WEBVTT

00:26.720 --> 00:32.280
‫تو مسابقات امسال محله، برای اولین باره که
‫دو تا خواهر و برادر پاشون به فینال رسیده!

00:32.439 --> 00:36.640
‫و در کنار من، کسی نیست جز... اینفِریو!

00:36.800 --> 00:40.400
‫و اما در سمت راست،
‫آنتون شکست‌ناپذیر...

00:40.560 --> 00:44.000
‫...سوار بر «سوپر اسپیدستر کوهستان‌نورد ۹۰۰۰» خودش!

00:44.160 --> 00:48.840
‫- اینکه اون... این بی‌انصافی نیست؟
‫- آماده، به جای خود...

00:49.000 --> 00:53.000
‫- آخه دوچرخه‌ی اون خیلی سرتره!
‫- حرکت!

00:55.240 --> 00:59.240
(وبسایت دوستی ها تقدیم میکند)

01:09.880 --> 01:13.120
‫خب، خب. این دکمه رو می‌زنیم و تمام!

01:16.560 --> 01:20.080
‫وایسا ببینم، داری چی کار می‌کنی؟
‫اینجوری که خطرناکه!

01:20.800 --> 01:23.600
‫آهای! آخ! مردم!

01:23.760 --> 01:26.520
‫می‌خوای به گرد پام برسی،
‫باید یه نمه گاز بدی!

02:13.120 --> 02:16.040
‫- جون من وایسا! وایسا دیگه!
‫- هر جور میلته!

02:20.400 --> 02:23.440
‫ایول بابا! عجب پروازی کردی!

02:23.600 --> 02:27.880
‫- دردت اومد؟
‫- من... پرت شدم... خیلی دور.

02:29.120 --> 02:34.560
‫دوچرخه‌مو باید عین روز اولش کنی.
‫بعدشم، تا وقتی زنده‌ای، گوش به فرمان منی!

02:34.720 --> 02:37.000
‫فهمیدی؟ تا آخر عمرت!

02:37.160 --> 02:42.200
‫- اِ. چه اتفاقی افتاد یهو؟ زمین تا آسمون عوض شد!
‫- به‌به، چه دقیق!

02:42.360 --> 02:45.600
‫- تو دیگه آخرشی تو آدم‌شناسی!
‫- لطف داری.

02:45.760 --> 02:49.080
‫خب، حالا این عینک ما کجاست؟

02:49.240 --> 02:51.960
‫آها، پیداش کردم. اینم از این.

02:52.120 --> 02:57.960
‫اون ستاره دنباله‌داری که به اینفِریو قدرت‌های فوق‌العاده بخشید،
‫هر پنجاه سال یه بار از کنار زمین رد میشه.

02:58.120 --> 03:00.640
‫فکرشو بکن اینفِریو بو ببره
‫که تو داری همچین آتیشی می‌سوزونی.

03:00.800 --> 03:03.880
‫- مثلاً فکر کردی از اون می‌ترسم؟
‫- آره خب!

03:04.040 --> 03:08.080
‫همین که ستاره دنباله‌دار سر و کله‌اش پیدا شد،
‫من آماده‌ام تا اون گرد و خاک جادویی رو بقاپم.

03:08.240 --> 03:12.400
‫اون‌وقت منم صاحب قدرت‌های خفن میشم
‫و اون فسقلی رو...

03:22.080 --> 03:26.080
‫- این دستگاه تغییر صدا یه مرگیش هست.
‫- اِوا خاک عالم. خب، چشه مگه؟

03:26.240 --> 03:30.440
‫- باید یه کم صدا رو کلفت‌تر و خفن‌تر می‌کرد.
‫- منظورت اینه که، مثلاً اینجوری باشه؟

03:30.600 --> 03:34.760
‫الو؟ آها، حالا شد! خیلی بهتر شد. عالی.

03:34.920 --> 03:39.640
‫چی؟ چرا صدام اینقدر عجیب غریب شده؟
‫نکنه لهجه برام گذاشتی؟

03:39.800 --> 03:43.920
‫داری دستم میندازی! آره؟
‫حالا بهت نشون میدم!

03:44.080 --> 03:46.720
‫نه، وایسا! بذارم زمین!

03:46.880 --> 03:49.560
‫درست شد، حالا صدات مثل اوله. قول میدم.

03:49.720 --> 03:53.400
‫امتحان می‌کنیم... یک دو سه... آره، خودشه.

03:53.560 --> 03:58.080
‫تو که حریف من نمیشی.
‫بچه که بودیم، زورمون یکی بود، قبول.

03:58.240 --> 04:02.160
‫شایدم دلیلش اینه که تو قدرت‌های خفن گیرت اومد
‫و کلاه من پس معرکه موند!

04:02.320 --> 04:07.000
‫- اینکه هیچ دردی رو حس نکنی، خودش بد دردیه.
‫- درد کشیدن هم که دیگه هیچی، خود درده!

04:07.160 --> 04:12.000
‫انگار سرنوشت من همینه. من انتخاب شدم.
‫ولی این قضیه داره از پا درم میاره.

04:12.160 --> 04:17.040
‫- گشنمههههه. چیزی پختی بخوریم؟
‫- با این مچ داغون، یه کم بعیده والا.

04:17.200 --> 04:20.600
‫دیگه از این همه قایم‌موشک‌بازی خسته شدم.
‫وقتشه بیام رو صحنه!

04:20.760 --> 04:23.800
‫به‌زودی بال‌هامو باز می‌کنم و پر می‌کشم!

04:23.960 --> 04:26.200
‫- به سمت خورشید؟
‫- صاف به سمت خورشید!

04:26.360 --> 04:28.920
‫- که جزغاله بشی؟
‫- که جزغاله بشم!

04:29.080 --> 04:32.760
‫باید یه فکری بکنیم یه نمایش موزیکال
‫چیزی با هم اجرا کنیم.

04:32.920 --> 04:35.200
‫خب دیگه، ما رفتیم!

04:35.360 --> 04:41.040
‫دیگه چیزی نمونده. اون‌وقت یه عالمه قدرت
‫نصیبم میشه و ترتیب خواهر/برادرم رو میدم!

05:10.920 --> 05:14.160
‫الو؟ کسی صدای منو می‌شنوه؟ الو؟

05:14.320 --> 05:17.920
‫- لگد زد! حسش کردی؟
‫- آره، آره، فهمیدم.

05:18.080 --> 05:21.400
‫- یعنی می‌تونه صدامو بشنوه؟
‫- شک نکن!

05:21.560 --> 05:26.400
‫می‌خوام از دنیای بیرون برات تعریف کنم
‫که وقتی چشمتو باز کردی، حسابی آماده باشی.

05:26.560 --> 05:29.480
‫من ویلی‌ام، داداش بزرگه.

05:29.640 --> 05:33.800
‫اینم مامانه، البته اینو که خودتم می‌دونی،
‫بالاخره خونه‌ت همونجاست دیگه.

05:33.960 --> 05:37.520
‫- این تویی و اینم دماغت.
‫- نه خیرم، اون یه چیز دیگه‌ست!

05:37.680 --> 05:42.000
‫- شاید بهتر بود اینو فعلاً نمی‌دونستم.
‫- ایشون هم ماما هستن.

05:42.160 --> 05:45.800
‫- نه، ماما.
‫- یه کم خل‌وضع به نظر میاد.

05:47.000 --> 05:50.160
‫این اتاق منه.
‫اینم تختم.

05:50.320 --> 05:53.360
‫اینام کتابای داستان مصور من.
‫می‌تونی برشون داری بخونی.

05:53.520 --> 05:57.560
‫البته شاید این یکی نه. خیلی عزیز کرده‌مه.
‫چاپ مخصوصه.

05:57.720 --> 06:03.440
‫ولی این یکی... راستش اینم یه جورایی
‫تک و نایابه، پس...

06:03.600 --> 06:06.720
‫اما با این می‌تونی بازی کنی.
‫این یه جور...

06:06.880 --> 06:10.400
‫راستشو بخوای، خودمم نمی‌دونم این چه کوفتیه!

06:10.560 --> 06:12.680
‫مامان!

06:12.840 --> 06:17.200
‫مامان نویسنده‌ست و یه کتاب داره که
‫قول داده زود تمومش کنه.

06:17.360 --> 06:19.720
‫واسه همین یه ذره قاطی پاطیه این روزا.

06:19.880 --> 06:23.600
‫شبا هم داستانای مختلف رو
‫رو من امتحان می‌کنه.

06:23.760 --> 06:28.440
‫«وقتی همه خوابیدن، یارو با یه ساطور اومد بیرون
‫و کل خانواده رو قلع و قمع کرد.»

06:28.600 --> 06:31.400
‫خوب بود، نه؟ خوب بخوابی، جیگرطلا.

06:31.560 --> 06:34.480
‫تو لازم نیست...

06:34.640 --> 06:37.440
‫...چراغو خاموش کنی.

06:37.600 --> 06:40.960
‫ورا، آبجی‌مون، یه کم از تاریکی خوشش نمیاد...

06:41.120 --> 06:46.080
‫...واسه همین معمولاً دوست داره یکی کنارش باشه.
‫البته نه امروز مثل اینکه.

06:48.000 --> 06:52.240
‫من کلاس چهارم می‌رم. متأسفانه، یه عده‌ای
‫هم هستن که کلاس ششمن.

06:52.400 --> 06:56.480
‫- جناب سروان کوچولو منتظر دستورن؟
‫- شنیدم اهل مشت‌زنی هستی.

06:56.640 --> 06:58.840
‫- نه بابا...
‫- ولی من هستم.

07:01.000 --> 07:03.960
‫- بی‌خیالش شو بابا.
‫- خوش باشی!

07:04.120 --> 07:06.520
‫سلام بابا. می‌تونی راه بیفتی.

07:06.680 --> 07:10.200
‫- چه بازی باحالی می‌کردین، ناقلاها؟
‫- داشتیم تمرین می‌کردیم چطور امنیت رو برقرار کنیم.

07:10.360 --> 07:14.440
‫بابا پلیسه، خودت که می‌بینی.
‫منم می‌خوام بزرگ شدم پلیس بشم.

07:14.600 --> 07:17.560
‫آخه این شهر خیلی درب و داغونه.

07:17.720 --> 07:22.560
‫دزدی وسایل برقی، فلزات قیمتی ماشینا،
‫لوازم خونه، کامپیوترا...

07:22.720 --> 07:27.400
‫این دله‌دزدا چطوری این کارا رو می‌کنن؟
‫نکنه این خلافکارا قدرت فوق‌بشری دارن؟

07:27.560 --> 07:31.240
‫پلیس همیشه از قافله عقبه.

07:32.240 --> 07:37.520
‫چند سال پیش، بابا قسم می‌خورد که
‫رد اون آدم بده رو پیدا کرده.

07:37.680 --> 07:41.840
‫رئیسشو راضی کرد که یه عملیات گنده
‫ترتیب بدن.

07:44.720 --> 07:47.480
‫پلیس! همگی بخوابین رو زمین!

07:50.240 --> 07:52.760
‫اینجا که مهدکودکه! بیا بریم.

07:54.280 --> 07:55.680
‫اُسکُل.

07:59.360 --> 08:05.480
‫خلاصه که بابا الان با این پرونده پدرکشتگی پیدا کرده،
‫ولی از پسش برمیاد.

08:05.640 --> 08:10.720
‫- اینجا آشپزخونه‌ست. اینجا می‌تونیم...
‫- آژیر! وقتشه! کیسه آب مامان پاره شد!

08:10.880 --> 08:15.480
‫- خب مثل اینکه یه جایی داره چکه می‌کنه!
‫- ساک... ساک بچه کو؟

08:15.640 --> 08:20.480
‫ویلی! همه‌چی باید حاضر و آماده باشه!
‫ورا! ویلی! مامان داره می‌زائه!

