877 --> 15:21.754
‫کارمون این‌جا تمومه؟‬

15:21.795 --> 15:23.964
‫- تمومه، نه؟
‫- افسر آرچر...‬

15:24.006 --> 15:27.134
‫بهت گفتم، من فقط به
‫خاطر این‌که اجباریه اینجام.‬

15:28.010 --> 15:29.094
‫یک ساعتت پر شد.‬

15:29.136 --> 15:31.430
‫یک ساعت تازه اولشه.‬

15:31.472 --> 15:34.850
‫هنوز حتی ۴۸ ساعت هم از
‫خاکسپاری شوهرت نگذشته.‬

15:34.892 --> 15:36.435
‫بدون شک،‬

15:36.477 --> 15:37.978
‫من جلسات روان‌درمانی
‫بیشتری رو توصیه خواهم کرد و...‬

15:38.020 --> 15:40.314
‫نمی‌دونم بدون اون باید چیکار کنم.‬

15:40.356 --> 15:42.191
‫بفرما.‬

15:42.232 --> 15:43.525
‫حالا دیگه می‌دونی.‬

15:44.693 --> 15:47.404
‫بهم بگن باید باز بیام این‌جا، میام،‬

15:47.446 --> 15:49.198
‫در غیر این صورت، وقتت تمومه.‬

15:49.239 --> 15:50.950
‫ممنون. خداحافظ.‬

16:20.187 --> 16:21.897
‫...اجساد مثله‌شده‬

16:21.939 --> 16:23.732
‫در صد مایلیِ شرق «کانزاس سیتی» کشف شدن.‬

16:24.692 --> 16:27.903
‫فقط تو ایالت ایلینوی، هفت نفر کشته شدن.‬

16:27.945 --> 16:29.571
‫بسیاری بر این باورند که سلاخ‬

16:29.613 --> 16:32.324
‫داره به سمت شمال به طرف
‫مرز کانادا حرکت می‌کنه.‬

16:32.366 --> 16:34.952
‫مقامات به ساکنین غرب
‫میانه‌ی شمالی هشدار می‌دن‬

16:34.994 --> 16:39.373
‫که ممکنه سلاخ تا الان وارد
‫«ویسکانسین» یا «میشیگان» شده باشه.‬

16:43.085 --> 16:44.586
‫هر وقت اون یونیفرم رو می‌پوشی،‬

16:44.628 --> 16:46.088
‫انگار تبدیل به یه آدم دیگه میشی.‬

16:48.924 --> 16:51.218
‫قلب و روحت متعلق به پلیس راه کانزاسه.‬

16:52.011 --> 16:53.887
‫این خودِ واقعیته، جین.‬

16:53.929 --> 16:55.097
‫کسی که همیشه بودی.‬

16:55.848 --> 16:57.725
‫ببین کی داره حرف می‌زنه.‬

16:57.766 --> 16:59.476
‫آره خب، حداقل می‌دونی که
‫دارم از روی تجربه حرف می‌زنم.‬

17:01.979 --> 17:04.231
‫یه چیزی هست به اسم‬

17:04.273 --> 17:05.733
‫غرق شدن در اون یونیفرم،‬

17:06.358 --> 17:09.361
‫یا این‌که فکر کنی اون
‫یونیفرم مثل یه زره جنگیه،‬

17:10.112 --> 17:11.405
‫در حالی که این‌طور نیست.‬

17:11.864 --> 17:13.490
‫زود برمی‌گردم، قول میدم.‬

17:13.532 --> 17:15.534
‫مرخصی موقت گرفتم، دو هفته.‬

17:16.869 --> 17:18.537
‫مرگ مایک تقصیر تو نبود.‬

17:21.749 --> 17:23.042
‫به من گوش کن.‬

17:23.083 --> 17:24.543
‫هیچ کاری نبود‬

17:24.585 --> 17:25.878
‫که بتونی انجام بدی تا چیزی عوض شه،‬

17:27.004 --> 17:28.172
‫هیچ کار متفاوتی‬

17:28.213 --> 17:29.506
‫که بتونه اونو نجات بده.‬

17:29.548 --> 17:30.841
‫آره، می‌دونم.‬

17:30.883 --> 17:33.260
‫خب... پس چیه؟‬

17:33.302 --> 17:36.680
‫منظورم اینه که، ببین، خودت می‌فهمی
‫کاری که داری می‌کنی دیوونگیه؟‬

17:36.722 --> 17:39.933
‫اون کسی نیست که دارم
‫سعی می‌کنم نجاتش بدم، باشه؟‬

17:42.061 --> 17:44.688
‫از...
‫...چهار روز پیش،‬

17:44.730 --> 17:46.523
‫چهار روزی که برام به
‫اندازه‌ی یه عمر گذشته،‬

17:46.565 --> 17:48.484
‫فقط به یه چیز فکر کردم.‬

17:49.777 --> 17:50.861
‫به اون شلیک.‬

17:51.737 --> 17:53.155
‫فرصت شلیکی که داشتم...‬

17:53.739 --> 17:56.366
‫و حاضر بودم هر چی دارم
‫بدم تا اون فرصت برگرده.‬

17:58.243 --> 17:59.453
‫چون حق با توئه،‬

18:00.162 --> 18:01.747
‫هیچ‌چیزی مایک رو برنمی‌گردونه.‬

18:02.998 --> 18:04.166
‫پس دیگه چی باقی می‌مونه؟‬

18:06.001 --> 18:08.253
‫یه شلیک دیگه... یه شانس دیگه.‬

18:08.295 --> 18:11.131
‫فقط یه گلوله می‌تونه جون
‫خیلی از آدما رو نجات بده،‬

18:11.173 --> 18:13.675
‫و این‌طوری مایک هم در آرامش می‌خوابه.‬

18:14.218 --> 18:16.804
‫و نمی‌دونم، شاید خودمم
‫شب‌ها بتونم راحت بخوابم.‬

18:16.845 --> 18:17.888
‫ببین.‬

18:19.765 --> 18:22.101
‫- هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنی.
‫- نیازی نیست پیداش کنم.‬

18:22.643 --> 18:25.104
‫دیر یا زود، شانسش ته
‫می‌کشه و گیر می‌افته.‬

18:25.646 --> 18:27.898
‫و وقتی این اتفاق بیفته، تنها چیزی
‫که می‌خوام یه فرصت دیگه‌ست.‬

18:27.940 --> 18:30.651
‫- هی، جین، فقط گوش کن...
‫- بابا، من دیگه حرفی ندارم.‬

18:31.235 --> 18:32.820
‫تو منو می‌شناسی.‬

18:32.861 --> 18:35.072
‫بازم بهم بگو نرو، فکر
‫می‌کنی جلوی منو می‌گیره؟‬

18:40.202 --> 18:42.704
‫اسلحه و نشانت رو همیشه همراهت داشته باش.‬

18:46.917 --> 18:49.545
‫هرچند کاری که می‌کنی بی‌فایده‌ست...‬

18:52.005 --> 18:53.423
‫اعتراف می‌کنم،‬

18:54.675 --> 18:56.176
‫اگه منم جای تو بودم،‬

18:57.261 --> 18:59.888
‫فکر کنم باید خودم این رو می‌فهمیدم.‬

19:05.978 --> 19:07.729
‫الان وقت کشف کردن‬

19:07.771 --> 19:10.983
‫انحرافات گناه‌آلود زندگیه.‬

19:11.775 --> 19:13.777
‫متجاوزان به سیاره درست فهمیدن.‬

19:13.819 --> 19:17.281
‫زمین ساخته شده تا
‫نطفه‌ی ما روش ریخته بشه،‬

19:17.322 --> 19:19.241
‫و لگدمال و غارت بشه.‬

19:19.283 --> 19:22.703
‫با زور بهش تجاوز بشه و با ولع بلعیده بشه.‬

19:23.245 --> 19:27.040
‫من از پادشاه دوزخی سپاسگزارم‬

19:27.082 --> 19:29.251
‫و همین‌طور از امپراتوری داروسازیش‬

19:29.293 --> 19:31.295
‫به خاطر ساختن مسکن‌ها‬

19:31.336 --> 19:35.174
‫و قرص‌های نعوظ همه‌کاره‌اشون.‬

19:35.215 --> 19:37.926
‫چرا که هیچ پیش‌گویی بزرگ‌تری وجود نداره‬

19:37.968 --> 19:41.471
‫که نشون بده بشریت داره
‫در مسیر درست حرکت می‌کنه.‬

19:52.941 --> 19:56.737
‫به من ملحق شید، چون ما بپا خواهیم خاست.‬

19:56.778 --> 19:58.947
‫مؤمنان پاک‌باخته می‌تونن ما رو‬

19:58.989 --> 20:02.201
‫در بخش نیازمندی‌های
‫«نشنال تریبون» پیدا کنن،‬

20:02.242 --> 20:04.745
‫البته اگه اراده و
‫وفاداریش رو داشته باشید.‬

20:04.786 --> 20:06.914
‫بسیار خب، ممنون، آقای پندلتون.‬

20:06.955 --> 20:09.124
‫همیشه شنیدن حرف‌هاتون روشنگره...‬

20:47.913 --> 20:49.122
‫نه. نه.‬

20:49.164 --> 20:51.041
‫نـ...‬

21:00.259 --> 21:01.468
‫چارلی؟‬

21:33.166 --> 21:34.793
‫کمک! کمکم کنید!‬

21:34.835 --> 21:36.545
‫کمک! خواهش می‌کنم!‬

21:38.463 --> 21:40.549
‫کمک! کمکم کنید!‬

22:33.894 --> 22:36.855
‫خب، من پرونده‌های مربوط
‫به «توپیکا» رو دارم. آره.‬

22:38.148 --> 22:40.359
‫ در راستای همکاری دوجانبه،‬

22:40.400 --> 22:41.985
‫شاید بتونید بذارید یه نگاهی‬

22:42.027 --> 22:43.737
‫به مدارکی که درباره‌ی قتل‌های
‫«کیت کارسون» دارید بندازم.‬