08:20.640 --> 08:25.720
‫اینا رو که تمرین کردیم. پس همه آروم باشین.
‫منم بعداً زنگ می‌زنم!

08:25.880 --> 08:30.560
‫- ای داد بیداد... مامانو یادم رفت! مامان؟
‫- وایسا! لازم نیست منو کول کنی.

08:30.720 --> 08:33.600
‫به نظر میاد به همین زودیا همدیگه رو ببینیم.

08:34.960 --> 08:38.960
‫خب، حالا دیگه فوت و فن کار با این دستگاه
‫دستت اومد، مگه نه؟

08:39.120 --> 08:45.320
‫من دقیقاً می‌دونم اون جرم آسمانی کی و کجا
‫به جو زمین برخورد می‌کنه.

08:45.480 --> 08:50.280
‫با این دستگاه می‌خوام اون گرد و غبار جادویی رو
‫به چنگ بیارم. حالا روشنش کن.

08:51.680 --> 08:53.880
‫آهای! با توأما! گوش می‌دی؟

08:54.040 --> 08:58.880
‫نه، دارم به آواز نهنگ‌ها گوش می‌کنم. لامصب
‫یه آرامشی داره! یه چیزی تو این مایه‌هاست...

09:07.960 --> 09:09.360
‫سلام!

09:09.520 --> 09:13.560
‫اوه، چارلیِ بغلیِ من!
‫جیگرگوشه‌ی فسقلی!

09:13.720 --> 09:17.800
‫تو هم از اون گازای خنده‌آور زدی؟
‫لازم نیست اینجوری لوس حرف بزنی.

09:17.960 --> 09:22.040
‫بچه‌ها تو هر ساعت ۳۴ تا چیز میز جدید یاد می‌گیرن.
‫حیف و میل میشه اینجوری یه کم.

09:22.200 --> 09:24.680
‫آره، اسرافه، خیلی اسرافه...

09:24.840 --> 09:30.160
‫حالا نگاه کن! سه، دو، یک... حالا!

09:33.720 --> 09:36.320
‫- مکنده رو روشن کن!
‫- چشم، چشم.

09:37.840 --> 09:43.520
‫نه! اون یکی دکمه! اون‌طرفی!
‫این که باد میده، باید بکشه تو!

09:43.680 --> 09:48.280
‫دو تا دکمه بیشتر نداره که! اون یکی رو بزن!
‫خاموش...

09:48.440 --> 09:51.680
‫- باشه، خاموشش می‌کنم.
‫- نه، خاموشش نکن!

09:51.840 --> 09:55.200
‫نه، نه، نه، نه!

09:55.360 --> 09:57.640
‫- نه!
‫- چی شد یهو؟

09:57.800 --> 10:01.800
‫- گند زدی به همه‌چی، پخمه!
‫- ولی مگه نمیشه...؟

10:01.960 --> 10:05.920
‫نه، نمیشه! دیگه کار از کار گذشته! فاتحه!

10:07.600 --> 10:11.280
‫چقدر دیگه می‌خوابه؟
‫کی میاین خونه که با هم بازی کنیم؟

10:11.440 --> 10:15.520
‫- یکی دو روز دیگه. مامان باید استراحت کنه.
‫- به همین زودیا با هم بازی می‌کنین. یه کم دندون رو جیگر بذار.

10:15.680 --> 10:19.680
‫- من نُه ماه آزگار صبر کردم!
‫- حالا حالاها وقت دارین با هم.

10:19.840 --> 10:22.840
‫یه عالمه ماجرای باحال منتظرتونه.

10:25.440 --> 10:30.520
‫حالا باید ۵۰ سال دیگه صبر کنم تا اون
‫جرمای آسمونی دوباره پیداشون بشه!

10:30.680 --> 10:33.680
‫- نمیشه رو آدما امتحانش کرد؟
‫- چی؟

10:33.840 --> 10:38.560
‫- مثلاً قدرتشونو ازشون بکشی بیرون.
‫- نه، امکان نداره.

10:40.640 --> 10:44.800
‫چرا، میشه رو آدما امتحانش کرد
‫و قدرتشونو ازشون کشید بیرون!

10:44.960 --> 10:50.120
‫خیلی وقته این نقشه تو سرمه.
‫باید یه تغییراتی توش بدم، ولی شدنیه.

10:50.280 --> 10:53.920
‫اون‌وقت می‌تونم رو خودِ اینفِریو پیاده‌ش کنم.

10:54.080 --> 10:56.280
‫زود باش، بدو! بجنب!

10:56.440 --> 10:58.920
‫- ندویی‌ها!
‫- آخ! مواظب باش.

11:00.440 --> 11:04.600
‫اوه، ببخشید. مامان امروز با
‫داداش کوچولوی تازه‌واردمون برگشته خونه.

11:04.760 --> 11:06.880
‫بابا قراره بیاد دنبالم.

11:25.240 --> 11:30.120
‫- تو مگه قرار نبود بری خونه بازی با...؟
‫- چرا، بابا الاناست که پیداش بشه.

11:37.480 --> 11:40.880
‫چطوری؟
‫اون دفعه مسابقه بوکسو از دست دادیا.

11:41.040 --> 11:43.040
‫آره خب.

11:49.320 --> 11:53.640
‫- سلام مامان. چارلی کو؟
‫- پیش باباشه.

11:53.800 --> 11:59.440
‫- تو راه خونه چند تا پسر...
‫- من باید بنویسم. با بابا حرف بزن.

12:02.960 --> 12:05.280
‫کِی می‌تونم باهاش بازی کنم؟

12:05.440 --> 12:11.200
‫هر وقت شیرشو خورد، آروغشو زد، خوابید،
‫کارشو کرد و پوشکشم عوض شد. ولی بعدش حتماً، پسر گلم.

12:11.360 --> 12:14.960
‫- فکر کردم شما میاین دنبالم.
‫- آها، چه خوب.

12:15.120 --> 12:21.760
‫مامان باید کتابشو تموم کنه، منم سعی می‌کنم
‫به چارلی یاد بدم با شیشه شیر بخوره.

12:21.920 --> 12:26.280
‫- نمیشه بعداً «پلیس خفن ۴» بازی کنیم؟
‫- چرا نمیشه. پنج شیش سال دیگه حتماً.

12:26.440 --> 12:28.600
‫بامزه بود!

12:28.760 --> 12:31.160
‫چیزی شده؟

12:31.320 --> 12:34.600
‫نه، هیچی. یعنی... چرا.

12:34.760 --> 12:39.000
‫- راستش یه کم پَکَرَم انگار.
‫- جدی میگی؟

12:39.160 --> 12:44.640
‫- آره. هیچکی اصلاً گوش نمیده...
‫- شوخی می‌کنی! این اداها چیه دیگه!

12:49.520 --> 12:51.320
‫آخ...!

12:55.320 --> 12:58.520
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

12:58.680 --> 13:02.120
‫- با اتاق من چی کار کردین شماها؟
‫- هیس! تازه خوابش برده. یواش حرف بزن.

13:02.280 --> 13:07.400
‫من یه اتاق اون پایین‌تر داشتم.
‫نمی‌دونی کِی دود شد رفت هوا؟

13:07.560 --> 13:11.680
‫چارلی باید نزدیک ما بخوابه،
‫واسه همین مجبوره فعلاً تو اتاق تو باشه.

13:11.840 --> 13:15.360
‫- پس من کجا باید زندگی کنم؟
‫- یه مدتی تو اتاق کار من.

13:15.520 --> 13:19.000
‫وسایلتو بچین اونجا و یه کم
‫برای خودت دنجش کن.

13:19.160 --> 13:24.840
‫چیز دیگه‌ای هم هست که یادتون رفته بهم بگین؟
‫مثلاً اینکه شما دوتا جاسوس دوجانبه روسی هستین؟

13:25.000 --> 13:27.840
‫یا اینکه اسم من جِسیه و
‫از شیکاگو به فرزندی قبولم کردین؟

13:28.000 --> 13:30.960
‫یا اینکه تو اسمت اولفه
‫و تو کار تولید لباس زیر مردونه‌ای؟

13:31.120 --> 13:36.240
‫می‌دونم تغییرات سختیه، ولی سعی کن
‫مرد باشی و مسئولیت بیشتری قبول کنی.

13:36.400 --> 13:39.520
‫چه خبر خوشی! من که عاشق مسئولیتم! (با طعنه)

13:39.680 --> 13:43.880
‫ویلی، چی...؟
‫چشمت! چی کار کردی؟ آهای، ویلی!

13:44.040 --> 13:46.280
‫ای بابا. مثل اینکه بیدارت کردم.

14:03.360 --> 14:05.000
‫بگیرش!

14:05.160 --> 14:07.160
‫نه...

14:09.200 --> 14:11.200
‫بیا اینو بگیر!

14:14.640 --> 14:19.800
‫خب، یعنی کل کاری که بلده همینه؟
‫تا کِی قراره اینجوری به دردنخور باشه؟

14:19.960 --> 14:25.000
‫حدود یه سال طول می‌کشه تا اولین کلمه‌شو بگه
‫و بعدش هم دو سال تا بتونه راه بره.

14:25.160 --> 14:28.320
‫دو سال؟! یعنی اون موقع رسماً بزرگ شدم،
‫هر جا عشقم کشید میرم!

14:28.480 --> 14:31.960
‫شاید تا اون موقع اصلاً دیگه از اینجور جاها خبری نباشه!
‫شاید همه قانونا عوض بشن!

14:32.120 --> 14:35.640
‫کی چه می‌دونه، شایدم خودم یه پاچال بزرگ زدم
‫اون سر دنیا!

14:35.800 --> 14:39.880
‫آره، حالا هم که همه‌ی توپ‌ها رو پخش و پلا کرد اینجا.
‫من یکی که جمعشون نمی‌کنم.

14:41.400 --> 14:44.840
‫دفترچه خاطرات خیالی عزیزم
‫که هیچ‌وقت توش نمی‌نویسم.

14:45.000 --> 14:48.320
‫امروز بدترین روز زندگی من بود.

14:58.400 --> 14:59.920
‫هوم.

15:22.400 --> 15:25.280
‫بابا، بابا! وای خدای من، بابا!

15:25.440 --> 15:29.280
‫- تو این دزدی‌ها یه الگوی خاصی هست.
‫- چارلی کجاست؟

15:29.440 --> 15:33.360
‫- رو شکمته دیگه.
‫- می‌دونم. چند شبه درست نخوابیدم.

15:33.520 --> 15:37.240
‫پرونده تحقیقاتتو زیر و رو کردم
‫و یه الگوی خاص پیدا کردم.

15:37.400 --> 15:39.840
‫تو نباید به وسایل من دست بزنی.

15:40.000 --> 15:42.920
‫می‌دونم کِی و کجا دوباره
‫دست به کار میشن.

15:43.080 --> 15:45.920
‫- ویلی، تو هنوز برای این کارا خیلی کوچیکی.
‫- ولی مامان...

15:46.080 --> 15:50.400
‫- ما همیشه با هم... یعنی، اون دزدا...
‫- من باید پوشک چارلی رو عوض کنم.

15:50.560 --> 15:53.200
‫عزیزم؟ حالا نوبت توئه که بگیریش.

15:55.080 --> 16:00.000
‫خیلی خب. اگه اینجوری می‌خواد،
‫خودم تنهایی از پسش برمیام.

16:00.160 --> 16:05.240
‫بله، ولی در غیر این صورت متأسفانه مجبوریم
‫بریم سراغ یه نویسنده‌ی دیگه.

16:05.400 --> 16:10.640
‫نه، تقریباً تموم شده. دارم همین الان
‫جمله‌های آخرشو می‌نویسم.