22:45.739 --> 22:48.867
‫آره. خب، من به عنوان
‫یه همکار امیدوار بودم که...‬

22:53.830 --> 22:55.957
‫شخص دیگه‌ای هست که بتونم باهاش صحبت کنم؟‬

22:56.875 --> 22:58.502
‫و حرف منم دقیقاً همینه.‬

22:59.169 --> 23:01.421
‫فقط با باور داشتن نمیشه
‫این پرونده رو حل کرد.‬

23:01.463 --> 23:02.881
‫آره. خب، هر اطلاعاتی‬

23:02.923 --> 23:04.091
‫واقعاً می‌تونه خیلی مفید باشه.‬

23:04.633 --> 23:06.885
‫باشه. خب، شاید بتونم با خودش صحبت کنم.‬

23:06.927 --> 23:08.178
‫کی دوباره میاد اداره؟‬

23:09.137 --> 23:11.056
‫هر اطلاعاتی باشه به دردمون می‌خوره.‬

23:11.681 --> 23:14.851
‫هر اطلاعاتی درباره‌ی
‫قتل‌های سلاخ در لاس‌وگاس یا...‬

23:16.812 --> 23:20.273
‫باشه. خب، من شماره‌ام رو می‌ذارم
‫تا اگه نظرتون عوض شد تماس بگیرید.‬

23:21.191 --> 23:22.275
‫ممنون.‬

23:24.361 --> 23:26.530
‫مرسی از این همه کمک!‬

23:26.571 --> 23:28.198
‫از همه‌تون متنفرم.‬

23:31.410 --> 23:33.245
‫می‌خوام یه آگهی توی
‫بخش نیازمندی‌ها چاپ کنم.‬

23:34.538 --> 23:35.997
‫هزینه‌ش برای روز یکشنبه چقدر میشه؟‬

23:37.290 --> 23:38.667
‫آگهیِ سراسری.‬

23:41.753 --> 23:43.422
‫شماره کارت اعتباری رو تلفنی قبول می‌کنید؟‬

23:46.675 --> 23:51.430
‫خط اول آگهی اینه: «M N O».‬

23:54.850 --> 23:58.270
‫حرف بزرگ M، فاصله. حرف بزرگ N، فاصله.‬

23:58.311 --> 23:59.563
‫حرف بزرگ O.‬

24:01.022 --> 24:02.357
‫زیر اون بنویسید،‬

24:03.191 --> 24:05.152
‫«به کسانی که هم‌عقیده هستند.‬

24:06.361 --> 24:08.280
‫به دنبال دوست مشترکمون هستیم.‬

24:09.406 --> 24:10.740
‫به کمک نیاز داریم.‬

24:11.992 --> 24:13.076
‫لطفاً پاسخ دهید.»‬

24:27.048 --> 24:28.425
‫به شیکاگو خبر بده.‬

24:28.467 --> 24:29.718
‫تا زمانی که اونا رو در جریان بذاریم،‬

24:29.759 --> 24:31.219
‫شاید دست از سرمون بردارن.‬

24:31.261 --> 24:33.430
‫رونوشت همه‌چیز واسه دی‌سی
‫هم ارسال میشه، حرومزاده‌ها.‬

24:33.472 --> 24:35.265
‫بسیار خب، الان دو تا
‫چیز به یه اندازه مهم می‌خوام‬

24:35.307 --> 24:36.808
‫که تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه برام بیاری.‬

24:36.850 --> 24:39.060
‫کل نتایج آزمایشگاه جنایی درباره‌ی سلاخ‬

24:39.102 --> 24:40.228
‫و یه ساندویچ سالاد مرغ.‬

24:40.270 --> 24:42.022
‫ببخشید. شما مأمور زولان هستید؟‬

24:43.356 --> 24:45.108
‫آه، ببخشید، داشتم دنبال شما می‌گشتم.‬

24:46.151 --> 24:47.736
‫و شما؟‬

24:48.361 --> 24:50.989
‫افسر جین آرچر هستم،
‫از پلیس ایالتی کانزاس.‬

24:51.781 --> 24:54.201
‫بهم گفتن شما مسئول پرونده‌ی سلاخ هستید.‬

24:54.910 --> 24:55.952
‫اجازه هست؟‬

24:57.871 --> 24:59.915
‫اگه اشکالی نداره، می‌خوام یکی دو روز‬

24:59.956 --> 25:01.291
‫کنارتون باشم و کارها رو یاد بگیرم.‬

25:01.333 --> 25:03.376
‫می‌دونم درخواست غیرعادی‌ایه.‬

25:03.418 --> 25:04.628
‫داری شوخی می‌کنی، نه؟‬

25:04.669 --> 25:06.379
‫راستش کاملاً جدی‌ام.‬

25:06.421 --> 25:09.466
‫می‌دونید، اون مأموری
‫که تو کانزاس کشته شد،‬

25:09.508 --> 25:10.759
‫شوهرم بود.‬

25:11.343 --> 25:12.886
‫موقع مرگش پیشش بودم.‬

25:15.972 --> 25:17.599
‫زیاده‌خواهیه اگه بخوام فقط...‬

25:18.225 --> 25:19.643
‫بهم کمک کنید جاهای خالی رو پر کنم؟‬

25:21.102 --> 25:22.646
‫درکت می‌کنم.‬

25:23.188 --> 25:25.148
‫همه‌مون از این اتفاق متأسفیم.‬

25:25.190 --> 25:26.566
‫این ضایعه‌ای برای پلیس راه کانزاسه.‬

25:27.984 --> 25:29.569
‫اما با تمام احترام،‬

25:30.111 --> 25:32.155
‫خوشم نمیاد کسی مجبورم کنه.‬

25:38.703 --> 25:40.580
‫اصلاً دنبال چی می‌گردی، مأمور؟‬

25:43.667 --> 25:45.335
‫به این نصیحتِ مجانی گوش کن،‬

25:46.711 --> 25:47.754
‫برو خونه.‬

27:10.503 --> 27:11.713
‫الو.‬

27:11.755 --> 27:13.214
‫بله، سلام.‬

27:13.256 --> 27:15.383
‫مأمور آرچر؟ جین آرچر؟‬

27:16.009 --> 27:17.802
‫بله، شما؟‬

27:17.844 --> 27:19.846
‫من مأمور بکی کالینز هستم.‬

27:19.888 --> 27:22.891
‫قبل از این، توی دفتر محلی
‫اف‌بی‌آی همدیگه رو دیدیم.‬

27:23.600 --> 27:25.560
‫فکر کنم بهتره با هم صحبت کنیم.‬

27:29.147 --> 27:30.523
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.‬

27:39.032 --> 27:40.825
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.‬

27:41.618 --> 27:44.496
‫واقعاً ممنونم که قبول
‫کردی باهام ملاقات کنی.‬

27:44.537 --> 27:46.748
‫آره، خب، دور بعدی قطعاً مهمون توام.‬

27:46.790 --> 27:49.626
‫اگه زولان می‌فهمید دارم
‫تو رو در جریان می‌ذارم، ..‬

27:51.086 --> 27:52.587
‫به درک.‬

27:53.129 --> 27:55.632
‫همون‌طور که می‌دونیم، اولین
‫قتل‌ها ۱۶ روز پیش اتفاق افتاد.‬

27:56.174 --> 27:58.718
‫در «دث ولی جانکشن». یه جای خیلی کوچیک.‬

27:58.760 --> 28:01.012
‫اون‌جا صاحب فروشگاه
‫رنگ «دورک» رو مثله کرد.‬

28:02.639 --> 28:04.683
‫پول‌ها، شماره کارت‌های اعتباری،‬

28:04.724 --> 28:06.226
‫ابزار، لباس و غذاها رو دزدید.‬

28:07.268 --> 28:10.188
‫قربانیانی که انتخاب می‌کنه، یا کاملاً
‫بر حسب موقعیت پیش اومده هستن‬

28:10.230 --> 28:12.065
‫یا کسانی که چیز خاصی ازشون می‌خواد،‬

28:12.107 --> 28:14.234
‫مثل اون داروسازِ اهل کلرادو.‬

28:14.275 --> 28:17.195
‫آره، اون برای به دست آوردن مسکن‌ها
‫و داروهای روان‌گردان آدم می‌کشه.‬

28:17.237 --> 28:19.698
‫«پرکوست»، «پرکودان»، «اکسی‌کانتین».‬

28:19.739 --> 28:21.324
‫فکر نمی‌کنیم موادفروش باشه.‬

28:21.366 --> 28:23.535
‫همه‌ی این داروها رو خودش
‫مصرف می‌کنه. همه‌شون رو.‬

28:24.077 --> 28:26.579
‫و اون اسلحه‌فروشی توی،  نوادا بود دیگه؟‬

28:26.621 --> 28:28.581
‫کار خودش بود. خارج از
‫ساعت کاری مخفیانه رفت تو.‬

28:28.623 --> 28:32.502
‫حداقل یه تپانچه، یه
‫شات‌گان و کلی مهمات دزدید‬

28:32.544 --> 28:34.546
‫و صاحب مغازه هم کلکسیونر بود.‬

28:34.587 --> 28:37.173
‫یه انبار مخفی از نارنجک‌های دستی داشت.‬

28:37.215 --> 28:38.299
‫که الان همه‌شون ناپدید شدن.‬

28:38.341 --> 28:40.719
‫- وای خدای من.
‫- آره، دقیقاً.‬

28:40.760 --> 28:44.222
‫و،  کتابخونه‌ی «سیدار سیتی» توی یوتا.‬

28:44.264 --> 28:47.225
‫نگهبان و کتابدار رو کشت.‬

28:47.726 --> 28:49.936
‫آره، فیلم دوربین‌های مداربسته رو داریم.‬

28:52.188 --> 28:54.441
‫چه چیزی از یه کتابخونه‌ی عمومی می‌خواست‬

28:54.482 --> 28:56.359
‫که نمی‌تونست از توی اینترنت پیدا کنه؟‬

28:56.401 --> 28:59.028
‫خب، اگه یه کار باشه که
‫اف‌بی‌آی هنوز توش خوبه،‬

28:59.070 --> 29:00.822
‫ردیابی اینترنته،‬

29:00.864 --> 29:02.532
‫و اون اصلاً توی اینترنت نیست.‬

29:02.574 --> 29:05.618
‫دقیقاً دو جلد کتاب از یه
‫مجموعه‌ی دایرةالمعارف برداشته.‬

29:05.660 --> 29:06.911
‫جلدهای «N» و «T».‬

29:06.953 --> 29:07.996
‫«N» و «T».‬

29:09.914 --> 29:12.000
‫هدفش، اگه اصلاً هدفی داشته باشه،‬

29:12.041 --> 29:14.252
‫این بوده که هتل به هتل به سمت شرق بره.‬

29:14.294 --> 29:16.129
‫گاهی وقت‌ها کل روز رو
‫تو یه جا سپری می‌کرده.‬

29:16.963 --> 29:18.923
‫از کجا می‌دونید تو متل‌ها اقامت داشته؟‬

29:18.965 --> 29:21.718
‫من فکر می‌کردم توی ماشینش زندگی می‌کنه.‬

29:21.760 --> 29:24.721
‫اگه بخوای، می‌تونم بهت نشون بدم.‬

29:41.905 --> 29:44.574
‫سه روز پیش این‌جا بود.
‫سه روز بعد از کانزاس.‬

29:44.616 --> 29:46.242
‫نصفه‌شب اتاق گرفت.‬

29:46.284 --> 29:47.619
‫پیاده اومد، نقدی حساب کرد.‬

29:48.077 --> 29:50.038
‫مسئول پذیرش هتل کاملاً چت بود.‬

29:50.079 --> 29:51.539
‫نتونست هیچ مشخصاتی بده.‬

29:51.581 --> 29:54.125
‫حتی اسمش رو هم ثبت نکرده بود. بی‌عرضه.‬

29:54.626 --> 29:56.377
‫وسط روز بعد، خدمتکار هتل‬

29:56.419 --> 29:57.962
‫تابلوی «لطفاً مزاحم نشوید»
‫روی دستگیره رو نادیده گرفت‬

29:58.004 --> 30:00.965
‫یا یه جورایی ندیدش و رفت تو.‬

30:14.479 --> 30:16.606
‫اون با تبر نصفش کرد.‬

30:18.024 --> 30:20.652
‫به نظر می‌رسه این کار
‫خلاقیتش رو شکوفا کرده.‬

30:21.903 --> 30:23.863
‫این همون شکلیه که همه‌ی
‫صحنه‌های جرم رو ترک می‌کنه.‬

30:26.491 --> 30:28.618
‫«دروازه‌ها را بگشایید.»‬

30:30.870 --> 30:34.082
‫تحلیل‌گرهای ما میگن اون اصرار
‫عجیبی داره که کارهای کثیفش دیده بشن.‬

30:37.293 --> 30:38.461
‫می‌تونم از کامپیوترت استفاده کنم؟‬

30:42.340 --> 30:44.050
‫به این نگاه کن.‬

30:44.092 --> 30:46.344
‫مربوط به اون قتل‌های
‫«هریسبرگ» در پنسیلوانیاست.‬

30:46.386 --> 30:47.762
‫قتل‌های کلیسا، سال‌ها پیش.‬

30:47.804 --> 30:50.640
‫اون یه شیطان‌پرست بود. ریچارد ریوز.‬

30:50.682 --> 30:53.184
‫ریچارد جاشوا ریوز. ۱۳ نفر رو کشت.‬

30:53.226 --> 30:54.686
‫پروفایل مشابهی داره.‬

30:54.727 --> 30:56.604
‫در جریان هستیم.‬

30:56.646 --> 30:59.440
‫اون‌جور نمادها و جملات
‫شیطانی معمولاً شباهت‌هایی دارن،‬

30:59.482 --> 31:02.402
‫اما کاراکتر ما واقعاً تقلید نمی‌کنه.‬

31:02.443 --> 31:05.280
‫ریوز یه قاتل جمعی بود، نه زنجیره‌ای.‬

31:07.282 --> 31:09.284
‫حداقل شاید یکی از طرفدارهای ریوز باشه.‬

31:10.577 --> 31:11.995
‫ازش الهام گرفته.‬

31:12.954 --> 31:15.582
‫بسیار خب، با توجه به
‫مسافت‌هایی که طی کرده،‬

31:15.623 --> 31:18.793
‫تا یکی دو روز آینده
‫دقیقاً همین‌جاها خواهد بود.‬

31:18.835 --> 31:21.754
‫جایی بین «کلمبوس» در اوهایو
‫و «ویلینگ» در ویرجینیای غربی.‬

31:21.796 --> 31:24.841
‫۱۱۰ مایل، حدود ۲۵ تا خروجی.‬

31:25.508 --> 31:28.011
‫این بهترین شانسیه که
‫داریم تا بتونیم گیرش بندازیم.‬

31:29.929 --> 31:32.390
‫خب، نمی‌دونم درسته برات
‫آرزوی موفقیت کنم یا نه،‬

31:32.432 --> 31:35.101
‫پس فقط میگم مواظب خودت باش.‬

31:36.978 --> 31:38.521
‫ممنون که خودت رو به
‫خاطر من به خطر انداختی.‬

31:38.563 --> 31:41.065
‫کاش می‌تونستم یه جوری
‫این لطفت رو جبران کنم.‬

31:42.108 --> 31:43.610
‫تئوری‌هات رو به بقیه منتقل می‌کنم.‬

31:43.651 --> 31:45.737
‫البته اگه فایده‌ای داشته باشه.‬

32:02.462 --> 32:04.714
‫من اجازه ندارم چیزی رو
‫که می‌خوام بهت بگم، فاش کنم.‬

32:04.756 --> 32:07.300
‫یه شرکت کوچیک ساخت‌وساز و تخریب هست‬

32:07.342 --> 32:08.426
‫نزدیک کانزاس‌سیتی.‬

32:09.302 --> 32:11.346
‫یه مقدار مواد منفجره دزدیده شده.‬

32:12.096 --> 32:13.014
‫مواد منفجره؟‬

32:13.056 --> 32:14.307
‫دینامیت.‬

32:14.766 --> 32:18.144
‫حدود ۲۰ پوند یا همین
‫حدودا تی‌ان‌تی فرار و قدیمی.‬

32:18.186 --> 32:20.855
‫اون‌قدری هست که بتونه
‫خسارت شدیدی به بار بیاره.‬

32:23.232 --> 32:24.817
‫منسون و «خانواده»،‬

32:24.859 --> 32:27.195
‫اون‌طور که اعضای فرقه
‫خودشون رو صدا می‌زدن،‬

32:27.236 --> 32:30.406
‫هفت نفر رو در قتل‌های بدنام
‫«تیت-لابیانکا» تو سال ۱۹۶۹ کشتن.‬

32:30.448 --> 32:33.826
‫پیام‌هایی با خون روی
‫دیوارها نوشته شده بود.‬

32:34.661 --> 32:37.497
‫شیطان‌پرستی انگیزه
‫قتل‌های ۲۰ سال پیش هم بود،‬

32:37.538 --> 32:41.501
‫زمانی که ریچارد جاشوا ریوزِ
‫نوجوان دست به قتل‌های هولناکی زد‬

32:41.542 --> 32:44.253
‫در کلیسای کریست کراس
‫تو هریسبورگ، پنسیلوانیا.‬

32:44.295 --> 32:47.090
‫ریوز ۱۳ گروگان رو
‫داخل کلیسا به قتل رسوند،‬

32:47.131 --> 32:48.716
‫از جمله یه کشیش،‬

32:48.758 --> 32:50.677
‫اونم حین اجرای مراسمی که مقامات اون رو‬

32:50.760 --> 32:52.804
‫یک مراسم مذهبی عشای
‫ربانی سیاه توصیف کردن.‬

33:05.608 --> 33:07.986
‫«اسلشر»، کشتن اون همه آدم...‬

33:08.027 --> 33:11.030
‫وقتی این ماجرا تموم بشه،
‫می‌خوای بدونی کی پشتش بوده؟‬

33:11.072 --> 33:12.532
‫دولت.‬

33:12.573 --> 33:14.617
‫تو «ایت‌چن» خوندم که چطور دولت ما،‬

33:14.659 --> 33:17.704
‫مجرم‌ها رو تو زندان‌های
‫نظامی مخفی نگه می‌داشته‬

33:17.745 --> 33:19.539
‫تا روشون آزمایش انجام بده.‬

33:19.580 --> 33:21.749
‫حالا بالاخره یکی از
‫اون مجرم‌ها فرار کرده.‬

33:22.458 --> 33:24.335
‫«زد ۱۰۰.۵»، تا چند
‫لحظه دیگه بخش دیگه‌ای از‬

33:24.377 --> 33:27.797
‫موسیقی جاز ملایم بدون
‫تبلیغات رو شروع می‌کنیم.‬

33:27.839 --> 33:30.425
‫اما اول، اسلشر شیطان‌پرست.‬

34:17.597 --> 34:18.681
‫الو؟‬

34:23.686 --> 34:24.771
‫می‌تونم کمکتون کنم؟‬

34:43.414 --> 34:44.457
‫دارم می‌شنوم.‬

34:46.167 --> 34:48.086
‫من همیشه از کشیش‌ها خوشم می‌ومده.‬

34:49.712 --> 34:51.380
‫وقتی فقط یه پسربچه بودم،‬

34:52.256 --> 34:55.927
‫کشیشم، من رو زیر بال و پر خودش گرفت.‬

34:57.720 --> 34:59.097
‫می‌شه گفت‬

35:00.056 --> 35:02.558
‫که اون من رو به مردی
‫تبدیل کرد که امروز هستم.‬

35:02.600 --> 35:04.936
‫ این خوبه فرزندم. خیلی خوبه.‬

35:05.520 --> 35:07.688
‫و اومدی که،  اعتراف کنی؟‬

35:09.690 --> 35:12.401
‫- نه دقیقاً.
‫- چی گفتی؟‬

36:14.297 --> 36:16.924
‫تبریک می‌گم.‬

36:20.803 --> 36:22.638
‫ ممنون.‬

36:25.975 --> 36:28.436
‫راستی، یادم افتاد، ‬

36:28.477 --> 36:30.313
‫می‌تونم یه لیوان شیر داشته باشم، لطفاً؟‬

36:33.941 --> 36:35.359
‫ممنون.‬

37:17.485 --> 37:19.070
‫یا عیسی مسیح.‬

37:19.111 --> 37:20.613
‫ریچارد جاشوا ریوز‬

37:20.655 --> 37:23.074
‫۱۳ زن و مردی رو قتل‌عام کرد‬

37:23.115 --> 37:25.868
‫که تو اون بعدازظهر ماه مارس، برای
‫مدت کوتاهی داخل کلیسا گروگان گرفته بود.‬