16:10.800 --> 16:14.760
‫چه هیجان‌انگیز! پس منم کارای تبلیغات و
‫معرفیشو شروع می‌کنم. اسمش چیه؟

16:14.920 --> 16:19.640
‫اسمش هست... «چارلی».

16:19.800 --> 16:22.080
‫جدی؟ فقط «چارلی»؟

16:22.240 --> 16:25.360
‫جالبه. ساده و در عین حال گیرا.

16:25.520 --> 16:31.000
‫یه اسم قهرمانی. مثل جک یا بامسی.
‫میشه یه کوچولو از داستانش بگی؟

16:31.160 --> 16:35.600
‫- نه، الان باید تمومش کنم. فعلاً.
‫- سلام، همسایه مامان!

16:35.760 --> 16:40.200
‫میلو کوچولوی ما ده روز و چهار ساعت
‫و هشت دقیقه پیش به دنیا اومد.

16:40.360 --> 16:43.440
‫داشتن یه نوزاد تازه به دنیا اومده فوق‌العاده نیست؟
‫آدم کلی انرژی می‌گیره. مگه نه؟

16:43.600 --> 16:47.880
‫- راستش، ما یه کم درگیر بودیم...
‫- ولی ببین با چه سرعتی داره رشد می‌کنه!

16:48.040 --> 16:51.960
‫- خب همه مامانا فکر می‌کنن بچه‌هاشون...
‫- من که میگم این بچه نابغه‌ست!

16:52.120 --> 16:56.240
‫من الان شش ساله که مرخصی گرفتم
‫فقط برای اینکه کنار میلو باشم.

16:56.400 --> 17:00.200
‫خیلی مهمه که هر لحظه کنارش باشی
‫و حواست بهش باشه.

17:00.360 --> 17:05.000
‫ببخشید، خیلی حرف زدم.
‫من پرنیل هستم، تو اون خونه زندگی می‌کنم.

17:05.160 --> 17:09.040
‫و شیر مادر، برای ارتباط با بچه
‫فوق‌العاده مهمه.

17:09.200 --> 17:13.000
‫شیشه شیر برای بچه مثل سمه.
‫البته اینا رو که خودتون استادین.

17:13.160 --> 17:16.880
‫- فکر نمی‌کنم خیلی هم خطرناک باشه...
‫- من که فقط شیر خودمو میدم، هی میدم.

17:17.040 --> 17:21.200
‫هر کی و هرچی دم دستم بیاد!
‫تو هم به نی‌نی شیر میدی، آره؟

17:21.359 --> 17:26.480
‫- دهنتو ببند! شنیدی؟ یه چیزی گفت!
‫- فکر کنم آروغ زد.

17:26.640 --> 17:31.160
‫داره سعی می‌کنه حرف بزنه!
‫باید تو فرهنگ لغت بچه‌هام یه نگاهی بندازم.

17:31.320 --> 17:34.080
‫خوش بگذره!

17:34.240 --> 17:37.760
‫- می‌تونی چارلی رو با خودت ببری بیرون‌ها.
‫- نه، من نمی‌تونم.

17:37.920 --> 17:42.560
‫- کجا به سلامتی؟
‫- برم... یه باند خلافکاری رو بپوکونم!

17:42.720 --> 17:47.840
‫داداشتو با خودت ببر. هم اون هواش عوض میشه،
‫هم من باید کار کنم. نشون بده بزرگ شدی.

17:50.200 --> 17:53.560
‫خب، اینم از این. آره، حالا آماده‌ست.

17:53.720 --> 17:58.440
‫دستگاه استخراج نیرو،
‫دقیقاً قالب تن اینفِریو ساخته شده.

17:58.600 --> 18:02.920
‫اون اینجا می‌شینه، بعد با این کنترل از راه دور
‫دستگاه رو فعال می‌کنیم.

18:03.080 --> 18:07.600
‫بعدش کل قدرتش از بدنش کشیده میشه بیرون
‫و اینجا جمع میشه.

18:07.760 --> 18:11.120
‫اون‌وقت من می‌تونم سر بکشمش
‫و صاحب قدرت‌های فوق‌بشری بشم!

18:11.280 --> 18:15.840
‫حالا فقط باید یه راهی پیدا کرد که اینفِریو رو خر کنیم
‫بشینه تو این دستگاه.

18:16.000 --> 18:19.280
‫- ممکنه روزها، یا حتی سال‌ها طول بکشه، ولی من...
‫- آنتون!

18:19.440 --> 18:23.160
‫باید یه چیز خفن بهت نشون بدم.
‫این دستگاهه چیه دیگه؟

18:23.320 --> 18:26.360
‫اگه بخوای می‌تونی امتحانش کنی.
‫بفرما بشین.

18:26.520 --> 18:31.960
‫- این که انگار برای خودِ من ساختنش!
‫- می‌شه گفت یه جورایی آره.

18:32.120 --> 18:35.680
‫- چیه این؟ چی کار می‌کنه؟
‫- خب، این...

18:35.840 --> 18:38.160
‫- هیچی نگو!
‫- خب دکمه‌شو بزن دیگه!

18:38.320 --> 18:42.080
‫- این لباس حفاریه؟
‫- نه. یعنی، «لباس حفاری» دیگه چیه؟

18:42.240 --> 18:45.720
‫لباس مخصوص کندن زمین. که بشه با دست
‫تو ساختمون‌سازیا زمین رو کند.

18:45.880 --> 18:50.800
‫دقیقاً! هنوز کامل آماده نیست.
‫این یه راز بین خودمون بوده.

18:50.960 --> 18:54.800
‫- اون چیزی که می‌خواستم نشونت بدم...
‫- ها؟ نه...

18:54.960 --> 18:57.960
‫- یه قدرت فوق‌بشری جدید!
‫- جداً؟

19:02.520 --> 19:05.000
‫باحال بود، نه؟

19:06.760 --> 19:11.360
‫- می‌تونی دوباره امتحان کنی بزرگش کنی؟
‫- هنوز دستم نیومده چجوری میشه این کارو کرد.

19:11.520 --> 19:15.400
‫عجب چیزی! پنجاه سال گذشته
‫و من هنوز دارم قدرتای جدید پیدا می‌کنم!

19:15.560 --> 19:19.280
‫از اینجا خوشم اومد. تم غار مانندشو گرفتم.
‫فقط یه کم برای سلیقه من تاریکه.

19:19.440 --> 19:25.200
‫یه گلدون چیزی اینجا معجزه می‌کرد.
‫یا مثلاً یه پنجره. اینجا.

19:25.360 --> 19:31.600
‫- منظره‌ش یه کم دلگیر بود، حیف شد.
‫- ایستگاه بعد: دانشگاه فنی.

19:31.760 --> 19:34.040
‫خب دیگه، ما رفتیم!

19:34.200 --> 19:36.520
‫ولی عجب کوچولو شد یهو!

19:36.680 --> 19:39.760
‫«تو برای این کارا خیلی کوچیکی،
‫از پسش برنمیای.»

19:39.920 --> 19:44.400
‫بعدش هم: «تو دیگه بزرگ شدی، مسئولیت‌پذیرتر باش.»
‫بالاخره من کوچیکم یا بزرگم؟ تکلیف چیه؟

19:44.560 --> 19:49.440
‫حالا راضی شدی که مجبورم کردن
‫بچه نگه دارم؟

19:52.040 --> 19:57.000
‫سلام. به نظر میاد از بچه‌ها خوشت میاد.
‫شاید این یکی رو هم بخوای؟

20:08.320 --> 20:11.920
‫خیلی خب. باید همین‌جا باشه.

20:15.920 --> 20:19.520
‫می‌دونستم! حق با من بود!

20:26.800 --> 20:29.680
‫اینجا دیگه چه جور جاییه؟

20:45.680 --> 20:47.760
‫آهان، پیداشون کردم!

20:47.920 --> 20:50.520
‫تعدادشون خیلی زیاده‌ها!

20:55.680 --> 20:57.960
‫باشه، من اون یکی رو برمی‌دارم.

21:04.040 --> 21:07.480
‫یه کمکی می‌کنی اینجا؟
‫گرفتمش... کمرم داره می‌شکنه!

21:11.680 --> 21:16.760
‫دارن چی کار می‌کنن؟ اینا دیگه چیه؟
‫اینا که همه‌ش جنس دزدیه! باید فیلم بگیرم.

21:23.840 --> 21:27.920
‫- نه، چارلی، ساکت باش.
‫- اون چی بود؟

21:28.080 --> 21:30.080
‫میرم یه نگاهی بندازم.

21:30.240 --> 21:32.960
‫خواهش می‌کنم چارلی. باید ساکت باشی.

21:33.120 --> 21:34.600
‫هیس!

21:34.760 --> 21:36.760
‫کسی اونجاست؟

21:42.400 --> 21:47.840
‫- نه، نه. ای وای! گیر افتادیم!
‫- بیاین بیرون، زود باشین بیاین بیرون!

21:49.000 --> 21:51.360
‫مثل اینکه کسی اینجا نیست.

21:52.880 --> 21:54.920
‫صبر کن!

21:56.400 --> 22:00.800
‫پیداشون کردم. چند تا بچه دماغو.
‫یه گوشمالی حسابی بهشون میدم و پرتشون می‌کنم بیرون.

22:00.960 --> 22:04.560
‫نه، به ما کاری نداشته باشین. خواهش می‌کنم، توروخدا.

22:07.320 --> 22:08.960
‫آهای؟

22:10.400 --> 22:14.280
‫- آخ، دردم گرفت!
‫- چی شد یهو؟

22:14.440 --> 22:17.480
‫چارلی؟ تو چطوری این کارو کردی؟

22:17.640 --> 22:20.880
‫هی، داری چی کار می‌کنی؟ یوگا کار می‌کنی؟ تو دیگه کی هستی؟

22:21.040 --> 22:24.080
‫ما فقط چند تا بچه کوچولوی بی‌گناهیم.
‫ما که کاری نکردیم.

22:24.240 --> 22:28.480
‫میگه بچه‌های بی‌گناه!
‫حالا معلوم میشه راست میگه یا نه.

22:29.720 --> 22:32.000
‫نه!

22:32.160 --> 22:34.800
‫چرا اینجوری...؟

22:34.960 --> 22:37.480
‫داری چی کار می‌کنی؟

22:37.640 --> 22:40.320
‫تو چطوری این کارا رو می‌کنی؟

22:44.840 --> 22:47.080
‫باورنکردنیه!

22:48.480 --> 22:51.280
‫اون که یه بچه قنداقی بود!

22:51.440 --> 22:54.640
‫ها؟ چرا دارن در میرن اینا؟

22:54.800 --> 22:57.520
‫چی اینقدر ترسناک بود مگه؟

22:57.680 --> 23:00.280
‫ولی... این دیگه چیه؟

23:00.440 --> 23:03.400
‫یعنی از تو ترسیده بودن؟

23:03.560 --> 23:07.240
‫سلام، کوچولوی دوست‌داشتنی.
‫راهو گم کردی؟

23:07.400 --> 23:11.880
‫اُپس! یه آروغ کوچولو بود؟
‫همچین وروجکی اسمش چی می‌تونه باشه آخه؟

23:15.520 --> 23:17.640
‫یخ زدگی!

23:17.800 --> 23:21.200
‫- بزن بریم!
‫- خب یه کمکی برسون دیگه!

23:25.080 --> 23:27.360
‫آتیش!

23:27.520 --> 23:29.800
‫بچه. دیوونه.

23:29.960 --> 23:33.360
‫چی داری میگی واسه خودت؟ هان؟

23:36.560 --> 23:39.000
‫اون افتاده دنبال من!

23:41.280 --> 23:45.440
‫این بچه...
‫این بچه که قدرت فوق‌بشری داره! خیلی خب.

23:52.680 --> 23:55.480
‫نه! مواظب باش، چارلی!

23:55.800 --> 23:58.440
‫یا خدا!