37:25.910 --> 37:29.038
‫اون ادعا کرد که قربانی
‫کردن انسان لازم بوده‬

37:29.080 --> 37:32.375
‫تا به قول خودش، «تعهدش
‫به شیطان رو ادا کنه».‬

37:32.959 --> 37:35.294
‫در جریان محاصره هماهنگ‌شده‌ی کلیسا،‬

37:35.336 --> 37:37.380
‫ماموران پلیس هریسبورگ‬

37:37.421 --> 37:40.007
‫موفق شدن ریوز رو زنده دستگیر کنن.‬

37:40.049 --> 37:43.094
‫در سال ۲۰۰۴، در حالی
‫که با حکم اعدام روبرو بود،‬

37:43.135 --> 37:45.179
‫ریوز بالاخره به پایان کارش رسید‬

37:45.221 --> 37:48.933
‫زمانی که حین حمله به
‫یک نگهبان در زندان فدرال‬

37:48.975 --> 37:51.102
‫محل نگهداری‌اش، به ضرب گلوله کشته شد.‬

37:52.645 --> 37:55.564
‫ما از تمام هتل‌های زنجیره‌ای
‫بزرگ ساحل شرقی می‌خوایم‬

37:55.606 --> 37:56.857
‫که به ما در پیدا کردن اسلشر کمک کنن.‬

37:56.899 --> 37:58.567
‫بله قربان.‬

37:58.609 --> 38:00.486
‫مظنون تقریباً به احتمال
‫زیاد یه مرد سفیدپوسته.‬

38:02.071 --> 38:04.073
‫قد بلندتر از حد متوسط، هیکل چهارشونه،‬

38:04.115 --> 38:06.409
‫تنهایی سفر می‌کنه و نقد پول میده.‬

38:06.450 --> 38:10.788
‫هر کاری می‌کنید، با این مرد درگیر نشید.‬

38:10.830 --> 38:12.540
‫اگه مشکوک شدید‬

38:12.581 --> 38:13.708
‫به مسافری که حس می‌کنید با
‫این مشخصات همخوانی داره،‬

38:13.749 --> 38:15.042
‫با ۹۱۱ تماس بگیرید.‬

38:15.960 --> 38:18.254
‫وقت بخیر قربان. افسر آرچر هستم.‬

38:19.088 --> 38:22.300
‫ببخشید مزاحم شدم، اما
‫راستش برای زیر نظر گرفتن‬

38:22.341 --> 38:24.635
‫قاتل بین‌ایالتی کمک می‌خوایم.‬

38:24.677 --> 38:25.678
‫همون اسلشر.‬

38:25.720 --> 38:27.513
‫‬

38:27.555 --> 38:29.557
‫اطلاعات کمی که داریم
‫رو می‌خوام باهاتون چک کنم‬

38:29.682 --> 38:31.934
‫در صورتی که یکی از مسافرهاتون
‫با مشخصاتش همخوانی داشته باشه.‬

38:31.976 --> 38:35.021
‫اون باید یه مرد سفیدپوست، تنها
‫باشه که احتمالاً نقدی حساب کرده.‬

38:35.980 --> 38:38.274
‫پلیس جوری حرف می‌زنه که انگار‬

38:38.316 --> 38:40.234
‫اون احتمالاً طرفای اینجا نمیاد.‬

38:40.276 --> 38:42.153
‫آره،  دارم به این فکر می‌کنم‬

38:42.194 --> 38:43.779
‫که راستش احتمالاً حق با اون‌هاست.‬

38:43.821 --> 38:45.823
‫و من دیشب هم پشت میز پذیرش نبودم‬

38:45.865 --> 38:47.366
‫واسه همین نمی‌دونم چقدر می‌تونم کمک کنم.‬

38:47.408 --> 38:48.784
‫من...‬

38:48.826 --> 38:50.161
‫می‌تونم دفتر ثبت‌نام رو چک کنم.‬

38:50.202 --> 38:51.787
‫ما هنوز از مسافرامون امضا می‌گیریم.‬

38:54.832 --> 38:56.625
‫هیچ‌کس تنها اینجا اقامت نداره.‬

38:56.667 --> 38:59.420
‫بسیار خب. پس شاید بهتره
‫شماره‌ام رو براتون بذارم.‬

38:59.462 --> 39:01.005
‫ ممنون بابت وقتتون.‬

39:01.881 --> 39:03.424
‫ یه آقا هست.‬

39:03.466 --> 39:05.468
‫‬

39:05.509 --> 39:08.179
‫دیشب اتاق گرفته. تنها.‬

39:09.263 --> 39:10.931
‫آقای ریوز.‬

39:12.808 --> 39:14.310
‫چی گفتی؟‬

39:14.352 --> 39:17.063
‫ریوز. اواخر دیشب. آر.جی. ریوز.‬

39:17.563 --> 39:19.190
‫- می‌تونم... می‌تونم نگاهش کنم؟
‫- بله.‬

39:23.027 --> 39:24.070
‫اتاق ۱۰۵؟‬

39:24.528 --> 39:27.698
‫برو ته راهرو، بپیچ چپ. بیرون.‬

39:28.240 --> 39:29.909
‫بسیار خب، به اون کلید نیاز دارم، جناب.‬

39:32.787 --> 39:35.873
‫خب، زنگ بزن پلیس،
‫بهشون بگو اسلشر اینجاست.‬

39:35.915 --> 39:38.292
‫این یه شوخی تلفنی نیست. واقعیه.‬

39:39.293 --> 39:40.586
‫همین الان زنگ بزن.‬

46:33.207 --> 46:34.208
‫سلام.‬

46:34.875 --> 46:36.418
‫سلام.‬

46:36.460 --> 46:39.046
‫جوابت رو تو روزنامه دیدم.‬

46:40.005 --> 46:41.882
‫ پس تو هم یکی از برادران مایی، هوم؟‬

46:41.924 --> 46:44.092
‫دنبال کسی می‌گردی که دستت رو بگیره؟‬

46:44.134 --> 46:47.095
‫من دنبال دوستانی می‌گردم که
‫مثل من به رازداری علاقه دارن.‬

46:47.721 --> 46:49.431
‫برای پیدا کردن یک نفر به کمک نیاز دارم،‬

46:49.473 --> 46:51.141
‫اما باید با احتیاط انجام بشه.‬

46:51.600 --> 46:53.393
‫و باید آفلاین بمونه.‬

46:53.936 --> 46:55.103
‫کجایی؟‬

46:55.562 --> 46:57.147
‫پنسیلوانیا.‬

46:57.189 --> 46:59.441
‫خب، راستش چندان از ما دور نیستی.‬

46:59.483 --> 47:01.860
‫چرا امشب نمیای با ما صحبت کنی؟‬

47:01.902 --> 47:06.740
‫از قضا آقای پندلتون داره میزبان
‫تعدادی از جدیدترین شرکاش می‌شه.‬

47:17.000 --> 47:19.127
‫سلام مأمور کالینز، جین آرچر هستم.‬

47:19.169 --> 47:20.629
‫دارم میرم بالتیمور‬

47:20.671 --> 47:23.632
‫و دارم یه شماره با پیش‌شماره
‫۴۱۰ رو ردیابی می‌کنم.‬

47:23.674 --> 47:25.467
‫اگه راهی هست که بتونی بهم کمک کنی‬

47:25.509 --> 47:27.845
‫تا آدرس این شماره رو پیدا کنم،‬

47:27.886 --> 47:29.930
‫واقعاً ازت ممنون میشم.‬

47:33.475 --> 47:34.768
‫سلام.‬

47:35.227 --> 47:38.564
‫در خرابه. یه لحظه صبر کن.‬

47:40.983 --> 47:44.403
‫قبلاً خودش باز می‌شد، اما حالا دیگه نه.‬

47:47.489 --> 47:48.615
‫بیا، باز شد.‬

47:52.953 --> 47:54.371
‫بذار من برات بیارمش. من...‬

47:58.292 --> 48:00.002
‫خیلی خب.  من فقط می‌خواستم بگیرمش.‬

48:00.043 --> 48:01.503
‫می‌خواستم بذارمش عقب، اما...‬

48:04.089 --> 48:05.757
‫مشکلی نیست.‬

48:05.799 --> 48:06.884
‫تو همین‌جا بشین.‬

48:09.720 --> 48:11.972
‫  گفتی اسمت چی بود دوباره؟‬

48:12.556 --> 48:13.682
‫ریچارد.‬

48:13.724 --> 48:15.684
‫خب ریچارد،‬

48:16.643 --> 48:18.562
‫اول باید برای محافظت از خودم‬

48:18.604 --> 48:20.355
‫و محافظت از کارفرمای خودم بپرسم...‬

48:22.399 --> 48:23.650
‫پلیسی؟‬

48:25.319 --> 48:26.445
‫مأمور پلیسی؟‬

48:27.613 --> 48:29.448
‫- نه.
‫- باشه.‬

48:29.489 --> 48:31.366
‫چون اگه باشی و بگی نیستی،‬

48:31.408 --> 48:33.201
‫این کار،  مثل...‬

48:34.745 --> 48:35.746
‫به هر حال،‬

48:36.580 --> 48:40.834
‫فکر کنم به هر شکلی که بتونیم به
‫یه هم‌کیش کمک کنیم، دریغ نکنیم.‬

48:43.211 --> 48:45.213
‫تو در مورد استفاده ما از
‫نیازمندی‌های روزنامه می‌دونی.‬

48:47.174 --> 48:49.217
‫همه‌مون تو این مسیر با همیم، مگه نه؟‬

48:49.760 --> 48:51.136
‫من اطلاعات می‌خوام.‬

48:51.678 --> 48:54.181
‫آره، خب، آقای پندلتون
‫حسابی راهنمایی‌ت می‌کنه.‬

48:54.640 --> 48:56.183
‫بیشتر شبیه به روشن‌بینیه.‬

48:56.892 --> 48:59.394
‫اون ساحر بزرگیه. واقعاً هست.‬

48:59.937 --> 49:03.398
‫البته این روزها این قضیه
‫رو مخفی نگه می‌داره، بدیهیه.‬

49:03.440 --> 49:05.817
‫اما می‌گه حس خوبی بهت داره،‬

49:05.859 --> 49:07.778
‫می‌دونی، ارتعاشات مثبت.‬

49:08.362 --> 49:09.655
‫تو مهمون دعوت‌شده‌ی اون هستی‬

49:09.696 --> 49:11.323
‫برای همین برای دیدنت هیجان‌زده‌ست.‬

49:12.032 --> 49:14.117
‫راستی، منم ماروین هستم.‬

49:15.702 --> 49:16.745
‫بیا بریم.‬

49:19.915 --> 49:22.584
‫اسم آقای پندلتون رو شنیدی دیگه، نه؟‬

49:24.294 --> 49:26.630
‫آره، اون سال‌ها پیش ثروتش رو از راه‬

49:27.172 --> 49:28.215
‫بیزینس سوپرمارکت به دست آورد.‬

49:30.300 --> 49:32.928
‫اگه دوست داری می‌تونی
‫اون رو همون‌جا بذاری زمین.‬

49:35.514 --> 49:38.600
‫یا پیش خودت نگهش داری. هر طور راحتی.‬

49:39.226 --> 49:41.103
‫ فقط دنبالم بیا.‬

49:42.604 --> 49:43.647
‫بیا.‬

49:47.526 --> 49:49.403
‫...وسط جنگل،‬

49:49.444 --> 49:51.113
‫و کنار رودخونه‌ست. واقعاً...‬

49:51.154 --> 49:54.866
‫ خب، خب. بالاخره مهمونمون رسید.‬

49:54.908 --> 49:56.868
‫بله، خواهش می‌کنم، راحت باشین.‬

49:57.369 --> 50:00.414
‫اگه گرسنه هستین، کلی غذا اضافه اومده.‬

50:00.455 --> 50:01.415
‫بله.‬

50:01.456 --> 50:03.208
‫خب، خانم‌ها و آقایان،‬

50:03.750 --> 50:07.462
‫با همسفر دیگه‌ای در
‫«مسیر دست چپ» آشنا بشید.‬

50:08.213 --> 50:09.840
‫ آقای...‬

50:12.009 --> 50:13.719
‫ریچارد.‬

50:15.554 --> 50:17.556
‫ فقط ریچارد.‬

50:17.597 --> 50:19.391
‫ریچارد. خب، بسیار خب.‬

50:19.433 --> 50:21.518
‫- بسیار خب، ممنون ماروین.
‫- خواهش می‌کنم.‬

50:22.185 --> 50:26.440
‫می‌دونید، غیب‌گوی من بهم گفته
‫بود منتظر یک بازدیدکننده باشم،‬

50:27.065 --> 50:32.279
‫بازدیدکننده‌ای که تأثیر عمیقی
‫روی زندگی من می‌ذاره.‬

50:35.407 --> 50:36.825
‫تو همون فردی، ریچارد؟‬

50:39.161 --> 50:41.621
‫می‌دونی، واقعاً شگفت‌انگیزه‬

50:41.663 --> 50:42.998
‫که اصلاً اینجایی، ریچارد،‬

50:43.040 --> 50:44.166
‫بذار این رو بهت بگم.‬

50:44.207 --> 50:47.335
‫از خوش‌شانسیِ تو، ماروینِ ما،‬

50:47.377 --> 50:50.088
‫تفریحش زیرورو کردن
‫نیازمندی‌های روزنامه‌ست.‬

50:50.130 --> 50:54.009
‫همیشه دنبال هر ندایی در برهوته.‬

50:54.051 --> 50:55.177
‫من همه‌شون رو مو به مو می‌خونم.‬

50:55.802 --> 50:58.013
‫وقتی آگهی‌ت رو بهم نشون داد،‬

50:58.930 --> 51:01.933
‫حیرت‌زده شدم.‬

51:04.394 --> 51:05.979
‫من اطلاعات می‌خوام،‬

51:06.855 --> 51:09.274
‫اطلاعاتی که به نفع همه‌مونه...‬

51:10.150 --> 51:11.985
‫البته اگه همونی باشی که ادعا می‌کنی.‬

51:13.028 --> 51:14.613
‫و خودم امکانات به دست آوردنش رو ندارم.‬

51:15.405 --> 51:18.325
‫ خب، پس بذار ماروین تو این کار کمکت کنه.‬

51:18.366 --> 51:22.162
‫راحت انجام میشه. باهوش‌ترین
‫و متعهدترین مرید ماست.‬

51:22.204 --> 51:23.872
‫مشکلی نیست.‬

51:24.623 --> 51:29.544
‫حالا چی میگی یکم از خودت برامون بگی؟‬

51:29.586 --> 51:32.422
‫چند وقته که از این معرفت برخورداری؟‬

51:32.464 --> 51:34.466
‫تا جایی که یادم میاد.‬

51:34.508 --> 51:36.384
‫ باشکوهه.‬

51:36.426 --> 51:38.887
‫پس خانواده‌ات هم از پیروانش بودن؟‬

51:40.138 --> 51:41.306
‫من خانواده‌ای ندارم.‬

51:41.973 --> 51:45.602
‫پس خودت به تنهایی فرشته‌ی
‫سقوط‌کرده رو پیدا کردی؟‬

51:46.812 --> 51:49.064
‫می‌دونی، من همیشه گفتم راستین‌ترین مؤمنان‬

51:49.106 --> 51:50.732
‫اون‌هایی نیستن که جذب شدن،‬

51:51.274 --> 51:53.985
‫بلکه کسانی هستن که
‫خودشون جویای ایمان بودن.‬

51:54.027 --> 51:55.237
‫درود بر شیطان!‬

51:55.278 --> 51:57.405
‫- درود بر شیطان.
‫- درود بر شیطان.‬

51:57.447 --> 51:59.032
‫من زنده هستم تا به اون خدمت کنم،‬

51:59.908 --> 52:01.660
‫و می‌میرم تا به اون خدمت کنم.‬

52:02.202 --> 52:04.704
‫شگفت‌انگیزه.‬

52:18.760 --> 52:23.431
‫می‌دونی، کسانی هستن که
‫می‌گن بازی برای ما تموم شده.‬

52:23.473 --> 52:25.517
‫اما حقیقت اینه دوست من،‬

52:25.559 --> 52:29.146
‫که بازی تازه شروع شده.‬

52:29.187 --> 52:30.647
‫منظورم اینه که دوروبرت رو نگاه کن.‬

52:31.189 --> 52:32.440
‫تلویزیون رو روشن کن.‬

52:32.482 --> 52:34.901
‫شیطان داره بر این جهان فرمانروایی می‌کنه.‬

52:34.943 --> 52:37.070
‫یعنی اصلاً شکی در این هست؟‬

52:37.571 --> 52:39.948
‫غول‌های نفتی و دولت‬

52:39.990 --> 52:43.076
‫دست به دست هم دادن تا جنگ به راه بندازن‬

52:43.118 --> 52:46.538
‫و سیاره رو از آخرین
‫بقایای حیات خالی کنن...‬

52:46.580 --> 52:48.957
‫انسان‌ها، می‌دونی،
‫به‌زودی تنزل پیدا می‌کنن‬

52:48.999 --> 52:51.835
‫به غارنشین‌های سایبریِ کپسول‌نشین...‬

52:52.419 --> 52:55.130
‫پیرمردی چروکیده و برهنه،‬

52:55.172 --> 52:58.884
‫با کیر شق‌شده و لرزانش...‬

52:58.925 --> 53:00.635
‫زمان کاوش در‬

53:00.677 --> 53:03.889
‫انحرافات گناه‌آلود زندگی همین حالاست،‬

53:03.930 --> 53:07.434
‫عصر طلاییِ انحطاط بشر.‬

53:07.475 --> 53:09.269
‫هله‌لویا.‬

53:09.311 --> 53:10.729
‫هله‌لویا.‬

53:10.770 --> 53:12.689
‫هله‌لویا!‬

53:16.109 --> 53:17.944
‫بازم سس ترش و شیرین هست؟‬

53:18.486 --> 53:20.906
‫سخنرانی پرشوری از آقای پندلتون بود.‬

53:22.157 --> 53:24.284
‫معلومه آقای پندلتون ازت خوشش اومده.‬

53:25.410 --> 53:26.828
‫از این طرفه.‬

53:28.622 --> 53:30.457
‫این اتاقته.‬

53:34.419 --> 53:37.297
‫به هر حال، این اطلاعاتی که
‫هی درباره‌اش می‌پرسی چی بود؟‬

53:38.715 --> 53:40.217
‫کسی که باید پیداش کنم.‬

53:41.051 --> 53:42.719
‫باشه. بسیار خب.‬

53:43.470 --> 53:47.891
‫خب، یه کارآگاه خصوصی هست که آقای
‫پندلتون گاهی اوقات ازش استفاده می‌کنه.‬

53:48.683 --> 53:51.353
‫خوبه، پس مرد رازدار و بااحتیاطیه.‬

53:51.895 --> 53:54.022
‫خب، احتمالاً می‌تونی نیاز آقای پندلتون رو‬

53:54.064 --> 53:57.108
‫برای محافظت از خودش
‫در برابر دشمنانش درک کنی.‬

53:57.567 --> 53:59.402
‫اسم اون شخصی که دنبالشی چیه؟‬

54:00.153 --> 54:02.030
‫می‌خوای،  طلسمش کنی؟‬

54:02.656 --> 54:04.074
‫اسمش رو نمی‌دونم.‬

54:04.908 --> 54:07.202
‫درسته، خب، پس چطور قراره پیداش کنم؟‬

54:08.954 --> 54:10.413
‫می‌دونم کارش چیه.‬

54:11.206 --> 54:12.582
‫خب، متوجه نمیشم چی می‌گی.‬

54:13.833 --> 54:15.335
‫می‌دونم تو کدوم شهره.‬

54:15.961 --> 54:18.880
‫باشه. من... هنوزم متوجه نمیشم.‬

54:19.005 --> 54:20.632
‫یه شهر مشخصه.‬

54:21.675 --> 54:23.969
‫باید بدونم اونجا کی
‫این کار رو انجام میده،‬

54:24.803 --> 54:26.012
‫اون شخص کیه،‬

54:27.389 --> 54:28.598
‫و کجا زندگی می‌کنه.‬

54:29.349 --> 54:30.976
‫درسته.‬

54:31.017 --> 54:32.644
‫...با اتهامات اجرای
‫خودسرانه قانون مواجه شد‬

54:32.686 --> 54:33.728
‫در اوایل این هفته،‬

54:33.770 --> 54:34.854
‫چرا که شوهر افسر آرچر،‬

54:34.896 --> 54:36.398
‫که خودش هم گشت بزرگراه ایالت کانزاس بود،‬

54:36.439 --> 54:39.025
‫بیرحمانه به دست اسلشر کشته شد.‬

54:41.361 --> 54:44.281
‫من هر چی که باید می‌گفتم رو
‫تو کنفرانس خبری اف‌بی‌آی گفتم،‬

54:44.322 --> 54:45.907
‫پس لطفاً دست از سرم بردارید.‬

54:47.450 --> 54:51.037
‫گوش کن، اون هنوز اون بیرونه و از
‫هر فرصتی برای کشتن استفاده می‌کنه.‬

54:51.746 --> 54:55.125
‫اگه فرصتی داشته باشم که بتونم
‫یه جوری به ردیابی‌اش کمک کنم،‬