23:58.600 --> 24:02.880
‫عزیز دلم، آروم باش. حالا با هم حرف می‌زنیم
‫در موردش. فقط یه لحظه اینجا وایسا.

24:16.280 --> 24:18.920
‫خب که چی؟ اهم...

24:20.520 --> 24:22.480
‫خب، مثل اینکه کار ما اینجا دیگه تمومه.

24:23.680 --> 24:25.840
‫آخ! کارمون تمومه دیگه.

24:26.000 --> 24:29.720
‫ای بابا، این حرفا چیه. هیچ‌وقت کار تموم نیست که.

24:29.880 --> 24:33.680
‫کار تموم نیست؟
‫آخه چطوری اینفِریو رو تو این دستگاه جا بدم؟

24:33.840 --> 24:38.640
‫مگه میشه یه آدم چهل سانتی با قدرت فوق‌بشری
‫یهو از ناکجاآباد پیداش بشه...

24:38.800 --> 24:44.080
‫یه آدم چهل سانتی با قدرت فوق‌بشری
‫به ما حمله کرد!

24:44.240 --> 24:47.800
‫- جداً میگی...
‫- یه لیفتراک پرت کرد طرفمون!

24:47.960 --> 24:52.240
‫- صورتمم با یخ یکی کرد!
‫- ولی خیلی فسقلی بود، یعنی باور نمی‌کنی!

24:52.400 --> 24:56.800
‫آره، میکروسکوپی بود. قشنگ می‌تونست
‫تو اون صندلی بچه کوچولوئه جا بشه.

24:56.960 --> 24:59.800
‫- حرفمونو باور نمی‌کنی؟
‫- چرا، چرا، باورتون می‌کنم.

24:59.960 --> 25:04.640
‫- پاشین بریم به رئیس بگیم.
‫- یه لحظه صبر کنین با این قضیه.

25:04.800 --> 25:09.600
‫فکر می‌کنین اینفِریو چی میگه وقتی بفهمه
‫از یه بچه شکست خوردین؟

25:09.760 --> 25:15.640
‫اون‌وقت خل و چل به نظر نمیاین؟
‫هیچی نشده که. وسیله‌ها هم که سر جاشه.

25:15.800 --> 25:19.720
‫بهتر نیست بریم چند تا همبرگر توپ بزنیم به بدن؟ هان؟

25:19.880 --> 25:22.800
‫من که یه آنگوس برگر مخصوص
‫با گوشت تازه سفارش میدم...

25:22.960 --> 25:29.680
‫اون گرد و غبار ستاره‌ای نصیب یکی دیگه شده.
‫یه بچه کوچولو. باید پیداش کنم.

25:37.200 --> 25:42.200
‫این کاملاً طبیعیه. بعضی بچه‌ها زود راه میفتن،
‫بعضیای دیگه هم می‌تونن پرواز کنن.

25:42.360 --> 25:46.400
‫اصلاً هم عجیب نیست. کاملاً... عادیه.

25:46.560 --> 25:49.280
‫اه، لعنتی! کلیدا موند.

25:51.400 --> 25:54.520
‫- من گشنمه.
‫- خب، پس باید...

25:54.680 --> 25:58.680
‫- چی؟ چیزی گفتی؟
‫- گفتم گشنمه.

25:58.840 --> 26:02.720
‫- تو حرفم می‌تونی بزنی! معلومه که می‌تونی.
‫- معلومه.

26:04.280 --> 26:08.440
‫- وقتی رفتیم تو، جیکت درنیاد ها.
‫- چرا اونوقت؟

26:08.600 --> 26:12.320
‫- بعداً بهت میگم.
‫- اینجا چه خبره؟

26:12.480 --> 26:17.160
‫سؤال خیلی خوبیه. شاید بهترین سؤالی باشه
‫که تو کل عمرت پرسیدی.

26:17.320 --> 26:22.360
‫- چقدر طول کشید بیرون بودین! چطور بود؟
‫- عالی بود! یه آدم بدجنس رو ادب کردم.

26:22.520 --> 26:28.880
‫- داری سرما می‌خوری انگار؟
‫- آره، نه. صدام... بخاطر سن بلوغه.

26:29.040 --> 26:31.720
‫- خب، حالا باید عوضت کنیم.
‫- خودم می‌تونم.

26:31.880 --> 26:34.720
‫- تو که خیلی پسر خوبی بودی...
‫- ولی من می‌خوام!

26:34.880 --> 26:37.000
‫- منم همینطور.
‫- چی گفتی؟

26:37.160 --> 26:41.720
‫گفتم: «من می‌خوام! منم همینطور.»
‫با تمام وجودم می‌خوام پوشک چارلی رو عوض کنم.

26:41.880 --> 26:45.160
‫- ولی تو چطوری ویلی؟ خوبی؟
‫- توپ!

26:45.320 --> 26:50.160
‫- اون خلافکارا دوباره دست به کار شدن.
‫- اینو دیدی ویلی؟

26:50.320 --> 26:54.240
‫پلیس مثل اینکه قراره یه سلاح مخصوص
‫چیزی بخره.

27:00.320 --> 27:04.400
‫بسیار خب... ممنون
‫بابت این نمایش متقاعدکننده.

27:04.560 --> 27:11.600
‫اگه کل نیرو رو به این سیستم مجهز کنیم،
‫جنگ با خلافکارا رو می‌بریم.

27:11.760 --> 27:14.480
‫بله، ولی ۳۹ میلیارد کرون...

27:14.640 --> 27:19.120
‫شاید به نظر زیاد بیاد، ولی مجبوریم
‫دست به اقدامات جدی بزنیم.

27:19.280 --> 27:23.120
‫هیچ‌کدوم از کارایی که تا حالا کردیم
‫کوچکترین تأثیری نداشته.

27:23.280 --> 27:28.600
‫ولی این پول باید صرف مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها،
‫استخرها، پارک‌های اسکیت‌سواری بشه...

27:28.760 --> 27:34.720
‫ارزش امنیت چقدره؟ رأی‌دهنده‌های شما
‫از این ناامنی خسته نشدن؟

27:34.880 --> 27:39.680
‫- تا کی قراره به شما اعتماد کنن؟
‫- اِ، لنارت خوابش برد. دستش به چیزی خورد.

27:39.840 --> 27:44.000
‫سیستم ضد سرقتشه. همیشه باید
‫غیرفعالش کنی. الان بیدار میشه.

27:44.160 --> 27:49.160
‫پس تو می‌تونی حرف بزنی، می‌تونی پرواز کنی،
‫می‌تونی یه کانتینر رو بلند کنی.

27:49.320 --> 27:53.160
‫- خب، اینم از این. خوبه.
‫- ولی چرا باید مخفی بمونه؟

27:53.320 --> 27:57.440
‫چون باعث هرج و مرج میشه و کل نظم دنیا
‫بهم می‌ریزه.

27:57.600 --> 28:02.680
‫دیگه یه لحظه‌ام راحتت نمیذاشتن.
‫مجبورت می‌کردن تو یه آزمایشگاه زندگی کنی.

28:02.840 --> 28:07.360
‫- دور از مامان و بابا؟
‫- آره، دور از مامان و بابا.

28:07.520 --> 28:12.080
‫- چرا آخه؟
‫- چون تو یه ابرقهرمانی، چارلی.

28:12.240 --> 28:17.080
‫- ابرقهرمان یعنی چی؟
‫- خیلی خب، این یکی ممکنه یه کم طول بکشه.

28:17.240 --> 28:21.520
‫وقت به نفع ما نیست.
‫کی می‌دونه دفعه بعد کِی دست به کار میشن؟

28:21.680 --> 28:27.520
‫بله، ولی باید تجهیزات رو آزمایش کنیم
‫قبل از اینکه بتونیم تصمیم نهایی رو بگیریم.

28:27.680 --> 28:31.920
‫اونو حلش می‌کنیم.
‫من یه پلیس مناسب انتخاب می‌کنم.

28:32.840 --> 28:38.120
‫ابرقهرمانا یه «داستان پیدایش» دارن،
‫یعنی قصه اینکه همه‌چی از کجا شروع شد.

28:38.280 --> 28:44.040
‫اینکه چطوری قدرتای تو رو کشف کردیم.
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم، داریم داستان تو رو می‌نویسیم.

28:44.200 --> 28:47.200
‫هوم...

28:47.360 --> 28:53.520
‫آهان! یه بیمارستان زایمان پشت اون جنگلیه
‫که گرد و غبار اونجا پخش شد.

28:53.680 --> 28:57.640
‫حالا باید اون بچه کوچولو رو پیدا کنم.
‫برگ برنده‌ی من!

28:58.640 --> 29:03.120
‫و همه‌چی همیشه به سمت نبرد نهایی
‫با یه ابرشرور پیش میره.

29:03.280 --> 29:07.400
‫اون هر کاری می‌کنه تا ابرقهرمان،
‫یعنی تو رو، نابود کنه.

29:07.560 --> 29:11.160
‫سعی می‌کنه با تهدید کردن آدمای معمولیِ بی‌گناه،
‫تو رو بکشونه بیرون.

29:11.320 --> 29:15.880
‫می‌پرسی چطوری؟ خب، معمولاً یه اتوبوس مدرسه
‫پر از بچه است...

29:16.040 --> 29:19.560
‫...که کنترلش از دست رفته و از یه پل
‫داره آویزون میشه.

29:19.720 --> 29:25.440
‫یا یه عالمه بچه که تو یه چرخ و فلک گیر افتادن
‫و ما باید نجاتشون بدیم.

29:29.480 --> 29:32.400
‫یا... خب... که تو باید نجاتشون بدی.

29:32.560 --> 29:35.160
‫چون... من...

29:36.880 --> 29:42.480
‫داداشم قدرتای فوق‌العاده داره،
‫ولی من این وسط چی کاره‌ام؟

29:42.640 --> 29:48.080
‫یعنی من اونم؟
‫اون پسره تو پس‌زمینه؟ وردست قهرمان؟

29:48.240 --> 29:52.200
‫مگه وردست بودن چشه؟ خیلی هم مهمه.
‫رابین رو نگاه کن.

29:52.360 --> 29:55.120
‫- رابین؟ اون چی کار می‌کنه مگه؟ هیچی.
‫- چرا بابا.

29:55.280 --> 30:00.760
‫لباسای فوق‌العاده جیغ و رنگارنگی داره.
‫- خوشحال باش که همچین داداشی داری.

30:00.920 --> 30:07.000
‫نه. حق داری که دلت شکسته.
‫تو مجبوری تو سایه‌ی داداشت زندگی کنی.

30:07.160 --> 30:11.480
‫سرنوشت تو تاریکی ابدیه.
‫ولی یه راهی برای حلش هست.

30:11.640 --> 30:17.360
‫- گوش نده بهش. یه عالمه...
‫- «یه عالمه»... خودت که می‌شنوی. نه!

30:17.520 --> 30:21.400
‫تو باید ابرقهرمان باشی.
‫تو که همه چم و خم کار دستته.

30:21.560 --> 30:23.880
‫و حالا باید مانیفست خودتو بنویسی.

30:28.200 --> 30:32.680
‫خب، بذار ببینیم تو اون تاریخ و ساعت مشخص،
‫کی تو اون اتاق به دنیا اومده.

30:32.840 --> 30:36.640
‫- مثل آب خوردن از یه بچه.
‫- آره.

30:36.800 --> 30:42.080
‫البته این آب خوردنه قدرتای فوق‌العاده بهت میده.
‫و به‌زودی تو هم اَبَرقدرتمند میشی.

30:42.240 --> 30:46.760
‫نگو «اَبَرقدرتمند». آدم فکر می‌کنه منظورت «اَبَرچاقه».

30:46.920 --> 30:49.200
‫- آره، آقای بی‌اِم‌آی.
‫- خودشه! بینگو!