54:55.166 --> 54:57.085
‫چرا نباید دقیقاً همین کار رو بکنم؟‬

55:00.046 --> 55:02.257
‫ما هفته‌ها پیش آگهی‌های
‫روزنامه رو بررسی کردیم،‬

55:02.299 --> 55:04.134
‫افسر آرچر.‬

55:04.175 --> 55:05.969
‫هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط
‫اون‌ها با اسلشر وجود نداره.‬

55:06.011 --> 55:07.595
‫هر کسی می‌تونه مسئولش باشه.‬

55:07.637 --> 55:10.307
‫ما نیروی کارمون رو روی
‫یک حدس و گمان هدر نمی‌دیم.‬

55:10.348 --> 55:14.519
‫دوباره بهت توصیه می‌کنم، قبل از اینکه
‫خودت رو به کشتن بدی برگرد کانزاس.‬

55:14.561 --> 55:17.647
‫اف‌بی‌آی حواسش به این موضوع هست
‫و تو پات رو از گلیمت درازتر کردی.‬

55:17.671 --> 55:22.671
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

55:24.362 --> 55:27.324
‫شما با شماره‌ی ۵۵۵-۰۳۲۴ تماس گرفته‌اید.‬

55:27.365 --> 55:28.366
‫پیام خود را بگذارید.‬

55:29.117 --> 55:31.036
‫افسر آرچر،‬

55:31.077 --> 55:34.664
‫ما اون روز تو متل اتفاقی همدیگه رو دیدیم.‬

55:35.498 --> 55:38.043
‫خوشحالم که کارهام رو دنبال می‌کردی.‬

55:38.793 --> 55:41.338
‫در طول مسیر، کارهای
‫جدیدی برات به جا می‌ذارم.‬

55:41.838 --> 55:45.216
‫در روز بیست‌وهشتم،
‫دروازه‌ها رو باز خواهیم کرد.‬

55:46.009 --> 55:48.178
‫سلام من رو به شوهرت برسون.‬

55:51.222 --> 55:54.059
‫خواست او محقق خواهد شد.‬

55:54.100 --> 55:58.438
‫بگذارید تن او را با تن خویش ستایش کنیم.‬

56:03.860 --> 56:05.987
‫ما تو را فرا می‌خوانیم‬

56:06.029 --> 56:09.324
‫تا شاهد عبادات نفسانی ما باشی.‬

56:10.533 --> 56:14.996
‫بگذارید دیگران مرگ ابرقهرمانِ
‫هیپی خود را جشن بگیرند.‬

56:15.038 --> 56:19.459
‫ما زندگی و شکوه جهنمیِ‬

56:20.043 --> 56:22.587
‫«ارباب مگس‌ها» را جشن می‌گیریم.‬

56:28.051 --> 56:29.386
‫درود بر ابادون.‬

56:33.973 --> 56:35.350
‫درود بر ابادون.‬

56:37.685 --> 56:38.812
‫درود بر ابادون.‬

56:40.939 --> 56:42.023
‫درود بر ابادون.‬

57:06.131 --> 57:07.507
‫درود بر شیطان!‬

57:26.901 --> 57:28.194
‫الو؟ ‬

57:29.320 --> 57:31.531
‫ هی، بالاخره پیدات شد.‬

57:32.323 --> 57:34.826
‫گوش کن،  چیزی که می‌خواستی رو گرفتم.‬

57:35.702 --> 57:38.455
‫کارآگاه خصوصی‌مون کارش رو درست انجام داد.‬

57:39.914 --> 57:41.416
‫به نظر میاد کار سختی هم نبوده.‬

57:56.097 --> 57:57.223
‫قابلی نداشت.‬

57:57.765 --> 57:59.476
‫هی! ‬

58:01.478 --> 58:02.896
‫چی؟ یعنی... یعنی همین؟‬

58:03.730 --> 58:04.981
‫داری میری؟‬

58:05.690 --> 58:06.608
‫هی.‬

58:07.817 --> 58:09.819
‫ببین... واقعاً فکر می‌کنم باید صبر کنی‬

58:09.861 --> 58:12.322
‫و از آقای پندلتون
‫خداحافظی کنی، غیر از اینه؟‬

58:13.490 --> 58:15.825
‫یعنی این کمترین کاریه که می‌تونی بکنی.‬

58:16.367 --> 58:18.453
‫بیخیال. اون براش سوال
‫میشه که چرا یهو بدون اینکه‬

58:18.495 --> 58:19.871
‫تشکر کنی رفتی.‬

58:20.413 --> 58:22.499
‫این فقط... یه جورایی ادب و احترامه.‬

58:22.540 --> 58:24.000
‫واقعاً همه‌اش همینه. من...‬

58:24.042 --> 58:25.335
‫من... ببین...‬

58:26.961 --> 58:28.046
‫داری چی کار می‌کنی؟‬

58:30.340 --> 58:33.051
‫دوستات دارن زودتر از
‫موعد مقرر به جهنم میرن.‬

58:33.510 --> 58:34.677
‫این چه جهنمیه؟‬

58:35.845 --> 58:37.555
‫تو مثل اون‌ها نیستی.‬

58:38.056 --> 58:39.682
‫من باور دارم که تو ایمان داری.‬

58:44.437 --> 58:46.439
‫تو... تو خودِ همونی.‬

58:47.607 --> 58:48.942
‫تو اسلشری.‬

58:48.983 --> 58:50.068
‫برو.‬

58:50.735 --> 58:52.570
‫هیچ‌وقت پشت سرت رو نگاه نکن.‬

58:53.238 --> 58:55.573
‫صدات درنیاد...‬

58:57.200 --> 58:58.660
‫...وگرنه پیدات می‌کنم.‬

59:02.997 --> 59:04.541
‫حتماً این کار رو می‌کنم.‬

01:00:19.324 --> 01:00:20.491
‫وایسا، وایسا، صبر کن!‬

01:00:30.376 --> 01:00:32.337
‫نه، نه، نه.‬

01:00:41.846 --> 01:00:43.139
‫پازوزو.‬

01:00:43.598 --> 01:00:45.558
‫پازوزو، دور شو.‬

01:00:50.188 --> 01:00:51.522
‫پازوزو.‬

01:00:52.190 --> 01:00:53.900
‫پازوزو، دور شو.‬

01:00:55.193 --> 01:00:56.903
‫اون‌ها هفت نفرن.‬

01:00:57.570 --> 01:00:59.238
‫اون‌ها هفت نفرن.‬

01:03:07.200 --> 01:03:08.993
‫لعنتی! ریدم توش!‬

01:03:23.966 --> 01:03:26.052
‫هر چی داشتم رو به شما فدرال‌ها دادم‬

01:03:26.093 --> 01:03:28.387
‫و به هر کسی که حاضر بود گوش بده.‬

01:03:28.429 --> 01:03:30.848
‫همه‌چیز رو بهتون دادم. همه‌چیز رو.‬

01:03:30.890 --> 01:03:32.558
‫پس بقیه کدوم گوری بودن؟‬

01:03:32.600 --> 01:03:35.019
‫من رسیدم اینجا! شما کدوم گوری بودین؟‬

01:03:35.061 --> 01:03:37.688
‫ما نمی‌دونیم. هیچ مدرکی از
‫اتفاقی که اینجا افتاده نداریم.‬

01:03:37.730 --> 01:03:39.690
‫من دیدمش. بهتون گفتم. خودش بود.‬

01:03:39.732 --> 01:03:41.901
‫منظورم اینه که تو متوجه
‫هستی ما داریم در هر ساعت به‬

01:03:41.943 --> 01:03:43.736
‫حدود دو جِین سرنخ جعلی رسیدگی می‌کنیم؟‬

01:03:43.778 --> 01:03:45.029
‫فقط به من گوش کن.‬

01:03:45.071 --> 01:03:46.405
‫بیست سال پیش،‬

01:03:46.447 --> 01:03:48.199
‫ریچارد جاشوا ریوزِ شیطان‌پرست‬

01:03:48.241 --> 01:03:50.576
‫مرتکب قتل‌های کلیسا در هریسبورگ شد.‬

01:03:50.618 --> 01:03:53.246
‫چند سال بعد، گروه متالِ
‫شیطان‌پرستِ «دیمن فیست»‬

01:03:53.287 --> 01:03:56.541
‫شروع به نوشتن آهنگ‌هایی درباره
‫ریوز و الهام‌گرفته از اون کردن.‬

01:03:56.582 --> 01:03:58.668
‫اون‌ها حتی برای یکی از کاورهای آلبومشون‬

01:03:58.709 --> 01:04:01.170
‫جلوی همون کلیسای متروکه‌ای که
‫قتل‌ها توش اتفاق افتاده بود، عکس انداختن.‬

01:04:01.212 --> 01:04:02.630
‫حالا به‌خاطر ریوز،‬

01:04:02.672 --> 01:04:04.465
‫و احتمالاً به‌خاطر اون آلبوم‌ها،‬

01:04:04.507 --> 01:04:07.301
‫اون کلیسا، یعنی کلیسای کریست کراس،‬

01:04:07.343 --> 01:04:10.012
‫به کعبه‌ی آمالِ
‫شیطان‌پرستانِ نوپا تبدیل شده.‬

01:04:10.054 --> 01:04:11.556
‫«ریوز» به «دیمن فیست» الهام میده.‬

01:04:11.597 --> 01:04:13.683
‫«دیمن فیست» و «ریوز»
‫هم به «اسلشر» الهام میدن.‬

01:04:13.724 --> 01:04:17.353
‫اون داره از عنوان‌ها و متن
‫آهنگ‌های این آلبوم‌ها نقل‌قول می‌کنه.‬

01:04:17.395 --> 01:04:18.729
‫و تمام این مدت،‬

01:04:18.771 --> 01:04:20.648
‫«اسلشر» داره از اسم
‫«ریوز» استفاده می‌کنه،‬

01:04:20.690 --> 01:04:22.942
‫شاید حتی فکر می‌کنه خودش «ریوزه».‬

01:04:22.984 --> 01:04:25.403
‫بهت می‌گم، اون روانی می‌خواد
‫قضیه رو همون‌جا تموم کنه.‬