30:49.360 --> 30:52.960
‫- شماها اینجا چی کار می‌کنین؟
‫- مگه اینجا سالن بینگو نیست؟

30:53.120 --> 30:56.440
‫- نه خیر، اینجا بیمارستانه.
‫- من که گفتم بهت.

30:56.600 --> 31:00.720
‫سالنای بینگو که این شکلی نیستن.
‫اگه می‌خوایم برسیم باید بدوییم.

31:00.880 --> 31:05.640
‫یه ابرقهرمان واقعی کنترل مشکل رو به دست می‌گیره
‫و حلش می‌کنه.

31:05.800 --> 31:08.480
‫- اون همچنین می‌تونه...
‫- تو اصلاً مغز داری؟

31:08.640 --> 31:10.880
‫- آره.
‫- هوم، دقیقاً.

31:11.040 --> 31:15.680
‫یه پلیس تمام‌عیار هم عقل داره هم عضله.
‫تو که اصلاً عضله نداری.

31:15.840 --> 31:21.280
‫لاغر مردنی هستی عین کمربند خانوما. ولی
‫راه‌حل درست جلوی چشمته.

31:21.440 --> 31:26.040
‫چارلی میشه بازوهای تو. یه سلاح که می‌تونی
‫ازش استفاده کنی. حالا بنویس.

31:27.640 --> 31:30.920
‫من می‌تونم قدرتای چارلی رو
‫برای همیشه مخفی نگه دارم.

31:31.080 --> 31:33.880
‫از اعتمادی که بهم داره سوءاستفاده کنم.

31:34.040 --> 31:37.280
‫می‌تونم افتخار تمام کارایی که چارلی می‌کنه رو
‫به اسم خودم تموم کنم.

31:37.440 --> 31:41.560
‫براش کارشکنی کنم و یواشکی
‫مانع موفقیتش بشم.

31:44.480 --> 31:50.240
‫حالا دیگه می‌دونست قاتل کیه.
‫اون کسی نبود جز... یه... همسایه.

31:50.400 --> 31:53.600
‫فکرشو بکن، کسی که اینقدر نزدیک زندگی می‌کنه...

31:55.320 --> 31:59.800
‫سلام! دارم سعی می‌کنم دید در شبِ
‫میلو رو تقویت کنم. تو چی کار می‌کنی؟

31:59.960 --> 32:03.760
‫دارم یه جورایی گزارش روزانه‌ی رشد
‫چارلی رو می‌نویسم.

32:03.920 --> 32:08.080
‫تعداد نفساشو می‌شمرم، پوشکاشو وزن می‌کنم
‫و از اینجور کارا. تو این کارا رو نمی‌کنی؟

32:08.240 --> 32:11.240
‫چرا. حتماً که می‌کنم.

32:14.960 --> 32:18.560
‫بله، حتماً. چرا که نه.
‫می‌تونم انجامش بدم. یه پنکه.

32:18.720 --> 32:22.280
‫یه لباس مخصوص، البته. آها.
‫بله، متوجه شدم. خدانگهدار!

32:22.440 --> 32:26.600
‫- کی بود؟
‫- رئیسم بود. باید فوراً خودمو برسونم.

32:26.760 --> 32:31.400
‫- ولی تو که امروز مسئول چارلی هستی.
‫- گفت خیلی مهمه. من انتخاب شدم.

32:31.560 --> 32:35.720
‫- شاید همین الان ورق برگرده.
‫- سلام. من می‌تونم به چارلی شیشه شیرشو بدم.

32:35.880 --> 32:40.960
‫وقتی من این کارو می‌کنم خیلی آروم میشه.
‫میریم بیرون. می‌تونم کل روز نگهش دارم.

32:41.120 --> 32:44.960
‫چقدر بهش پول دادی که این کارو
‫برات بکنه؟

32:45.120 --> 32:49.440
‫- خب اینکه خوش می‌گذرونن خوبه دیگه؟
‫- دیروز می‌خواست داداش کوچیکشو بفروشه!

32:49.600 --> 32:52.280
‫کار خطرناکی که نمی‌کنن. مگه چی می‌تونه بشه؟

32:52.440 --> 32:55.200
‫- کجا داریم میریم؟
‫- به پاتوق سری‌مون.

32:55.360 --> 32:59.160
‫همه‌ی ابرقهرمانا یه پاتوق سری دارن.
‫و یه مأموریت.

32:59.320 --> 33:03.960
‫- مأموریت ما چیه؟
‫- اینکه اون آدم بدا رو حین ارتکاب جرم غافلگیر کنیم.

33:04.120 --> 33:08.320
‫و من... یعنی ما... افتخار دستگیریشونو
‫به نام خودمون ثبت می‌کنیم.

33:08.480 --> 33:12.640
‫- و بابا هم می‌فهمه که من اونقدرام...
‫- «افتخار» یعنی چی؟

33:12.800 --> 33:16.720
‫- بعداً بهت میگم. اینو بپوش.
‫- وای، چه خوشگله!

33:16.880 --> 33:20.400
‫- اون حرف «S» اولِ چیه؟
‫- اولِ «سایْدکیک» یعنی وردست.

33:20.560 --> 33:24.840
‫به‌به! عجب اسم خفنی! اسم خودت چیه؟

33:25.840 --> 33:29.800
‫- استاد اعظم.
‫- اونم خیلی خفنه.

33:29.960 --> 33:35.080
‫حالا می‌خوایم ببینیم چه قدرتایی داری.
‫چقدر می‌تونی بالا پرواز کنی؟

33:35.240 --> 33:39.760
‫- پرواز؟ من که بلد نیستم پرواز کنم.
‫- ولی دیروز که ما...

33:39.920 --> 33:44.280
‫خیلی خب. آروم شروع می‌کنیم.
‫با یه کم تکنیکای مبارزه. بیا اینو بگیر!

33:44.440 --> 33:47.640
‫- آخ!
‫- اِوا، ببخشید.

33:47.800 --> 33:52.200
‫- من فکر کردم...
‫- من می‌خوام برم خونه. چون گشنمه.

33:52.360 --> 33:56.880
‫ولی نه، ما که هنوز شروع نکردیم!
‫هر وقت... بهت غذا میدم.

33:57.800 --> 34:01.000
‫خیله خب، خیله خب!
‫آروم باش پسر، بهت غذا میدم.

34:04.680 --> 34:07.480
‫وقتشه دست به کار شیم.
‫اون بچهه قدرت ترسناکی داره.

34:07.640 --> 34:12.199
‫واسه همین یه چیزی ساختم که قدرتاشو
‫به طور موقت از کار میندازه.

34:12.360 --> 34:16.600
‫یه جور پیش‌درمان، که بشه قدرتا رو
‫از بدنش کشید بیرون.

34:16.760 --> 34:19.760
‫اینجوری رام و حرف‌گوش‌کن میشه.

34:19.920 --> 34:22.320
‫تو که اونو نخوردی، خوردی؟

34:22.480 --> 34:26.679
‫آره. نه، فایده نداره.
‫مرکز تکلمت از کار افتاده.

34:26.840 --> 34:31.360
‫فهمیدم! از داداش بزرگه استفاده می‌کنیم
‫تا اون ماده رو به خورد بچه بدیم.

34:31.520 --> 34:34.199
‫کمتر ابرقهرمانی دست به همچین کاری می‌زنه!

34:35.639 --> 34:39.960
‫خب. به زودی حالت بهتر میشه.
‫و فکر کنم بتونی حرفم بزنی.

34:40.120 --> 34:44.120
‫آنتون!
‫حالا دیگه نوبت توئه که خودی نشون بدی!

34:44.280 --> 34:48.560
‫باید بری یه جای شلوغ پلوغ
‫و تهدید کنی که یه بمب رو منفجر می‌کنی.

34:48.719 --> 34:52.960
‫وای، چه فرصت طلایی‌ای!
‫به نظر که خیلی کیف میده!

34:53.120 --> 34:56.120
‫ولی من یه مخترعم.
‫یا دستگیر میشم یا بهم شلیک می‌کنن!

34:56.280 --> 35:01.960
‫- دقیقاً همینو می‌خوایم دیگه!
‫- آره، عجب چیزی! گرفتم چی شد.

35:02.120 --> 35:06.200
‫- ولی صبر کن! یه فکر توپ به سرم زد!
‫- چی مثلاً؟

35:06.360 --> 35:10.480
‫- اون به جای من این کارو می‌کنه.
‫- فکر می‌کنی قبول می‌کنه؟

35:10.640 --> 35:15.760
‫معلومه که می‌کنه! وگرنه یه چیزی می‌گفت دیگه.
‫فلج که نیست!

35:15.920 --> 35:19.000
‫باشه، پس همین کارو می‌کنیم. اون انجامش میده.

35:19.160 --> 35:20.480
‫اِه!

35:22.480 --> 35:26.720
‫عجب! نزدیک بودا، به خیر گذشت!

35:26.880 --> 35:30.720
‫چرا اینجوری نیگا می‌کنی؟
‫اینقدر زل نزن به من، رو مُخمی!

35:31.640 --> 35:36.920
‫تو شاگرد خوبی هستی، چارلی. اینکه نمی‌تونی
‫پرواز کنی اشکالی نداره، فعلاً البته.

35:37.080 --> 35:41.360
‫ولی یه عالمه قدرت دیگه هست
‫که می‌تونیم امتحان کنیم.

35:41.520 --> 35:45.320
‫پرتاب یخ، شلیک لیزر، استفاده از نیرو،
‫تغییر بُعد...

35:45.480 --> 35:50.840
‫...دید اشعه ایکس، بدن کشسانی،
‫نامرئی شدن، تبدیل شدن به...

35:51.000 --> 35:56.280
‫- تو هم چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟
‫- سعی می‌کنم چیزی که تو می‌بینی رو ببینم.

35:56.440 --> 36:01.160
‫با چشمات جایی که من نگاه می‌کنم رو نگاه کن. اونجا.
‫اون علامت رو کامیونه رو می‌بینی؟

36:03.720 --> 36:06.360
‫این که همونه!

36:07.640 --> 36:10.320
‫- باید دنبالش کنیم!
‫- من که هنوز همه فوت و فنا رو یاد نگرفتم!

36:10.480 --> 36:12.880
‫دیگه وقت تمرین نداریم.
‫عملیات شروع شد!

36:21.600 --> 36:24.920
‫حالا چی کار کنیم؟ اینجوری که خیلی
‫کُنده، عمراً برسیم...

36:25.080 --> 36:27.200
‫خودشه! وایساد!

36:27.360 --> 36:30.840
‫- اِاِاِ، جناب سروان کوچولو رو باش!
‫- چطوری!

36:32.120 --> 36:36.440
‫- برین کنار ببینم، عجله دارم!
‫- نکنه تو مأموریت سری هستی؟

36:36.600 --> 36:40.000
‫نه بابا، داره «خاله بازی» می‌کنه.
‫تیشرتت باحاله ها!

36:40.160 --> 36:43.520
‫- «میم» اول چیه؟ اول «مشنگه»، نه؟
‫- میشه منم تیشرتتو امتحان کنم؟

36:43.680 --> 36:45.960
‫- بس کنین دیگه!
‫- سلام سلام.

36:46.120 --> 36:50.920
‫- این جوجه کوچولوی ناز کیه اینجا؟
‫- من اگه جای تو بودم سر به سرش نمی‌ذاشتم.

36:51.080 --> 36:55.040
‫باشه بابا. مگه می‌خواد چی کار کنه؟
‫می‌خواد خودشو خیس کنه؟

36:55.200 --> 36:57.240
‫آخ، آخ، آخ! داری چی کار می‌کنی بچه؟

37:04.800 --> 37:06.640
‫آی!

37:07.560 --> 37:13.000
‫دماغ من! مامانم میگه خوشگل‌ترین چیزمه.
‫نباید چیزیش بشه ها!

37:13.160 --> 37:15.440
‫فکر کنم بهتره ما دیگه بریم.

37:16.160 --> 37:18.400
‫آی! ولم کن!

37:19.240 --> 37:21.240
‫چی؟

37:24.760 --> 37:26.760
‫ایول، چارلی! دمت گرم!

37:29.280 --> 37:32.680
‫نه! اینجوری که هیچ‌وقت بهش نمی‌رسیم.

37:32.840 --> 37:36.600
‫- چرا می‌رسیم! بپر بالا!
‫- چی؟

37:36.760 --> 37:39.520
‫اینجوری خیلی ضایع‌ست آخه!

37:49.360 --> 37:53.320
‫آفرین، چارلی!
‫اینجوری که خیلی داریم تند میریم!

37:53.480 --> 37:56.800
‫- خودشه! اونجاست!
‫- خیلی باهوشم، نه؟

37:56.960 --> 38:00.120
‫- اگه می‌تونستیم پرواز کنیم خیلی بهتر بود.
‫- تو هیچ‌وقت راضی نمیشی، نه؟

38:17.040 --> 38:20.000
‫موتور داره میاد! بگیرش!

38:22.440 --> 38:26.160
‫- بپر بالا!
‫- آخ جون! عالیه!

38:27.880 --> 38:30.360
‫نه!

38:30.520 --> 38:32.840
‫مواظب باش! تابلو رو!

38:40.600 --> 38:45.120
‫خب، حالا فهمیدم
‫پرواز کردن چه حسی داره!

39:01.960 --> 39:04.360
‫ما الان کجاییم؟

39:13.360 --> 39:17.280
‫خیلی خب، اون پشت ماشینه.
‫حالا می‌تونیم بپریم پایین.

39:17.440 --> 39:19.480
‫بپر پایین!

39:19.640 --> 39:22.400
‫آخ! تو اینجا بودی!

39:24.600 --> 39:29.080
‫نه خیر، هنوزم بو میده.
‫پس یه چیزی تو ماشینه.

39:31.600 --> 39:38.080
‫- اینجا که یه آشغالدونی معمولیه.
‫- نگاه کن! اون کامیونه کجا میره؟

39:39.120 --> 39:42.880
‫اون سوراخای کنارشو دیدی؟
‫مال همون لیفتراکیه که تو پرت کردی.

39:44.080 --> 39:46.360
‫تو مسیر درستیم!

39:46.384 --> 39:49.384
(Telegram: @DoostihaIR)

39:50.400 --> 39:52.840
‫اوناهاشون!

39:53.000 --> 39:55.400
‫خوش اومدین.

39:59.160 --> 40:04.080
‫باید بریم تو. امکان نداره جواب بده،
‫ولی یه امتحانی می‌کنم.

40:05.760 --> 40:08.200
‫ورود ممنوع.

40:09.880 --> 40:14.440
‫نه، مشخصات بیومتریک اشتباهه. لعنتی!
‫خیلی خب، باید صبر کنیم تا نفر بعدی...

40:17.160 --> 40:22.560
‫یا اینکه خیلی راحت درو از جا می‌کنیم.
‫هر کسی یه روشی داره دیگه!

40:31.160 --> 40:35.640
‫همه‌ی جنسای دزدی اینجاست!
‫هر چی که از مردم زدن!

40:35.800 --> 40:38.720
‫- این یعنی چی؟
‫- یعنی تو مسیر درستیم.

40:38.880 --> 40:42.720
‫- اون لباسا رو نگاه! اسکلت‌های خارجی!
‫- اینجا خیلی تاریکه.

40:42.880 --> 40:46.880
‫حتماً از جنسای دزدی استفاده کردن
‫تا این تجهیزات رو بسازن.

40:47.040 --> 40:51.960
‫- ولی برای چی؟
‫- اِه... چی؟

40:54.040 --> 40:57.000
‫- حالا دیگه کجا میری؟
‫- اِم...

40:57.160 --> 41:00.560
‫- مجبور نیستیم بریم اون پایین ها.
‫- وای!

41:02.920 --> 41:06.200
‫نمی‌خوایم بریم پاتوقمون
‫یه کم بیشتر تمرین کنیم؟

41:06.360 --> 41:09.480
‫نه، تازه داریم میریم تو دلِ
‫این جای ترسناک‌تر!

41:09.640 --> 41:13.280
‫- اینجا همونجاییه که اون چیزا رو می‌سازن.
‫- خوبه، پس دیدیمش.

41:13.440 --> 41:17.720
‫- تیک اینم خورد. حالا می‌تونیم برگردیم خونه.
‫- نمی‌فهمی چقدر این قضیه مهمه؟

41:17.880 --> 41:23.560
‫- باید ببینیم اون تو چه خبره!
‫- واقعاً باید؟ اینجا خیلی ترسناکه!

41:23.720 --> 41:27.120
‫- ها؟ وای!
‫- یکی داره میاد!

41:27.280 --> 41:31.480
‫این بی‌انصافیه! من که فلج بودم!
‫نمی‌تونه خودش انجامش بده؟

41:31.640 --> 41:34.520
‫- چیزی نیست که. حالا برش دار!
‫- شبیه بمبه!

41:34.680 --> 41:38.240
‫واسه تو گفتنش راحته!
‫قرار نیست به تو شلیک کنن و دستگیرت کنن که!

41:38.400 --> 41:42.960
‫- من مامان و بابامو می‌خوام!
‫- چی؟ الان نه دیگه!

41:43.120 --> 41:47.680
‫آره، وقتی مامان بغلت می‌کنه،
‫یه حس گرم و نرم و خوبی به آدم دست میده.

41:47.840 --> 41:52.600
‫آدم اصلاً نباید به بزرگترا اعتماد کنه.
‫آخرش همیشه دورت می‌زنن.

41:52.760 --> 41:56.960
‫یه روز عزیزترین آدم دنیایی،
‫روز بعدش اندازه پشیزی ارزش نداری.

41:57.120 --> 42:01.000
‫پس از اون حسای گرم و نرم دوری کن.
‫اونا سلاحشونه.

42:01.160 --> 42:05.960
‫بهترین کار اینه که به هیچ احدی اعتماد نکنی،
‫فقط به من.

42:06.120 --> 42:10.880
‫- نه، الان وقت گریه نیست.
‫- نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم، دست خودم نیست.

42:11.040 --> 42:13.880
‫چرا، تو می‌تونی. از پسش برمیای.

42:14.040 --> 42:16.440
‫اون چیه؟

42:18.200 --> 42:20.000
‫- چی؟!
‫- اون بچهه!

42:20.160 --> 42:23.040
‫اینا که همونان! بگیرینشون!

42:24.840 --> 42:27.240
‫وایسین!

42:33.160 --> 42:35.280
‫اِه؟ ولی...

42:36.280 --> 42:40.160
‫رولی، کجا میری؟ بچه‌ها از اینجا میرن بالا.
‫برو کنار ببینم، گنده بک!

42:40.320 --> 42:43.960
‫می‌تونی موبایلمو بگیری؟
‫بابا باید بیاد دنبالمون.

42:44.120 --> 42:46.520
‫سعی خودمو می‌کنم.

42:46.680 --> 42:50.280
‫- خودشه!
‫- آخ، نزدیک بود!

42:50.440 --> 42:52.560
‫توپو بگیر!

42:57.640 --> 43:01.800
‫- یه زوری بزن دیگه، اه!
‫- با شکم گشنه از این چیزا بالا رفتن رو مخمه!

43:03.840 --> 43:08.560
‫این همون بچهه نیست که دفعه پیش لهمون کرد؟ هان؟
‫- خداحافظ شما!

43:08.720 --> 43:12.080
‫- می‌خوای دوباره باهاشون در بیفتی؟
‫- نه خیلی راستش.

43:18.000 --> 43:22.600
‫- پس چرا داریم دنبالشون می‌دویم؟
‫- نمی‌دونم. همینجوری دارم این کارو می‌کنم.

43:25.240 --> 43:27.960
‫اَه، غیبشون زد که.

43:28.120 --> 43:31.480
‫- به رئیس خبر بدیم؟
‫- عمراً.

43:31.640 --> 43:36.320
‫- بریم سراغ همبرگر؟
‫- آره بابا. شایدم یه مدل با گوشت گاو امتحان کنیم.

43:43.360 --> 43:47.360
‫- شنیدی؟ صداش شبیه کیلی‌ماچینو بود.
‫- اون دیگه چیه؟

43:47.520 --> 43:52.320
‫یه دستگاه قلقلک که بعضی وقتا کنترلمو
‫از دستم می‌گیره. باید قلقلکم بیاد!

43:52.480 --> 43:57.520
‫- وای نه!
‫- آخ، کیلی‌ماچینو! کیلی‌ماچینو!

43:57.680 --> 43:59.480
‫بابا!

44:01.560 --> 44:05.400
‫- نزدیک مدرسه بودن. بعداً زنگ می‌زنم.
‫- بابا! گوش کن!

44:05.560 --> 44:09.560
‫- شماها اصلاً کجا بودین؟
‫- مقر اصلی خلافکارا رو پیدا کردیم!

44:09.720 --> 44:14.440
‫اینقدر بازی درنیار. خیلی خوبه که دوست داری
‫با داداش کوچیکت وقت بگذرونی.

44:14.600 --> 44:19.000
‫- ولی چارلی یه بچه نوزاده!
‫- این چیه پوشیدی؟

44:19.160 --> 44:22.560
‫شاید اینا رو برامون بخرن.
‫اگه کارمو خوب انجام بدم.

44:22.720 --> 44:25.960
‫ولی یه کم سخته وقتی باید
‫بچه هم نگه دارم.

44:26.120 --> 44:29.920
‫- این که همونه! حالا فهمیدم!
‫- نه، نه، نه، بهش دست نزن!

44:30.080 --> 44:32.960
‫یه سیستم دزدگیر عجیب غریبی داره.
‫فوراً خوابت می‌بره.

44:33.120 --> 44:37.080
‫- من می‌دونم همه‌چی چطوری بهم ربط داره.
‫- وایسا، الان ساکت باش.

44:37.240 --> 44:42.200
‫هشدار حمله تروریستی به شهربازی گروونا لوند.
‫مردی با همون ماسک قبلی دیده شده.

44:42.360 --> 44:44.200
‫من رسیدگی می‌کنم.

44:46.920 --> 44:51.080
‫- به این حرفا اعتماد نکن. این یه تله‌ست.
‫- دیگه نمی‌خوام به حرفات گوش کنم.

44:51.240 --> 44:54.360
‫- ولی ما همین الان دیدیم که...
‫- تو اون پشت دیگه صدات درنیاد.

45:15.520 --> 45:17.680
‫- چه خبر شده؟
‫- مامان!

45:23.400 --> 45:26.160
‫بذار ببینم. اَه، لعنتی!

45:26.320 --> 45:30.520
‫- منم می‌خوام باهاتون بیام.
‫- پیش چارلی بشین. بابا باید بره سر کار.

45:30.680 --> 45:35.640
‫ولی این پرونده‌ی منم هست!
‫من بودم که همه‌چی رو حل کردم!

45:37.160 --> 45:39.160
‫مواظب خودت باش!

45:40.960 --> 45:42.760
‫بدو!

45:43.560 --> 45:46.800
‫- من خطرناکم! اسلحه دارم!
‫- آروم باش، آروم.

45:46.960 --> 45:50.720
‫اونجا یه بمبه، آره.
‫و اونام مردمن.

45:50.880 --> 45:54.120
‫- وای، چقدر بالاست!
‫- آآآه!

45:56.880 --> 46:01.600
‫من ازت خوشم میاد، ویلی.
‫تو مهربون و با ملاحظه‌ای.

46:01.760 --> 46:05.080
‫- باملاحظه.
‫- تو حواست بهم هست.