01:04:26.487 --> 01:04:28.739
‫«اسلشر» داره میره هریسبرگ.‬

01:04:28.781 --> 01:04:30.825
‫در دیگر اخبار، جدا از قتل‌های «اسلشر»،‬

01:04:30.867 --> 01:04:32.577
‫امروز مصادف است با بیست‌وهشتمین سالگرد‬

01:04:32.618 --> 01:04:34.579
‫حادثه «تری مایل آیلند»،‬

01:04:34.620 --> 01:04:36.956
‫بدترین فاجعه هسته‌ای
‫غیرنظامی در تاریخ آمریکا.‬

01:04:37.790 --> 01:04:39.876
‫ما اون روز صبح زود بیرون بودیم،‬

01:04:39.917 --> 01:04:41.377
‫بیست‌وهشتم مارس.‬

01:04:41.419 --> 01:04:42.879
‫و زمین شروع کرد به لرزیدن.‬

01:04:42.920 --> 01:04:44.672
‫خواهرم گفت: «این زلزله‌ست».‬

01:04:44.714 --> 01:04:47.174
‫منم گفتم: «شبیه زلزله نیست.‬

01:04:47.216 --> 01:04:49.385
‫زلزله این‌جوری صدا نمیده».‬

01:04:49.427 --> 01:04:52.138
‫گفتم: «فکر کنم یه اتفاقی
‫توی تری مایل آیلند افتاده».‬

01:05:25.922 --> 01:05:28.382
‫به ما گفتن باید فوراً
‫خونه‌هامون رو تخلیه کنیم‬

01:05:28.424 --> 01:05:31.218
‫قبل از اینکه یه حفره تا اعماق
‫زمین ذوب بشه بره پایین.‬

01:05:31.260 --> 01:05:33.971
‫ما همه‌چیز رو رها کردیم.
‫خونه‌هامون، وسایلمون رو.‬

01:05:34.013 --> 01:05:35.848
‫وحشت‌زده بودیم.‬

01:05:35.890 --> 01:05:37.850
‫خب، حالا که بحثش شد،‬

01:05:37.892 --> 01:05:40.102
‫من قویاً معتقدم یادآوری تاریخ خیلی مهمه،‬

01:05:40.144 --> 01:05:41.812
‫حتی اگه تاریک یا ناخوشایند باشه.‬

01:05:41.854 --> 01:05:44.357
‫شاید به‌خصوص اگه تاریک و ناخوشایند باشه،‬

01:05:44.398 --> 01:05:46.484
‫چون باید از اشتباهاتمون درس بگیریم.‬

01:05:46.525 --> 01:05:48.235
‫من با این موضوع مخالفتی ندارم،‬

01:05:48.277 --> 01:05:50.780
‫اما گاهی اوقات فقط
‫باید بذاریم همه‌چیز بگذره.‬

01:06:14.762 --> 01:06:16.263
‫خب، چرا بهش زنگ نمی‌زنی تا بفهمی؟‬

01:06:16.305 --> 01:06:17.723
‫خواهرته، مگه نه؟‬

01:06:18.683 --> 01:06:19.809
‫اگه خواهر منه،‬

01:06:19.850 --> 01:06:21.352
‫پس خواهر تو هم میشه.‬

01:06:21.394 --> 01:06:23.145
‫می‌دونم. خوب می‌دونم.‬

01:06:23.187 --> 01:06:24.897
‫- لئونارد ویلکس.
‫-  فاک!‬

01:06:28.359 --> 01:06:29.986
‫زنت رو دوست داری؟‬

01:06:38.202 --> 01:06:41.497
‫خب، ببین بالاخره کی تصمیم گرفت پیداش بشه.‬

01:06:47.795 --> 01:06:49.505
‫اما تو کجایی؟‬

01:07:21.078 --> 01:07:23.247
‫«3M1.‬

01:07:23.289 --> 01:07:25.207
‫3MI.»‬

01:08:04.121 --> 01:08:06.582
‫امروز مصادف است با سالگرد بیست‌وهشتم مارس‬

01:08:06.624 --> 01:08:08.626
‫در حادثه «تری مایل آیلند»،‬

01:08:08.667 --> 01:08:11.670
‫بدترین فاجعه هسته‌ای
‫غیرنظامی در تاریخ آمریکا.‬

01:08:15.424 --> 01:08:17.426
‫اون از یه کتابخونه عمومی چی می‌خواست؟‬

01:08:18.177 --> 01:08:20.679
‫دقیقاً دو تا کتاب برداشت. «N» و «T».‬

01:08:21.889 --> 01:08:23.140
‫...وقتی که هسته اورانیوم‬

01:08:23.182 --> 01:08:24.558
‫نیروگاه هریسبرگ‬

01:08:24.600 --> 01:08:26.185
‫به‌طور جزئی ذوب شد،‬

01:08:26.227 --> 01:08:29.021
‫و مواد رادیواکتیو رو توی پنسیلوانیا‬

01:08:29.063 --> 01:08:30.481
‫و ایالت‌های همسایه پخش کرد.‬

01:08:31.065 --> 01:08:33.317
‫مقداری مواد منفجره دزدیده شده بود.‬

01:08:33.359 --> 01:08:35.945
‫تی‌ان‌تی قدیمی و بسیار فرّار.‬

01:08:35.986 --> 01:08:40.157
‫به ما گفتن باید فوراً
‫خونه‌هامون رو تخلیه کنیم،‬

01:08:40.199 --> 01:08:43.911
‫قبل از اینکه یه حفره تا اعماق
‫زمین ذوب بشه بره پایین.‬

01:08:45.329 --> 01:08:46.831
‫وای خدای من.‬

01:09:13.440 --> 01:09:15.651
‫مسیح، لئو.
‫مگه شیفتت تموم نشده بود؟‬

01:09:17.820 --> 01:09:20.156
‫کریگر تازه بهم زنگ زد که
‫برگردم، واسه همین، اِم...‬

01:09:20.197 --> 01:09:21.949
‫فوریه، واسه همین...‬

01:09:23.033 --> 01:09:24.076
‫آره.‬

01:09:26.787 --> 01:09:27.955
‫صندوق‌عقب رو بزن بالا.‬

01:09:30.708 --> 01:09:33.043
‫عجله کن. یالا، راه بیفت.
‫خودت که روال رو می‌دونی.‬

01:09:37.590 --> 01:09:38.966
‫خیلی خب، بذار رد بشه.‬

01:09:55.399 --> 01:09:56.984
‫تقریباً رسیدیم. خواهش می‌کنم.‬

01:10:02.531 --> 01:10:04.325
‫ادامه بده.‬

01:10:06.202 --> 01:10:08.454
‫این شوخی نیست. باید
‫همین الان مأمور بفرستید.‬

01:10:08.495 --> 01:10:10.206
‫متوجهی؟‬

01:10:10.247 --> 01:10:11.999
‫قراره به «تری مایل آیلند» حمله بشه.‬

01:10:21.008 --> 01:10:23.385
‫متاسفم عزیزم.‬

01:10:23.427 --> 01:10:24.720
‫خیلی متاسفم.‬

01:10:25.304 --> 01:10:26.889
‫حالت خوب میشه، باشه؟‬

01:10:26.931 --> 01:10:28.599
‫برمی‌گردم. قول میدم، باشه؟ حالت خوب میشه.‬

01:10:29.099 --> 01:10:30.601
‫دوستت دارم. برمی‌گردم.‬

01:10:31.101 --> 01:10:34.146
‫نه، نه. خواهش می‌کنم. نه.‬

01:10:34.188 --> 01:10:35.522
‫خواهش می‌کنم.‬

01:10:35.564 --> 01:10:37.608
‫نه، خواهش می‌کنم. خواهش
‫می‌کنم. خواهش می‌کنم.‬

01:10:39.193 --> 01:10:40.527
‫خواهش می‌کنم. التماس می‌کنم،
‫تو دیگه به من نیازی نداری.‬

01:10:40.569 --> 01:10:42.363
‫می‌تونی بذاری برم.‬

01:10:42.863 --> 01:10:44.240
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی.‬

01:10:45.366 --> 01:10:46.408
‫فقط بذار برم.‬

01:10:51.205 --> 01:10:52.539
‫نه، نه، نه.‬

01:10:56.043 --> 01:11:00.839
‫اینکه الان چطور بهم کمک کنی تعیین
‫می‌کنه کی زنده بمونه و کی بمیره.‬

01:11:13.435 --> 01:11:15.521
‫من افسر گشت بزرگراه، «جین آرچر» هستم.‬

01:11:15.562 --> 01:11:17.606
‫گوش کن چی میگم. دلایل
‫زیادی دارم که باور کنم‬

01:11:17.648 --> 01:11:19.858
‫قراره به این نیروگاه حمله بشه.‬

01:11:19.900 --> 01:11:20.985
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟‬

01:11:23.153 --> 01:11:25.489
‫اون اینجاست. همین الان هم اینجاست.‬

01:11:26.198 --> 01:11:27.616
‫یه اتفاقاتی داره میفته‬

01:11:27.658 --> 01:11:28.701
‫توی اتاق کنترل راکتور یک.‬

01:11:29.201 --> 01:11:30.786
‫دروازه‌ها رو باز کن! یالا انجامش بده!‬

01:11:30.828 --> 01:11:32.663
‫- تو، با من بیا.
‫- دست نگه دار. یه لحظه صبر کن.‬

01:11:32.705 --> 01:11:34.123
‫ببین، من می‌دونم اون کیه.‬

01:11:34.164 --> 01:11:36.583
‫می‌تونم کمکت کنم جلوش رو
‫بگیری، اما باید سریع حرکت کنیم.‬

01:11:40.004 --> 01:11:41.005
‫باشه.‬

01:11:41.672 --> 01:11:43.841
‫بذار ما رد بشیم، بعد همه‌جا
‫رو قفل کن و به مرکز خبر بده.‬

01:12:38.562 --> 01:12:39.605
‫پیاده شو.‬

01:12:49.448 --> 01:12:50.532
‫یا عیسی مسیح!‬

01:12:58.248 --> 01:13:00.000
‫یالا.
‫پخش بشید. حرکت، حرکت، حرکت.‬

01:13:00.042 --> 01:13:01.710
‫من هواتو دارم.
‫یالا.‬

01:13:01.752 --> 01:13:03.420
‫- بریم.
‫- وارد شدیم. یالا!‬

01:13:03.462 --> 01:13:04.838
‫- بجنبید، بجنبید.
‫- یالا، یالا، یالا.‬

01:13:05.297 --> 01:13:06.465
‫پشت سر من، پشت سر من.‬

01:13:06.507 --> 01:13:08.008
‫برید!‬

01:13:17.684 --> 01:13:19.395
‫مواظب باش. شروع شد.‬

01:13:25.317 --> 01:13:26.443
‫- نزدیک بمون.
‫- آره.‬

01:13:29.738 --> 01:13:30.989
‫یالا، یالا، یالا.‬

01:13:43.168 --> 01:13:45.045
‫خودش رو توی اتاق کنترل حبس کرده.‬

01:13:45.087 --> 01:13:46.839
‫«لئو» رو گروگان گرفته.‬

01:13:46.880 --> 01:13:49.258
‫بچه‌ها، این راهرو باید خالی بشه.
‫همگی بکشید عقب.‬