46:05.240 --> 46:09.320
‫می‌خوای کمکم کنی بهتر بشم،
‫بدون اینکه به خودت فکر کنی.

46:09.480 --> 46:13.040
‫منم می‌خوام وقتی بزرگ شدم
‫مثل تو باشم.

46:13.200 --> 46:17.920
‫- آره، ولی من که الان بزرگ نیستم.
‫- تو از من بزرگتری.

46:18.080 --> 46:21.840
‫چارلی، یه چیزی هست که باید بهت بگم.

46:22.000 --> 46:26.720
‫من کاملاً باهات صادق نبودم.
‫اونقدرام که فکر می‌کنی باملاحظه نیستم.

46:26.880 --> 46:30.840
‫- من می‌خواستم ازت سوءاستفاده...
‫- می‌تونیم یه گزارش از وضعیت داشته باشیم؟

46:31.000 --> 46:36.760
‫به نظر یه بمب ساعتی میاد.
‫یه عالمه بچه تو خطرن.

46:36.920 --> 46:39.720
‫- بیا! باید بریم اونجا!
‫- نه.

46:39.880 --> 46:44.440
‫- بابا گفت باید همینجا بشینیم.
‫- نکنه شیر فاسد خوردی قاطی کردی؟

46:44.600 --> 46:49.520
‫- اون درجه‌ش بالاتره.
‫- پس خودم تنها میرم.

46:49.680 --> 46:55.600
‫- من به نیروی کمکی احتیاج دارم.
‫- تو که اون لباس مخصوصو داری. از پسش برمیای.

46:55.760 --> 46:59.640
‫اون یه خلافکاره، ماسک زده
‫و مسلح به...

46:59.800 --> 47:02.240
‫- آهای!
‫- منو دید!

47:02.400 --> 47:08.200
‫شاید برای اینکه خیلی بلند حرف می‌زنم.
‫وایسا. الان اسلحه‌شو گرفته طرف من.

47:08.360 --> 47:12.840
‫- از اون سلاح جدیده استفاده کن. بیا.
‫- آره، راست میگی. اون سلاحه.

47:13.000 --> 47:16.800
‫- یادم رفته بیارمش، میرم میارمش.
‫- الان داری شوخی می‌کنی؟

47:16.960 --> 47:21.600
‫- وایسا! کجا داری میری؟
‫- ای وای! بمبه!

47:21.760 --> 47:25.840
‫من باید سلاحمو داشته باشم.
‫ویلی اونو کجا برده...؟

47:27.320 --> 47:30.240
‫آهای، اوضاع چطوره؟ صدامو می‌شنوی؟

47:30.400 --> 47:34.520
‫باید تو نقش آدم بده غرق بشم.
‫آرررغ! نه، اینجوری باورپذیر نیست.

47:34.680 --> 47:37.240
‫با این لباس خیلی سخته.

47:37.400 --> 47:43.120
‫پخ! این چه شکل و شمایلیه آخه؟
‫انگار یه چیزی‌ام که راه میره! پلیسه کجا رفت؟

47:48.800 --> 47:52.640
‫بیدار شو! می‌شنوی چی میگم؟
‫جامعه بهت احتیاج داره!

47:52.800 --> 47:55.640
‫بیدار شو دیگه، بی‌عرضه!

47:55.800 --> 47:58.360
‫الان نباید بخوابی که!

48:05.240 --> 48:10.120
‫آخ! گازم گرفتی! فهمیدی که
‫بابا باید بیدار بشه، آره؟

48:10.280 --> 48:15.440
‫تو یه قهرمانی، چارلی.
‫می‌فهمی چی میگم؟ همینجا وایسا.

48:23.080 --> 48:25.240
‫بمبه که اصلاً کار نمی‌کنه!

48:25.400 --> 48:29.640
‫اگه کسی بخواد کاری بکنه،
‫منم یه کاری می‌کنم!

48:29.800 --> 48:33.320
‫پس اصلاً فکر نکنین که می‌تونین
‫کاری بکنین! فهمیدین؟

48:33.480 --> 48:36.600
‫اسلحه‌تو بنداز وگرنه شلیک می‌کنم!

48:37.920 --> 48:41.960
‫خیلی خب، خودشه.
‫الان دوباره همون درد لعنتی میاد سراغم.

48:42.120 --> 48:45.200
‫آره، اومد! آخ! مامان!

48:46.440 --> 48:48.600
‫اَه! چه چندش‌آور!

48:48.760 --> 48:52.760
‫اینجوری میشه وقتی یه ذره با بهترین
‫پلیس سوئد درمیفتی...

48:52.920 --> 48:55.160
‫اون بمبه!

48:57.760 --> 48:59.840
‫خیلی خب، بذار ببینیم.

49:00.000 --> 49:03.920
‫قرمز یا آبی؟
‫اینو یه جایی یاد گرفته بودم.

49:04.080 --> 49:08.440
‫من... قرمز رو انتخاب می‌کنم. نه، آبی رو برداشتم.
‫و خب، خوب شد!

49:08.600 --> 49:11.680
‫من که هنوز زنده‌ام! خطر رفع شد!

49:11.840 --> 49:15.400
‫- توجه! توجه! بمب خنثی شد!
‫- هورا!

49:17.520 --> 49:19.760
‫من شماها رو نجات دادم!

49:19.920 --> 49:23.160
‫موج جرم و جنایتی که شهرو گرفته بود،
‫حالا دیگه تموم شده.

49:23.320 --> 49:27.320
‫به لطف این زوج قهرمان، می‌تونیم نفس راحتی
‫بکشیم و با خیال راحت بخوابیم.

49:27.480 --> 49:30.920
‫بله. و همچنین به لطف
‫این سلاح‌های فوق‌العاده.

49:31.080 --> 49:34.760
‫اگه قهرمان ما با اون لباس مخصوص نرسیده بود
‫و اینقدر به موقع عمل نکرده بود...

49:34.920 --> 49:38.040
‫...اون بچه‌ها دیگه الان زنده نبودن.

49:38.200 --> 49:40.880
‫من همچنین می‌خوام از پسر تازه به دنیا اومده‌م،
‫چارلی، تشکر کنم.

49:41.040 --> 49:44.520
‫- همه‌ش به لطف اون بود...
‫- چارلی؟ ساکت باش میلو.

49:44.680 --> 49:47.320
‫بدون اون هیچ‌وقت ممکن نمی‌شد.

49:47.480 --> 49:51.280
‫اون خطرو حس کرده بود
‫و به من هشدار داد.

49:51.440 --> 49:55.800
‫بله... و اون سلاح‌ها... محشر بودن!

49:55.960 --> 49:59.720
‫نیروی پلیس از یه سوپر چارلی کوچولو
‫نیروی کمکی گرفته؟

49:59.880 --> 50:03.880
‫- بله، میشه گفت... آره.
‫- شما یه پسر بزرگترم اونجا داشتین.

50:04.040 --> 50:10.440
‫آره، الان یه کم مطمئن نیستم کجاست، ولی...
‫کدوم گوریه این پسر؟

50:15.120 --> 50:17.600
‫نگاه کنین، داره میاد.

50:18.800 --> 50:23.400
‫- وای، چه بوی گندی میدی ویلی!
‫- هی، تو. پسرجون.

50:23.560 --> 50:27.520
‫من رازتو می‌دونم
‫و می‌فهمم چه حسی داری.

50:27.680 --> 50:33.240
‫- منظورت چیه؟ تو کی هستی؟
‫- داداش کوچیکت قدرتای فوق‌العاده داره.

50:33.400 --> 50:37.920
‫مجبور نیستی تو سایه‌ی اون زندگی کنی.
‫تو هم می‌تونی قدرتای فوق‌العاده داشته باشی!

50:38.080 --> 50:40.960
‫- چطوری آخه؟
‫- با علم. من یه دانشمندم.

50:41.120 --> 50:44.280
‫آها، خوش به حالت.
‫ولی من خودم از پسش برمیام.

50:44.440 --> 50:49.160
‫- ولی اگه تهدیدت کنم که می‌کشمت چی؟
‫- نه. ولی بازم ممنون.

50:51.120 --> 50:54.240
‫برمی‌گرده. مطمئنم برمی‌گرده.

50:57.640 --> 51:01.640
‫فکر نمی‌کنم دیگه نگاه کردن به اون چیزا
‫خیلی برای سلامتی خوب باشه.

51:01.800 --> 51:07.160
‫- من به عنوان پلیس سال انتخاب شدم!
‫- جدی میگی؟ لیاقتشو داری.

51:07.320 --> 51:12.320
‫آره. و ستاد هم اون تجهیزاتو می‌خره.
‫همه‌ش به لطف من و چارلی.

51:12.480 --> 51:16.520
‫پس اون پارک اسکیت و استخر و
‫بقیه چیزایی که قرار بود روش سرمایه‌گذاری کنن چی شد؟

51:16.680 --> 51:20.720
‫وقتی جرئت نکنی بری بیرون و تو پارک‌ها بازی کنی،
‫دیگه پارک بازی به چه دردی می‌خوره؟

51:20.880 --> 51:24.640
‫- این شهر به امنیت و به من احتیاج داره.
‫- اینا همه‌ش یه نمایشه!

51:24.800 --> 51:29.440
‫- من می‌تونم ثابتش کنم. گوش کنین.
‫- اَه، ولم کن دیگه، حوصله ندارم.

51:29.600 --> 51:33.000
‫- ولی مامان، تو که حرفمو باور می‌کنی، مگه نه؟
‫- این قضیه رو تمومش کن دیگه.

51:33.160 --> 51:39.560
‫نمی‌تونی خوشحال باشی که بابات
‫حداقل برای یه بارم که شده، قهرمان شده؟

51:59.040 --> 52:04.680
‫هیچکی نمی‌فهمه. اونا آدم اشتباهی رو گرفتن.
‫اون فقط یه نوچه‌ی بی‌اهمیته.

52:04.840 --> 52:10.040
‫بمب اصلاً فعال نشده بود.
‫چرا باید شروع کنن به بمب‌گذاری؟

52:10.200 --> 52:16.000
‫همه‌ش دزدی بود و تو خفا،
‫ولی این بار جلوی هزاران نفر آدم.

52:16.160 --> 52:19.680
‫انگار می‌خواستن که مردم ببینن.

52:19.840 --> 52:26.160
‫و هیچکسم قرار نبود آسیب ببینه.
‫فقط می‌خواستن بابا رو بکشونن اونجا.

52:26.320 --> 52:28.760
‫ولی چرا؟

52:28.920 --> 52:34.480
‫چرا دقیقاً بابا اولین نفر اونجا بود؟
‫هیچ گشتی‌ای نزدیکتر نبود؟

52:34.640 --> 52:39.760
‫باید قبل از اینکه پلیس اون لباسا رو بخره،
‫به پاتوقشون حمله کنیم! بیا!

52:39.920 --> 52:42.960
‫«من می‌تونم از اعتمادی که
‫چارلی بهم داره، سوءاستفاده کنم.»

52:43.120 --> 52:46.120
‫نه! اونا رو نخون!

52:46.280 --> 52:49.240
‫«افتخار تمام کارایی که چارلی می‌کنه رو
‫به اسم خودم تموم کنم.»

52:49.400 --> 52:54.040
‫«براش کارشکنی کنم و یواشکی
‫مانع موفقیتش بشم.»

52:54.200 --> 52:58.560
‫- اون دیگه مال گذشته‌ست، مهم نیست.
‫- من بهت اعتماد کرده بودم.

52:58.720 --> 53:03.240
‫ولی حق با تو بود.
‫آدم نباید به هیچکس اعتماد کنه.

53:11.680 --> 53:14.200
‫من بدون تو از پسش برنمیام.

53:20.920 --> 53:22.720
‫آآآآخ!