01:13:49.299 --> 01:13:51.677
‫هر کسی از بخش عملیات
‫یا مهندسیه، بیاد دنبال من.‬

01:14:17.119 --> 01:14:19.163
‫این یه کارِ آخر رو انجام بده،‬

01:14:20.122 --> 01:14:21.540
‫اون‌وقت می‌ذارم بری بیرون.‬

01:14:22.916 --> 01:14:24.543
‫زنت منتظرته.‬

01:14:25.961 --> 01:14:28.297
‫یا اینکه انجامش نده،‬

01:14:28.338 --> 01:14:29.923
‫و منم می‌کُشمت.‬

01:14:32.801 --> 01:14:34.303
‫اوضاع از چه قراره؟‬

01:14:34.344 --> 01:14:36.096
‫راکتور یک داره با ۷۵
‫درصد ظرفیت کار می‌کنه.‬

01:14:36.138 --> 01:14:38.015
‫مشکل اینجاست که لئو داره
‫قلب راکتور رو تخلیه می‌کنه.‬

01:14:38.056 --> 01:14:39.349
‫سیستم رو لغو کرده. اون داره...‬

01:14:39.391 --> 01:14:41.351
‫داره مایع خنک‌کننده رو
‫تخلیه می‌کنه. همه‌ش رو.‬

01:14:41.393 --> 01:14:42.895
‫سطح آب داره به‌شدت افت می‌کنه.‬

01:14:42.936 --> 01:14:44.396
‫سیستم اضطراری فعال میشه‬

01:14:44.438 --> 01:14:45.939
‫به‌محض اینکه دمای هسته
‫از حد مجاز بالاتر بره.‬

01:14:45.981 --> 01:14:48.650
‫اون می‌خواد اون مرد رو بکشه. لئو رو.‬

01:14:49.276 --> 01:14:50.611
‫این یه گروگان‌گیری عادی نیست.‬

01:14:50.652 --> 01:14:52.446
‫هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.‬

01:14:52.488 --> 01:14:53.989
‫ببینید، می‌دونم این چطور به نظر میاد،‬

01:14:54.031 --> 01:14:55.991
‫اما اون یارویی که اون
‫توئه، همون «اسلشره».‬

01:14:56.033 --> 01:14:58.827
‫من تعقیبش می‌کردم، و
‫این از اول نقشه‌ش بوده.‬

01:14:58.869 --> 01:15:00.454
‫خودکشی‌ش.‬

01:15:16.678 --> 01:15:18.222
‫اون خیلی خطرناکه.‬

01:15:18.263 --> 01:15:19.806
‫مواد منفجره داره. حتماً با خودش آوردتشون.‬

01:15:20.516 --> 01:15:23.936
‫اگه سیستم خنک‌کننده اضطراری
‫رو منفجر کنه، کارمون تمومه.‬

01:15:40.536 --> 01:15:42.663
‫نه، نه، نه. خواهش می‌کنم، نه.‬

01:15:42.704 --> 01:15:44.248
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.‬

01:16:19.700 --> 01:16:21.660
‫می‌خواد از نارنجک به
‫عنوان چاشنی استفاده کنه.‬

01:16:21.702 --> 01:16:23.579
‫این حجم از تی‌ان‌تی...‬

01:16:23.620 --> 01:16:25.789
‫می‌تونه کل اتاق کنترل رو نابود کنه.‬

01:16:25.831 --> 01:16:28.250
‫خب، نمی‌تونید قبل از اینکه کاری
‫بکنه، سیستم رو خاموش کنید؟‬

01:16:28.292 --> 01:16:29.626
‫باید بتونید این کار رو بکنید.‬

01:16:29.668 --> 01:16:30.711
‫نه از خارج از اتاق کنترل، امکانش نیست.‬

01:16:51.898 --> 01:16:53.567
‫اون حرومزاده می‌خواد ذوبمون کنه.‬

01:16:55.360 --> 01:16:56.862
‫اون می‌خواد یه شهر
‫پر از آدم رو نابود کنه.‬

01:16:56.903 --> 01:16:58.572
‫بیشتر شبیه به کل کرانه شرقی.‬

01:17:07.956 --> 01:17:09.499
‫نگهبانی،‬

01:17:09.541 --> 01:17:11.168
‫باید همین الان برید اون تو.‬

01:17:11.209 --> 01:17:13.170
‫باید برید اون تو و جلوش رو بگیرید.‬

01:17:14.338 --> 01:17:15.589
‫راه دیگه‌ای برای ورود به اتاق کنترل هست؟‬

01:17:15.631 --> 01:17:17.007
‫سیستم تهویه چطور؟‬

01:17:17.049 --> 01:17:18.759
‫امنیتش بالاست. اصلاً هدفش همینه.‬

01:17:18.800 --> 01:17:20.594
‫حتی طوری طراحی شده
‫که مانع نشت رادیواکتیو بشه.‬

01:17:20.636 --> 01:17:21.970
‫خیلی خب همگی، گوش کنید.‬

01:17:22.012 --> 01:17:24.222
‫به سازمان نظارت هسته‌ای
‫و پدافند غیرعامل خبر بدید.‬

01:17:24.264 --> 01:17:27.434
‫بهشون بگید «تری مایل آیلند»
‫در آستانه یک فاجعه بزرگه.‬

01:17:27.976 --> 01:17:31.146
‫اگه شانس بیاریم، دو،
‫شاید سه ساعت وقت دارن‬

01:17:31.188 --> 01:17:33.523
‫تا برای تخلیه کل مرکز
‫پنسیلوانیا تلاش کنن.‬

01:17:38.904 --> 01:17:40.697
‫شاید یه راهی باشه. بیا.‬

01:18:11.603 --> 01:18:13.772
‫اینجا از... خیلی وقت پیش بسته بوده.‬

01:18:20.237 --> 01:18:21.279
‫پلکسیه.‬

01:18:21.321 --> 01:18:22.406
‫مطمئنم ضدگلوله‌ست.‬

01:18:50.225 --> 01:18:51.601
‫بس کن!‬

01:18:51.643 --> 01:18:52.978
‫هی!‬

01:18:56.231 --> 01:18:58.150
‫دیگه تمومه. راهی نیست. من...‬

01:19:01.153 --> 01:19:02.738
‫ببخشید، ولی کیرم تو این وضعیت.‬

01:19:08.118 --> 01:19:10.078
‫درود بر شیطان!‬

01:19:10.120 --> 01:19:13.206
‫خادمت رو به قلمروی جهنم بپذیر.‬

01:19:38.899 --> 01:19:42.194
‫همه به نام تو، دیابلوسِ قادر مطلق.‬

01:19:59.085 --> 01:20:00.879
‫دروازه‌ها رو باز کن!‬

01:20:47.717 --> 01:20:50.345
‫برو به درک، روانی.‬

01:21:24.129 --> 01:21:25.881
‫مقامات همچنان درباره وضعیت تحقیقات‬

01:21:25.922 --> 01:21:27.966
‫سکوت اختیار کرده‌اند.‬

01:21:28.008 --> 01:21:29.968
‫چرا اسلشرهای شیطان‌پرست وجود دارن؟‬

01:21:30.010 --> 01:21:32.637
‫آیا اون ریچارد جاشوا ریوزه؟‬

01:21:32.679 --> 01:21:34.723
‫هیچ شکی ندارم‬

01:21:34.764 --> 01:21:37.893
‫که قاتل «تری مایل آیلند» در
‫واقع همون «اسلشر شیطان‌پرسته».‬

01:21:37.934 --> 01:21:39.728
‫گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه‬

01:21:39.769 --> 01:21:42.522
‫آیا قاتل «تری مایل آیلند»
‫هنوز زنده است یا خیر.‬

01:21:42.564 --> 01:21:44.190
‫دیدی؟ بهت گفتم.‬

01:21:44.232 --> 01:21:45.817
‫دولت ما داره هیولاهای انسانی خلق می‌کنه‬

01:21:45.859 --> 01:21:47.444
‫و دوباره اون‌ها رو توی دنیا رها می‌کنه.‬

01:21:49.863 --> 01:21:51.573
‫در این تصاویر آرشیوی،‬

01:21:51.615 --> 01:21:54.534
‫دستگیری ریچارد جاشوا ریوز
‫در سال ۱۹۹۹ نشان داده می‌شود‬

01:21:54.576 --> 01:21:56.912
‫که به جرم قتل‌عام «کرایست کراس» محکوم شد،‬

01:21:56.953 --> 01:21:59.456
‫قتلی که تصور می‌شد به
‫زنجیره جنایات او پایان داده است.‬

01:21:59.497 --> 01:22:01.541
‫آن فاجعه اکنون در مقایسه با‬

01:22:01.583 --> 01:22:03.627
‫ردپای مرگی که او در هفته‌های گذشته‬

01:22:03.668 --> 01:22:06.338
‫به عنوان «اسلشر شیطان‌پرست» از
‫خود به جا گذاشت، ناچیز به نظر می‌رسد.‬

01:22:12.177 --> 01:22:15.055
‫او حداقل مسئول مرگ ۴۸ نفر‬

01:22:15.096 --> 01:22:16.723
‫در جریان جنایات اخیرش است.‬

01:22:16.765 --> 01:22:18.767
‫و برخی ادعا می‌کنند که او ممکن است‬

01:22:18.808 --> 01:22:21.186
‫از اقدام به خودکشی‌اش در «تری
‫مایل آیلند» جان سالم به در برده باشد.‬

01:22:22.187 --> 01:22:25.315
‫سخنگوی اف‌بی‌آی این ادعاها را تکذیب کرده‬

01:22:25.357 --> 01:22:27.692
‫و تأکید دارد که ریوز هدف
‫چندین گلوله قرار گرفته است،‬

01:22:27.734 --> 01:22:31.988
‫از جمله یکی در سر، که
‫در نهایت مرگبار بوده است.‬

01:24:08.084 --> 01:24:09.961
‫به خونه خوش اومدی، ریوز.‬

01:24:10.003 --> 01:24:12.172
‫آره، «دره مرگ» دلش برات تنگ شده بود.‬

01:24:13.000 --> 01:24:17.000
‫ترجمه و زیرنویس از مهراد
‫MehRaDedSec

01:24:17.030 --> 01:24:22.000
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:24:22.030 --> 01:24:32.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