53:30.440 --> 53:33.760
‫- جا نزن! تسلیم نشو!
‫- من دیگه از شماها نصیحت نمی‌خوام.

53:33.920 --> 53:37.760
‫- دفعه پیش که خیلی خوب پیش نرفت.
‫- تو می‌تونی ثابت کنی که همه اشتباه می‌کنن.

53:37.920 --> 53:42.200
‫- فایده نداره. هیچکی گوش نمیده.
‫- سلام! اِ، جلسه دارین؟

53:42.360 --> 53:46.040
‫خب، چه شانسی آوردم پس!
‫اینجوری می‌تونین از نظرات منم استفاده کنین.

53:48.200 --> 53:53.360
‫- تو که می‌دونی پاتوق خلافکارا کجاست.
‫- من بدون چارلی نمی‌تونم این کارو بکنم.

53:53.520 --> 53:58.360
‫خیلی بی‌انصافیه. اون یه بچه نوزاده
‫و به قدرتای فوق‌العاده احتیاجی نداره.

53:58.520 --> 54:04.120
‫- فکر کن اگه به جای اون، تو این قدرتا رو داشتی.
‫- آره، ولی چطوری همچین چیزی ممکن بود؟

54:06.560 --> 54:10.360
‫بازم که من اومدم! چی رو از دست دادم؟
‫تو بودی که هولم دادی؟

54:10.520 --> 54:13.440
‫اوووف! اونجا نباید می‌پیچیدی!

54:24.000 --> 54:26.640
‫اِاِاِ، چه عالی! خوش اومدی.

54:28.600 --> 54:32.920
‫یه حسی بهم می‌گفت که پیدات میشه.

54:33.080 --> 54:36.520
‫اون‌وقت منم قدرتای فوق‌العاده می‌گیرم،
‫ولی برای چارلی که خطرناک نیست؟

54:36.680 --> 54:39.480
‫نه، نه. معلومه که نه.

54:40.800 --> 54:43.840
‫باشه. من انجامش میدم.

54:44.000 --> 54:47.200
‫چه خوب.
‫انتخاب خیلی عاقلانه‌ای کردی.

54:47.360 --> 54:51.360
‫- باید چی کار کنم؟
‫- خیلی ساده‌ست.

54:51.520 --> 54:54.720
‫فقط کافیه اینو بهش بدی.

54:59.040 --> 55:04.240
‫من این کارو برای همه می‌کنم.
‫من تنها کسی‌ام که می‌تونه این شهرو نجات بده.

55:05.800 --> 55:09.560
‫- همه‌چی به من بستگی داره حالا.
‫- تو نباید اونو بهش بدی...

55:09.720 --> 55:12.960
‫دیگه همین که هست!

55:21.520 --> 55:27.360
‫امروز اون مراسم بزرگ با حضور صدها پلیس
‫و خانواده‌هاشون برگزار میشه.

55:27.520 --> 55:32.560
‫اون موقع‌ست که شهر قرارداد رو با تأمین‌کننده‌های
‫اون تجهیزات حفاظتی امضا می‌کنه.

55:32.720 --> 55:36.560
‫- می‌خوای اون سخنرانی رو که... بشنوی؟
‫- چقدر طولانیه؟

55:36.720 --> 55:39.360
‫- شاید باید یه کم کوتاهش کنم.
‫- آره، امتحان کن.

55:43.120 --> 55:45.040
‫چی؟!

55:51.200 --> 55:55.000
‫آهای؟ چارلی؟ بیدار شو.

55:57.720 --> 56:00.720
‫صدا... صدا... نمیاد...

56:03.480 --> 56:05.480
‫من چی کار کردم؟

56:05.640 --> 56:08.480
‫- مامان! اون نمی‌تونه حرف بزنه!
‫- کی؟

56:08.640 --> 56:11.480
‫- چارلی.
‫- نه، می‌دونم. اون چهار هفته‌شه.

56:11.640 --> 56:14.440
‫تو نمی‌فهمی. اون یه چیزی خورده...

56:14.600 --> 56:19.040
‫- نمی‌تونم بگم، ولی...
‫- تو هم باید بیای. زود باش لباستو عوض کن.

56:19.200 --> 56:22.640
‫- تو که هیچ‌وقت با ما جایی نمیای.
‫- باشه، هر جور تو بخوای.

56:22.800 --> 56:26.040
‫یعنی چی، می‌خوای بیای؟

56:26.200 --> 56:31.800
‫- دارم دیوونه میشم. ما هم بچه بودیم اینجوری بودیم؟
‫- شلوار منو پیدا کن قبل از اینکه گریه‌م بگیره.

56:36.800 --> 56:41.640
‫من باید عجله کنم. اونجا می‌بینمتون.
‫یه لیموزین بعداً میاد دنبالتون.

56:41.800 --> 56:44.760
‫- وای، چه باکلاس!
‫- آره، یه کم باحاله.

56:44.920 --> 56:47.680
‫لیموزین؟ من چی باید بپوشم؟

56:52.480 --> 56:54.280
‫باز کن!

56:55.560 --> 56:59.240
‫- باید کمکم کنی!
‫- اون ماده رو خورده؟

56:59.400 --> 57:03.440
‫ولی یه چیزی این وسط درست نیست.
‫چه بلایی سر داداشم میاد؟

57:03.600 --> 57:07.720
‫اون ماده آروم آروم اثر می‌کنه.
‫اول قدرتاش کم میشه، بعد حرف زدنش و غیره.

57:07.880 --> 57:13.280
‫- تا وقتی که بشه یه بچه نوزاد کوچولو.
‫- برش گردون به حالت اول! تو می‌تونی!

57:14.800 --> 57:18.160
‫شاید بتونم،
‫ولی نمی‌خوام.

57:18.320 --> 57:23.960
‫- دیگه کار از کار گذشته.
‫- تو یه... موش کثیفی!

57:24.120 --> 57:27.720
‫حالا من میرم به مراسم
‫و قدرتای چارلی رو می‌دزدم.

57:27.880 --> 57:31.120
‫پس باید امیدوار باشیم که زنده بمونه.

57:31.280 --> 57:33.720
‫زنده... زنده بمونه؟

57:50.880 --> 57:54.440
‫- آره، این کارت عالی بود.
‫- ممنون.

57:54.600 --> 57:59.600
‫- و ممنون بابت لیموزین.
‫- لیموزین؟

57:59.760 --> 58:05.840
‫ببخشید. می‌خواستم بدونم امکانش هست
‫در مورد روش کاریتون یه سخنرانی بکنین؟

58:06.000 --> 58:11.480
‫من روش خاصی ندارم. فقط می‌خوام
‫بچه‌هام یه زندگی معمولی داشته باشن.

58:18.320 --> 58:22.720
‫صندلی ماشین بچه این جلو پیش منه.
‫اوه، خوابیده.

58:31.360 --> 58:33.600
‫خب، آخیش!

58:33.760 --> 58:37.240
‫مامان! چارلی!
‫با اون نرو! از ماشین بپرین بیرون!

58:37.400 --> 58:39.680
‫وایسا!

58:44.720 --> 58:47.720
‫وایسا! وایسا...

58:49.640 --> 58:52.200
‫نه، نه، نه، نه!

58:52.360 --> 58:56.040
‫- وای نه! دوچرخه خراب شد؟
‫- چی...؟

58:56.200 --> 58:57.640
‫آره.

59:00.080 --> 59:03.760
‫- بیا، می‌تونی دوچرخه منو قرض بگیری.
‫- وای، ممنون.

59:12.760 --> 59:16.960
‫- یه عکس می‌گیریم، مامان.
‫- آره، اوناهاشون!

59:19.040 --> 59:21.040
‫نه!

59:32.000 --> 59:36.480
‫باید پیاده شی، اون آدم بده!
‫می‌خواد قدرتاتو ازت بگیره!

59:36.640 --> 59:38.920
‫من قراره جایزه بگیرم.

59:43.120 --> 59:46.800
‫- با لیزر بزنش!
‫- نمی‌تونم.

59:46.960 --> 59:50.640
‫قدرتام... کار نمی‌کنن.

59:50.800 --> 59:53.240
‫من... خسته‌ام.

59:54.160 --> 59:56.360
‫الان که نباید بخوابی، می‌فهمی که؟

01:00:07.640 --> 01:00:10.080
‫مواظب باشین! برین کنار! راهو باز کنین!

01:00:19.960 --> 01:00:22.840
‫- هی آقا پسر! کجا با این عجله؟
‫- بذارین برم تو!

01:00:23.000 --> 01:00:27.000
‫- بابای من قراره جایزه بگیره.
‫- برو پی کارت پسرجون. زود باش گمشو.

01:00:30.440 --> 01:00:35.480
‫چارلی قراره با بابا رو صحنه باشه،
‫پس من می‌تونم ببرمش پشت صحنه.

01:00:35.640 --> 01:00:39.560
‫می‌تونین بهم اعتماد کنین.
‫من از اون آدمام که میشه بهشون اعتماد کرد.

01:00:39.720 --> 01:00:45.400
‫- آره، اون که باید بره رو صحنه...
‫- مامان، نذار چارلی رو ببره!

01:00:57.840 --> 01:01:01.080
‫- چارلی رو کجا داری می‌بری؟
‫- هیچ‌جا.

01:01:01.240 --> 01:01:05.560
‫خانومتون ازم خواست یه نگاهی بهش بندازم.
‫خوابیده، اون وروجک کوچولو.

01:01:05.720 --> 01:01:10.600
‫خوبه. وقتی معرفیش کردم، بیارش پیشم
‫رو صحنه.

01:01:12.120 --> 01:01:16.440
‫نه، اون خطرناکه! جلوشو بگیرین!
‫آهای!

01:01:16.600 --> 01:01:19.480
‫نه، نه، نه. کجان اینا؟

01:01:23.920 --> 01:01:26.360
‫خودشه! اونجاست!

01:01:27.360 --> 01:01:29.760
‫نه، در قفله!

01:01:42.000 --> 01:01:45.840
‫باورم نمیشه که پنجاه سال منتظر
‫این لحظه بودم. پنجاه سال!

01:01:46.000 --> 01:01:48.880
‫پنجاه سال! خیلی وقته‌ها.

01:01:49.040 --> 01:01:51.440
‫آره، ولی...

01:01:52.600 --> 01:01:56.400
‫- اصلاً انتظار یعنی چی؟
‫- من باید چارلی رو از اونجا بیارم بیرون!

01:01:58.520 --> 01:02:05.120
‫خب، بذار ببینم. مخزن اونجاست.
‫حالا فقط باید فعالش کنیم.

01:02:05.280 --> 01:02:07.280
‫اینم از این.

01:02:10.280 --> 01:02:14.400
‫خیلی سفت شده! نه!

01:02:14.560 --> 01:02:18.280
‫دیگه هیچ‌چی نمی‌تونه جلوی منو بگیره! حالا...

01:02:18.440 --> 01:02:21.920
‫چی؟ اون مخزنه کجا رفت یهو؟

01:02:25.280 --> 01:02:28.680
‫این یکی هم کار راه میندازه. آره، خوبه.

01:02:36.360 --> 01:02:41.960
‫و حالا پلیس سال رو بهتون معرفی می‌کنم!
‫یه کف مرتب به افتخارش!

01:02:50.920 --> 01:02:53.480
‫ممنون. ممنون.

01:02:53.640 --> 01:02:55.920
‫متشکرم و سپاسگزارم.

01:02:56.080 --> 01:03:00.680
‫می‌خوام از همسرم، بچه‌هام تشکر کنم.
‫مخصوصاً چارلی کوچولو که...

01:03:00.840 --> 01:03:03.560
‫الان نمی‌دونم کجا رفته البته...

01:03:03.720 --> 01:03:07.840
‫...ولی بذارین یه کم براتون تعریف کنم
‫چطوری اون خلافکار رو دستگیر کردم.
